کنفرانس در پارلمان کانادا، افزایش بیسابقه اعدامهای سیاسی، نقش جامعه بینالمللی - قسمت آخر
۱۴۰۵/۳/۱۰
کنفرانس پارلمان کانادا با حضور آنلاین خانم مریم رجوی و جمعی از نمایندگان پارلمان کانادا و مقامات پیشین آمریکایی برگزار شد
در کنفرانسی در پارلمان کانادا با موضوع «افزایش بیسابقه اعدامهای سیاسی و نقش جامعه بینالمللی»، شماری از شخصیتهای سیاسی کانادا و آمریکا ضمن محکوم کردن سرکوب و اعدامها در ایران، بر حمایت از مبارزه مردم ایران برای آزادی، دموکراسی و استقرار یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت تأکید کردند.
سخنرانیهای:
کایل متیوز مدیر اجرایی موسسه امنیت جهانی مونترال
مارک دالتون – نماینده پارلمان کانادا
علی صفوی ازشورای ملی مقاومت ایران
علی ضیایی قهرمان پیشین ووشوی کانادا
کایل متیوز - مدیر اجرایی مؤسسه امنیت جهانی مونترال
من میخواهم به حضور اعضای خانوادههای قربانیان قتلعام سال ۱۹۸۸ در میان خودمان اشاره کنم. من به شجاعت شما و خواستهتان برای دموکراسی و حسابرسی از رژیم درود میفرستم. بدون اقدامات شما، امروز ما در اینجا حضور نداشتیم.
ما شاهد سرکوب فراملی بودهایم؛ اعضای جامعه ایرانی در اینجا، در کانادا، و همچنین در سطح بینالمللی توسط رژیم ایران هدف قرار گرفتهاند، که نشان میدهد این رژیم نه تنها مردم ایران در داخل را هدف قرار میدهد، بلکه دامنه اقدامات خود را به خارج از مرزها نیز میکشاند.
و این ما را دوباره به قتلعام سال ۱۹۸۸ بازمیگرداند. بگذارید بگویم رژیمهایی که شهروندان خود را به قتل میرسانند، از آن دسته رژیمهایی هستند که در کشتن شهروندان کشورهای دیگر نیز تردیدی به خود راه نخواهند داد. این رژیم هیچگونه نگرانی از تسلیح گروههای افراطی که به غیرنظامیان در سراسر خاورمیانه و حتی تا دوردستها در آرژانتین حمله میکنند، به خود راه نمیدهد.
مردم ایران با دشوارترین دوران در تاریخ مدرن خود روبهرو هستند. ۴۷ سال است که تحت یک حکومت مذهبی زندگی میکنند. ۳۸ سال از قتلعام ۱۹۸۸ میگذرد و اکنون ما شاهد تشدید اعدامهای سیاسی در ایران هستیم. این اعدامها در اواخر سال ۲۰۲۵ افزایش یافت و در سال ۲۰۲۶ به شدت اوج گرفت، به طوری که رژیم از بهانه درگیری با ایالات متحده و اسرائیل برای سرکوب شهروندان این کشور استفاده میکند. آنها اینترنت را قطع و تمام ارتباطات اینترنتی را مسدود کردهاند تا کارزار هماهنگ کشتار دولتی را پنهان کنند.
بنابراین ما باید با دقت بیندیشیم که برای محافظت از ایرانیان چه کاری میتوانیم انجام دهیم. بدیهی است که یک راهکار، فراهم کردن فناوریهای ارتباطی است تا بتوانیم از رویدادها باخبر شویم و فعالان در داخل ایران بتوانند با خارج از مرزها ارتباط برقرار کرده و جامعه جهانی را از جنایات در حال وقوع در آنجا مطلع سازند. این کار باید انجام شود. ما همچنین باید حکومت را به دلیل تداوم اعدامها مورد حسابرسی قرار دهیم.
ما باید در هرگونه گفتوگو با رژیم ایران، آنها را به خاطر این جنایات هولناک و گسترده پاسخگو نگه داریم و مورد حسابرسی قرار دهیم؛ جنایاتی که گزارشگر ویژه ملل متحد آنها را نمونهای از جنایت علیه بشریت دانسته است.بسیار سپاسگزارم.
علی صفوی ازشورای ملی مقاومت ایران
اجازه دهید در ابتدا مراتب قدردانی صمیمانه خود را از به رسمیت شناختن قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در ایران در سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) توسط کانادا ابراز کنم؛ جنایتی هولناک که قربانیان آن هنوز در انتظار عدالت هستند.
آنچه امروز در ایران میگذرد، در جوهر خود، نبردی است میان سرکوب و دموکراسی، استبداد و آزادی، دیکتاتوری و اراده حاکم بر مردم ایران.
