کنفرانس در پارلمان ایتالیا-محکومیت اعدامهای فزاینده در ایران و همبستگی با مقاومت مردم ایران- قسمت اول

سخنان خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت

برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران

سخنرانی خانم نایکه گروپیونی نماینده پارلمان ایتالیا

 

مائورو باتزوکی ( روزنامه نگار)

«امروز این نشست بحث و گفتگو را که به ابتکار نماینده محترم، خانم نایکه گروپونی، سازماندهی شده است، آغاز می‌کنیم. دلیل برگزاری این جلسه آن است که بار دیگر اتفاقی در حال رخ دادن است که پیش‌تر نیز بارها شاهد آن بوده‌ایم؛ یعنی بار دیگر بر وضعیت ایران پرده‌ای از فراموشی و سکوت فرو افتاده است.

معمولاً روال بر این است که با وقوع موجی از اعتراضات و یا متأسفانه مانند شرایط کنونی، در پی درگیریها و بحرانهای نظامی، نگاهها و توجهات جهانی به آنچه در رژیم ایران و در این کشور می‌گذرد، معطوف می‌شود. اما پس از مدتی، این سکوت و بی‌تفاوتی حالتی مزمن به خود می‌گیرد؛ در حالی که در داخل ایران، آنچه نزدیک به پنجاه سال است جریان داشته، در زندگی روزمره مردم هم‌چنان ادامه دارد؛ یعنی اعدام‌ها، محاکمات صحرایی، شکنجه و تجاوز. با این حال، سخنی از آنها به میان نمی‌آید و از شدت حساسیتها کاسته می‌شود.

حکومت ایران نیمی از کل اعدام‌های جهان را به خود اختصاص داده است. بنابراین، ما امروز تلاش می‌کنیم تا مشعل توجه به این ستم‌ها و ناهنجاریها را روشن نگهداریم و این مهم را با حضور سخنرانانی برجسته و صاحب‌نظر انجام می‌دهیم.

باعث افتخار ماست که پیش از هر کس، این فرصت را داریم تا به سخنان خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، گوش فرا دهیم

بنابراین، بدون هیچ درنگی، تریبون را در اختیار خانم مریم رجوی قرار می‌دهم. بفرمایید».

 

سخنان خانم مریم رجوی:

خانم مریم رجوی: جنگ و تنشهای ماه‌های اخیر،جنگ اصلی در ایران را از نظرها دور نگه داشته است. جنگ اصلی میان رژیم حاکم و مردم ایران است که از ۴۵ سال پیش شروع شده و امروز در قیامهای ادامه‌دار مردم ایران و در فعالیت‌های کانون‌های شورشی جریان دارد

صلح و آزادی در ایران دو روی یک سکه است. اگر اتحادیه اروپا در فراخوانهای خود به صلح جدی است، باید همزمان به حق مردم و مقاومت ایران برای سرنگونی این رژیم اذعان کندو در کنار آنها بایستد

 

با سلام به قانون‌گذاران محترم در مجلس نمایندگان و سنای ایتالیا

از ابتکار تشکیل این جلسه و همبستگی شما با مقاومت مردم ایران برای آزادی و دموکراسی قدردانی می‌کنم.

شما که کشور تان در سده گذشته مقاطع سرنوشت‌سازی را تجربه کرده، به خوبی می‌توانید شرایط امروز کشور ما را درک کنید.

یک وضعیت ویژه، اضطراری و استثنایی شکل گرفته که با فشارهای طاقت‌فرسا روی دهها میلیون ایرانی همراه است.

پیامدهای این وضعیت، بی‌تردید هم بر سرنوشت ایران تأثیر دارد هم بر اوضاع خاورمیانه و اروپا.

جنگ و تنشهای ماه‌های اخیر، جنگ اصلی در ایران را از نظرها دور نگه داشته است.

در حقیقت، جنگ اصلی میان رژیم حاکم و مردم ایران است. این نبردی است که از 45 سال پیش شروع شده و امروز در قیامهای ادامه‌دار مردم ایران و در فعالیت‌های کانون‌های شورشی جریان دارد.

مردم ایران می‌خواهند به یک جمهوری با جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد، خودمختاری ملیتها و توسعه اقتصادی و اجتماعی دموکراتیک دست پیدا کنند. این چشم‌اندازی است که شورای ملی مقاومت ایران، نمایندگی می‌کند. در مقابل بقایای رژیم می‌خواهند حکومت در حال مرگ خود را حفظ کنند.

رژیم اکنون از جنگ خارجی برای استتار وضعیت وخیم خود استفاده می‌کند. به‌خصوص که موقعیت لرزان ولی فقیه جدید آن باعث شکاف‌های فزاینده در رأس حکومت شده است.

