خصوصیسازی یا فریب آمارها و غارت سرمایههای ملی؟
۱۴۰۵/۳/۲۰
بررسی خصوصسازی در رژیم آخوندی
خصوصیسازی در اقتصاد کشورهای مختلف، آثار متفاوتی بهجا گذاشته، نقدها و تأییدهای زیادی هم بر اون نوشته شده؛ ما در این گزارش قصد نداریم، موضوع خصوصیسازی رو بررسی کنیم؛ بلکه قصد داریم آنچه رژیم آخوندی تحت عنوان خصوصیسازی از دههی ۷۰ پیش برده رو بررسی کنیم.
ابتدا اجازه بدید یک خبر رو بخونم، روزنامهی حکومتی جهان صنعت روز ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ نوشت: «براساس دادههای سازمان خصوصیسازی از مجموع ۶/۷۸۳همت واگذاری انجامشده از سال۱۳۹۰تا۱۴۰۳ حدود ۸/۴۴۹همت از مسیر رد دیون بوده است. بهبیان دیگر ۴/۵۷درصد کل واگذاریهای این دوره نه از مسیر فروش عادی سهام بهمتقاضیان بلکه در قالب رد دیون ثبت شده است»
به زبان خیلی ساده یعنی رژیم، به اسم واگذاری به بخش خصوصی این سرمایهی عظیم رو به اشخاص حقیقی یا حقوقی تحویل داده که از دولت طلب داشتن!
کمی موضوع خصوصیسازی در رژیم آخوندی رو به عمق ببریم
سال ۱۳۸۴ در دوران پاسدار احمدینژاد و بهدستور خامنهای یک تغییری در قانون اساسی رژیم انجام دادن بر اساس این تغییر قرار شد ۸۰ درصد شرکتهای دولتی به بخش خصوصی واگذار شود.
اما بهاسم خصوصیسازی، خامنهای و دولتهاش چکار کردن؟
در آبان ۱۴۰۳ عبدالناصر همتی وزیر وقت اقتصاد و رئیس بانکمرکزی کنونی رژیم در رابطه با روند که خصوصیسازی در رژیم طی کرده گفته بود: «از مجموع واگذاریها، ۱۱درصد به بخش خصوصی بوده است و ۲۹درصد درمجموع واگذاریها به نهادهای عمومی تعلق دارد و ۵۶ درصد نیز رد دیون است»
یعنی از همون بهاصطلاح ۴۰ درصد بخش خصوصی هم ۲۹ درصدش از این جیب به اون جیب بوده و فقط مسئولیت این بخشها از روی دولت کنار رفته! خب حالا ممکنه این سؤال پیش بیاد خب این چه کاریه؟ یکقلم کارگران این بخشها در چنگال و چنبرهی پیمانکارهای سپاه افتادن و همون حداقل حقوق و مزایا و بیمه هم به قراردادهای سفید امضا تبدیل شد.
حالا بریم سر اون رد دیون!
روز ۲۳ بهمن ۴۰۳ خبرگزاری حکومتی مهر از واگذاری سهام شرکتهای فولاد مبارکه اصفهان و شرکت ملی صنایع مس ایران به آستان قدس رضوی خبر داد. حالا شیوهی این واگذاری رو ببینید. اول گفتن چون بدهی دارن سهامشون رو برای فروش بگذارن، بعد گفتن به علت اینکه سهام این شرکتها بهفروش نرسیده خود سهام رو به آستان قدس واگذار کنن؛ یعنی این شرکتها رو به آستان قدس بفروشن؛ اما با یک تفاوت عجیب اون هم اینکه در فروش سهام به آستان قدس قیمت به نصف و کمتر از نصف تقلیل پیدا میکنه.
سهام شرکت فولاد به قیمت ۴۸درصد و شرکت ملی صنایع مس ایران به ۵۰ درصد ارزش سهام واگذار شده! اونهم با چه شرایطی؟!!
درصد نقد و مابقی قابل تهاتر با مطالبات آستان قدس رضوی از دولت!!! حالا آستان قدس چه طلبی از دولت داره؟ هیچی پولهایی که برای نیابتیها و مزدورانشون ارسال کردن طلب این دستگاههای بیت خامنهای از دولته!!!
حالا یکبار جمع بزنیم ببینیم این خصوصیسازی چطور شده؟ ۵۷ تا ۶۰ درصد که رد دیون بود که معلوم شد طلبکارهای دولت همون بخشهایی از امپراتوری مالی خامنهای هستن. ۲۹ درصد هم که واگذاری به نهادهای عمومی بوده. یعنی بجز همون ۱۱ درصد که بر اساس آمارهای خودشون به بخش خصوصی واگذار شده، ۸۹درصد این سرمایهی عظیم به زیرمجموعههای بیت خامنهای و سپاه پاسداران تبدیل شدن.
البته در این میان باید از «شاهکار» ملاخور کردن صنعت نفت که مصدق و ملت ایران به خون جگر اون رو ملی کردن و رژیم این سرمایهی ملی رو به اسم خصوصیسازی، درواقع خصولتی سازی کرد و به حیات خلوت خودش برد تا کسی نفهمه پول نفت از کجا میاد و به کجا میره بحث جداگانهایه که در این مجال جای پرداختن بهش نیست؛ ولی نتیجهاش یک قلم دهها شرکت پتروشیمی پالایشگاه نفت است که یک سرشون در بیت خامنهای و سر دیگرشون در سپاه هست و در اولین گام خصوصیسازی هزاران کارگر ثابت رو به قراردادی های سفید امضا تبدیل کردن یعنی حق بیمه و بازنشستگی اونها رو یک جا بالا کشیدند.
نتیجهی روندی که در حکومت آخوندی بهاسم خصوصیسازی پیش بردن در این ۳ دهه چی بوده؟
- تأسیس کارخانه ها و شرکتهای سودآور برای مافیاهای حاکم و زیانآور برای مردم
- کاهش درآمدها و دستمزدهای مردم در مقایسه با نرخ دلار و تورم
- افزایش مالیاتها و حذف تدریجی یارانهها
- چاپ اسکناس بیپشتوانه که این افزایش نقدینگی باعث ایجاد تورم و کوچک شدن سفره مردم شده.
آثار اون چی بوده؟ همین وضعیت فروپاشی زیرساختهای برق و آب و گاز، گرانیهای سرسامآور، سفرههای خالی مردم ایران، محصول چنین سیاستی بوده که خامنهای پیش برده