رژیم آخوندی امروز شاید در ضعیفترین نقطه تاریخ خود قرار دارد. بحرانهای ساختاری که سوخت خیزشهای سراسری دیماه ۱۳۹۶، دیماه ۱۳۹۷، آبان ۱۳۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ را تأمین کردند، یعنی فروپاشی اقتصادی، فساد، انحصارطلبی سیاسی، سرکوب اجتماعی و خشم عمیق عمومی نه تنها کاهش نیافتهاند، بلکه تشدید شدهاند.
جنگ واقعی در ایران میان این رژیم و قدرتهای خارجی نیست. جنگ واقعی ۴۷ سال است که میان مردم ایران و دیکتاتوری مذهبی حاکم در جریان است. رژیم بیش از آنکه از ارتشهای خارجی هراس داشته باشد، از مردم ایران میترسد؛ و همین امر توضیحدهنده چیزی است که امروز شاهد آن هستیم: شتاب سرسامآور اعدامها در ابعادی که از زمان قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸ دیده نشده است. از تاریخ ۱۹ مارس به این سو، دستکم ۳۰ مخالف حکومت، از جمله هشت تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، اعدام شدهاند، در حالی که ۱۱ تن دیگر همچنان در آستانه اعدام قرار دارند.
از دیدگاه مقاومت ایران، تغییر دموکراتیک بر پیوند دو عامل استوار است: خیزش مردمی و مقاومت سازمانیافته. تغییر نیازمند رهبری، تداوم، انضباط و جهتدهی است. این دقیقاً همان نقشی است که «کانونهای شورشی» مجاهدین خلق در داخل ایران ایفا میکنند؛ شبکههایی از زنان و مردان جوان و شجاع. آنها در شرایط سرکوب فوقالعاده، پویاییِ مخالفتها را حفظ میکنند، اقدامات مقاومت را سازمان میدهند، سرکوب را افشا میکنند، ماشین ترس را به چالش میکشند و امید را زنده نگه میدارند.
یک پرسش حیاتی باقی میماند: پس از آن چه خواهد شد؟ شورای ملی مقاومت ایران تحت هدایت خانم رجوی، یک جایگزین دموکراتیک ارائه داده است. این شورا تشکیل یک دولت موقت را اعلام کرده است که مأموریت دارد در یک دوره انتقالِ ششماهه، انتخابات آزاد و منصفانه را برای تشکیل مجلس مؤسسان برگزار کند. این طرح برای انحصار قدرت طراحی نشده، بلکه چارچوبی است برای واگذاری حق حاکمیت به مردم ایران از طریق انتخابات آزاد و منصفانه برای تشکیل مجلس مؤسسان در یک دوره انتقالی ششماهه. جمهوریِ مبتنی بر تکثرگرایی، حاکمیت قانون، انتخابات آزاد، برابری جنسیتی، لغو حکم اعدام و یک ایران غیراتمی.
در این زمینه، اجازه دهید چند کلمهای درباره رضا پهلوی، فرزند شاه سابق، بگویم. رضا پهلوی اصولاً بر ارثیه سلطنتی استوار است و نه بر مشروعیت دموکراتیک. رفتار او در جریان خیزشهای سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ متناقض و در لحظات حساس، به طور عینی همسو با منافع رژیم ایران بوده است. او در یک لحظه تعیینکننده در ژانویه ۲۰۲۶، بر خلاف یک فراخوان فرصتطلبانه برای بسیج، به مقامات بهانهای مناسب داد تا یک خیزش اصیل را محرکشده از خارج جلوه دهند و بدین ترتیب، سرکوب و کشتار جمعی را توجیه کنند. این امر تنها شکاف میان لفاظیهای او و واقعیتهای موجود در میدان را آشکار ساخت.
او همچنین از فاصله گرفتن از میراث تاریک پدر و پدربزرگش ، ۵۳ سالی که با سرکوب، سانسور، شکنجه، زندان و نقض سیستماتیک حقوق بشر همراه بود ، خودداری کرده است. در عوض، با گستاخی به آن میراث خونین ابراز افتخار کرده است.
افزون بر این، مشاوران نزدیک او پیش از آنکه مجدداً به سلطنت علاقهمند شوند، به رژیم کنونی خدمت میکردند؛ و شاید نگرانکنندهترین مسئله، حمایت او از احیای نمادهای ساواک باشد. ارعاب صداهای مخالف، روندی نگرانکننده است. برای ایرانیان، ساواک یک نوستالژی نیست؛ بلکه به معنای شکنجه، نظارت، ترس، زندان و قتل سیاسی است. در پرونده غمانگیز ترور مسعود مسجودی در کانادا، افراد مرتبط با رضا پهلوی در ارتباط با قتل او با بازپرسیهای کیفری روبهرو شدند. این موضوع باید حقیقتی اساسی را به ما یادآوری کند: فرهنگ سیاسی اقتدارگرا زمانی آغاز میشود که ارعاب عادیسازی شود. مردم ایران هم عمامه و هم تاج را رد کردهاند.