این رژیم خون‌ریز در هفته‌های اخیر، هشت تن از اعضای سازمان مجاهدین را در زندان قزلحصار حلق‌آویز کرد. پیکرهای آن‌هاهنوز به خانواده‌هایشان تحویل داده نشده و حتی برخی از اعضای خانوادهٔ این شهدا به‌خاطر پیگیری مزار آنها زندانی شده‌اند. تصاویر این سربداران را حتماً دیده‌اید.

و این هم عکس ۱۷ تن از شورشگران دستگیر شده در قیام‌ها که توسط این جلادان در دو ماه اخیر حلق‌آویز شدند.

قضاییه پر جنایت رژیم هم‌چنان‌که رئیس‌اش در هفته‌های اخیر بارها گفته است می‌خواهند به تصفیه خونین زندانها دست بزنند.

روشن است که این اعدام‌های روزانه به‌خاطر ترس از مردم ایران و قیام آن‌هاست. اما نتوانسته و نمی‌تواند مردم خشمگین را بترساند. به عکس انتشار پیام‌ها و نوشته‌های اعضای مجاهدین و سرودخوانی آنها در آستانه اعدام، الهام‌بخش جوانان ایران برای مقاومت هر چه بیشتر شده است. آنها عهد می‌بندند که تا سرنگونی این رژیم پیش بروند.

نمایندگان محترم!

در سال‌های گذشته تحت تأثیر سیاست مماشات در مورد مسأله ایران دیدگاههای اشتباه و انواع سردرگمی‌ها وجود داشت،

اما امروز سه موضوع اساسی اثبات شده است:

اول این‌که ـ دیکتاتوری دینی و جنگ‌افروز حاکم بر ایران دشمن مردم ایران است و یک خطر دائمی برای صلح و امنیت جهان.

دوم ـ پاسخ این حکومت آشوب‌زی چیزی جز سرنگونی نیست.

و سوم ـ سرنگونی این رژیم تنها از یک مسیر امکانپذیر است و آن قیام مردم و مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران است که در محور آن کانون‌های شورشی قرار دارند.

درست بودن این مسیر نه فقط به‌دلیل شکست شبه راه‌حل‌ها و ادعاهای بی‌پایه مدعیان، بلکه موفقیت این مسیر خود را در میدان مبارزه نشان داده است.

این مسیر الهام‌بخش نسل نو و بپا خاسته ایران است.

کافی است به جوانان اعدام شده در هفته‌های اخیر نگاه کنید که چگونه در بی‌دادگاههای رژیم از حقانیت مبارزه خود دفاع می‌کردند.

کافی است به دهها هزار جوان شورشی دستگیر شده در قیام دیماه نگاه کنید که رزمندگان این میدان هستند. هم‌چنین به ۶۳۰ تهاجم کانون‌های شورشی نگاه کنید که به مراکز رژیم که در خلال قیام دی صورت گرفت.

پنج روز پیش از شروع جنگ، در بامداد چهارم اسفند، واحدهای متعددی از مجاهدین شامل ۲۵۰ رزمنده مقر خامنه‌ای و مهم‌ترین مراکز حکومتی را در امنیتی‌ترین نقطه ایران هدف یک حمله هماهنگ قرار دادند. رژیم از تکرار این تهاجمات در وحشت و هراس است.

سه گروه سعی می‌کنند این فاکتور تعیین‌کنندهٔ معادله ایران را انکار کنند.

یکی رژیم است و طرف دیگر کسانی که هنوز در فکر مماشات با رژیم هستند و هم‌چنین کسانی که یک آلترناتیو فیک از بازماندگان دیکتاتوری سلطنتی ساخته‌اند.

بقایای سلطنت در روزهای اخیر رژه‌یی با لباس و پرچم ساواک شکنجه‌گر شاه در خیابانهای اروپا برگزار کردند. آنها همه چیزشان قلابی است جز تلاش‌شان برای برپایی یک دیکتاتوری و ساواک شکنجه‌گر.

البته در کشورهای غرب، پارلمانها و دولتها به میزان زیادی خود را از آغشته شدن به خیمه‌شب‌بازی حول بقایای دیکتاتوری سلطنتی دور نگه داشته‌اند

هم‌چنان که آقای ترتزی اخیراً گفت: پسر شاه پیشین، رهبری‌ای را به نمایش می‌گذارد که بیش از آن‌که متکی بر کنش واقعی در ایران باشد، بر اعتبار رسانه‌یی در خارج از کشور استوار است. اعضای مجاهدین هر روز با خطر شکنجه و چوبه دار روبه‌رو هستند. یک آلترناتیو ساختارمند و فعال در قلب کشور وجود دارد و آن شورای ملی مقاومت ایران است؛ نهادی که در واقع نقشی تاریخی و راهبردی بنیادین در امنیت جهانی ایفا کرده است.