کانادا باید دوراهی دروغین میان «مماشات» و «جنگ» را رد کند و از خواستههای دموکراتیک مردم ایران، مقاومت سازمانیافته آنان و چارچوب شورای ملی مقاومت برای گذار دموکراتیک به یک جمهوری آزاد حمایت کند.
آینده ایران نه به ملاها تعلق دارد و نه به مستبدان موروثی. این آینده متعلق به مردم است و آنها بهای آن را با فداکاری، شجاعت و پایداری فوقالعاده خود پرداختهاند. بسیار سپاسگزارم.
علی ضیایی - قهرمان پیشین ووشوی کانادا
از حضور تکتک شما سپاسگزارم و از توجهتان تشکر میکنم. نام من علی ضیایی است. من قهرمان سابق ووشوی کانادا و عضو سابق تیم ملی کانادا هستم. در حین آماده شدن برای این سخنرانی، به سخن بسیار تأثیرگذاری برخورد کردم که مایلم صحبتهایم را با آن آغاز کنم. این پیماننامه میگوید: «من سوگند یاد میکنم که تا آخرین نفس و آخرین قطره خونم به قیام ادامه دهم و تا سرنگونی رژیم پلید ایران، در هیچ مبارزهای کوتاهی نکنم.»
اینها سخنان وحید بنیعامریان است؛ یکی از جوانان شجاع ایرانی که تصویر او را اندکی پیش دیدید. او به دلیل عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران، توسط رژیم ایران اعدام شد. و اینها تنها سخنان یک فرد نیست، بلکه عهد و پیمان هزاران تن دیگر است که سوگند یاد کردهاند این رژیم را سرنگون کنند.
در حالی که آخوندها تصور میکنند میتوانند با شکنجه و اعدام صدای ما را خاموش کنند، درک نمیکنند که هر تازیانه، هر گلوله و هر طناب دار، بذرهای مقاومت را حتی فراتر و عمیقتر در دلهای آزادیخواهان میکارد. آنها گمان میکنند که در دل ما ترس میکارند، اما در واقع، ترس خودشان را از پیروزی حتمی مردم ایران و مقاومتشان برملا میکنند.
سازمان مجاهدین خلق ایران و کانونهای شورشی در داخل کشور، تنها مقاومت سازمانیافتهای هستند که از تجربه و برنامهای واقعی برای سرنگونی حکومت ایران برخوردارند. همانطور که از طریق شکنجه و اعدام اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق آشکار شده، واضح است که حکومت ایران تا چه حد از این سازمان واهمه دارد؛ و این شاید متقاعدکنندهترین نشانه از میزان کارآمدی و تأثیرگذاری واقعی این سازمان باشد.
از جامعه بینالمللی میخواهم از طرح ۱۰ مادهای مریم رجوی که نقشهراه سیاسی «شورای ملی مقاومت ایران» و دولت موقت آن برای انتقال حاکمیت به مردم ایران در یک دوره ششماهه با انتخابات آزاد سراسری و دموکراتیک، پس از سرنگونی رژیم است، حمایت کند. از توجه شما سپاسگزارم.
کنفرانس در پارلمان کانادا با سؤال و جواب از شرکتکنندگان در جلسه ادامه یافت. در این قسمت، مارک دالتون، نماینده پارلمان کانادا، طی سخنان کوتاهی گفت:
مارک دالتون – نماینده پارلمان کانادا
من به نمایندگی از همه ما در پارلمان و مهمانان صحبت میکنم، وقتی از مشارکت فوقالعاده ایرانیان مقیم کانادا تقدیر میکنم. واقعاً شگفتانگیز است. شما بار سنگین و درد بزرگی را به دوش میکشید. من با افراد مختلفی صحبت کردهام که شکنجه شدهاند، یا اعضای خانواده و آشنایانی دارند که در ایران شکنجه شده یا به قتل رسیدهاند و آرزوی آزادی آنها را دارند. از این رو، من واقعاً این ایستادگی را تحسین میکنم.
من همچنین، به عنوان نمونه در منطقه ونکوور، تظاهراتی را که سالهاست برای جلب توجه افکار عمومی جریان داشته، تحسین میکنم.
ما در کنار مردم ایران برای آزادی و دموکراسی ایستادهایم؛ همانطور که به طرح ۱۰ مادهای اشاره شد. من فکر میکنم این یک طرح بسیار خوب است و من از آن حمایت میکنم. به مسیر خود ادامه دهید. من باور دارم آن روز موعود در حال فرا رسیدن است. آن روز خواهد آمد. متشکرم.