بله، مردم ایران به سوی برپایی یک جامعه عاری از هر گونه استبداد در حرکت‌اند. به‌قول مسعود رهبر مقاومت: «جنگ ۶۰ سالهٔ ما با (دیکتاتوریهای) شاه و شیخ برای آزادی و استقلال تا پیروزی انقلاب دموکراتیک ادامه دارد».

قانون‌گذاران محترم!

اوضاع ایران و منطقه به نقطه حساس و خطیری رسیده است.

موقعیت اتحادیه اروپا ایجاب می‌کند که از هر سیاستی که تقویت‌کننده رژیم در مقابله با مردم ایران است، اجتناب کند.

از جمله نباید به سکوت درباره تراژدی اعدام زندانیان سیاسی ادامه دهد. این سکوت برای ادامه این جنایت به رژیم دست باز می‌دهد.

صلح و آزادی در ایران دو روی یک سکه است. اگر اتحادیه اروپا در فراخوانهای خود به صلح جدی است، باید همزمان به حق مردم و مقاومت ایران برای سرنگونی این رژیم اذعان کند و در کنار آنها بایستد.

مردم ایران بیش از هر زمان دیگری به تغییر سرنوشت خود نزدیک شده‌اند و انتظار دارند مدافعان آزادی و حقوق‌بشر در جهان از جمله در ایتالیا را در کنار خود ببینند.

از همه شما متشکرم و مشتاقانه منتظر شنیدن سخنان شما هستم.

 

نایکه گروپیونی-نماینده پارلمان ایتالیا، عضو کمیسیون خارجی

«وحید بنی‌عامریان» پیش از اعدام نوشت: «حتی اگر ما را بکشید، ما تکثیر خواهیم شد». در این جمله عمیق‌ترین معنای مقاومت ایران نهفته است. این آگاهی که قدرت یک آرمان را نمی‌توان با سرکوب از بین برد

مردم ایران دیکتاتوری مذهبی آخوندها را نفی کرده‌اند. همان‌گونه که بازگشت به الگوهای سلطنتی متعلق به گذشته را رد کرده‌اند. ایرانیان برای جایگزینی یک سرکوب با سرکوبی دیگر نمی‌جنگند، آنها می‌جنگند تا آزادانه آینده خود را انتخاب کنند

تظاهرات ۲۰ ژوئن در پاریس، تنها یک رویداد سیاسی نخواهد بود، بلکه طنین صدای ملتی است که از تسلیم شدن سرباز می‌زند

سلام خانم رجوی؛ برای من افتخار بزرگی است که از سوی تمامی حضار به شما خوش‌آمد بگویم. هم‌چنین به همکارانم درود می‌فرستم و از حضور و حمایت آنها تشکر می‌کنم.

موضوعاتی وجود دارند که به حوزه سیاست تعلق دارند و موضوعات دیگری که به وجدان انسان مربوط می‌شوند. اما ببینید، «آزادی» به هر دو حوزه تعلق دارد. در دموکراسی‌های غربی، ما اغلب تمایل داریم آزادی را امری مسلم، اکتسابی و تقریباً طبیعی بپنداریم. اما آزادی هرگز تصمین شده نیست. ارزش واقعی آن تنها زمانی درک می‌شود که انکار، سرکوب و خفه شود.

امروز می‌خواهم دقیقاً از همین مفهوم آغاز کنم؛ از جایی که آزادی هر روز در سکوت جهان خفه می‌شود. در زندانهای رژیم ایران، مردان و زنان به‌دلیل عقایدشان و به‌خاطر مطالبه حق، کرامت و دموکراسی، بازداشت، شکنجه و به اعدام محکوم می‌شوند. در ماه‌های اخیر شاهد تشدید دراماتیک اعدام‌های سیاسی بوده‌ایم. جوانان ایرانی پس از محاکمه‌های صحرایی، محروم از هر گونه ضمانت حقوقی و اغلب حتی بدون حقِ آخرین وداع با خانواده‌هایشان، به دار آویخته شده‌اند.

در میان آن‌ها، مهندس جوان، «وحید بنی‌عامریان» بود که پیش از اعدام، کلماتی را نوشت که در وجدان همه ما حک خواهد شد و من مایلم آن را بازگو کنم: «حتی اگر ما را بکشید، ما تکثیر خواهیم شد». در آن جمله، عمیق‌ترین معنای مقاومت ایران نهفته است؛ این آگاهی که قدرت یک آرمان را نمی‌توان با سرکوب از بین برد. می‌توان بدنها را پنهان کرد، اخبار را سانسور کرد و زندانها را پر کرد، اما نمی‌توان شعله میل به آزادی را در یک ملت خاموش کرد.

این دقیقاً همان چیزی است که رژیم بیش از هر چیز دیگری از آن می‌هراسد؛ همین دلیل، امروز نمی‌توانیم به یک همبستگی تشریفاتی یا بیانیه‌های کلیشه‌ای بسنده کنیم. مسأله ایران تنها مربوط به خاورمیانه نیست، بلکه به رابطه دموکراسی‌ها با ارزش‌های خودشان مربوط است. این موضوع به اعتبار ما و اعتبار غرب، زمانی که از حقوق‌بشر، آزادی و کرامت انسانی سخن می‌گوید، گره خورده است.

در این چارچوب است که شخصیت خانم «مریم رجوی» اهمیت ویژه‌یی پیدا می‌کند. من این شانس را داشته‌ام که چندین بار با ایشان ملاقات کنم. مسیر ما از سه سال و نیم پیش آغاز شد و خانم رجوی از همان ابتدا با آغوش باز از من استقبال کردند و اجازه دادند تا با دیدگاه سیاسی ایشان آشنا شوم. من با زنی مصمم، روشن‌بین و عمیقاً آگاه به مسئولیت تاریخی که بر دوش دارد، روبه‌رو شدم. برای من، هر بار که افتخار هم‌نشینی با ایشان را دارم، فرصتی است تا سهمی در تقویت ارزش‌های بنیادین و آزادی‌های انسانی ایفا کنم، نه تنها برای کشورم، بلکه برای تمام کسانی که به این ارزش‌ها باور دارند.

طرح ۱۰ ماده‌ای که ایشان پیشنهاد داده‌اند، یک پروژه سیاسی ملموس برای آینده ایرانی آزاد است: یک جمهوری دموکراتیک و غیرهسته‌ای، جدایی دین از دولت، انتخابات آزاد، تکثرگرایی سیاسی، برابری زن و مرد، لغو مجازات اعدام، حفاظت از اقلیت‌های قومی و مذهبی، استقلال قوه قضاییه و احترام کامل به حقوق بشر. این‌ها اصولی هستند که به بزرگترین دموکراسی‌های مدرن تعلق دارند؛ اصولی که میلیون‌ها ایرانی با شجاعت و با پرداخت بهایی سنگین، خواستار آن هستند.

معتقدم باید این را با صراحت بگوییم: مردم ایران پیش از این، هر گونه شکل از استبداد را رد کرده‌اند. آنها دیکتاتوری مذهبی آخوندها را نفی کرده‌اند، همان‌گونه که بازگشت به الگوهای سلطنتی متعلق به گذشته را رد کرده‌اند. ایرانیان برای جایگزینی یک سرکوب با سرکوبی دیگر نمی‌جنگند؛ آنها می‌جنگند تا آزادانه آینده خود را انتخاب کنند.

ما ایتالیایی‌ها ارزش این نبرد را به‌خوبی درک می‌کنیم. تاریخ ما، تاریخ میهن‌پرستان است؛ مردان و زنانی که برای وحدت، حاکمیت و آزادی مبارزه کردند. از عصر «ریزورجیمنتو» (جنبش اتحاد ایتالیا) تا دفاع از دموکراسی، ما به‌خوبی می‌دانیم که حقوق به کسی هدیه داده نمی‌شوند، بلکه از طریق شجاعت و فداکاری به دست می‌آیند. به همین دلیل، ما نمی‌توانیم بی‌تفاوت بمانیم و وظیفه داریم در کنار آنها مبارزه کنیم. ایتالیا باید با قاطعیت به حمایت از مردم ایران ادامه دهد، در سمت درست تاریخ بایستد و حق شهروندان ایرانی برای مقاومت در برابر ظلم و بنای یک جمهوری آزاد، دموکراتیک با احترام به کرامت انسانی را به‌رسمیت بشناسد.

در ۲۰ ژوئن آینده در پاریس، من نیز مانند هر سال، در کنار خانم رجوی و مجاهدین خلق حضور خواهم داشت تا در این نبرد عادلانه شرکت کنم. این تظاهرات تنها یک رویداد سیاسی نخواهد بود، بلکه طنین صدای ملتی است که از تسلیم شدن سرباز می‌زند. ما وظیفه اخلاقی و سیاسی داریم که به آن صدا گوش فرا دهیم، زیرا آزادی تنها به یک ملت تعلق ندارد. آزادی یک اصل جهانی است و هرگاه در هر کجای جهان انکار شود، وجدان تمامی دموکراسی‌ها را به چالش می‌کشد.

متشکرم.

 

 

22

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط