چرا به تظاهرات سی خرداد میروم
۱۴۰۵/۳/۲۰
ضرورت گردهمایی مقاومت ایران در سی خرداد ۱۴۰۵
امسال هموطنان خارج از کشور به دعوت مقاومت ایران در سی خرداد برابر با بیست ژوئن یک گردهمایی بزرگ تشکیل خواهند داد. اما ضرورت این گردهمایی چیست؟ چرا هموطنان ما در این گردهمایی شرکت میکنند؟ و چه پیامی میخواهند بدهند. گزارشی که می شنوید تنها به یکی از اهداف این گردهمایی اشاره دارد.
در بخشی از فراخوان مقاومت ایران برای گردهمایی سی خرداد آمده است: رهبر مقاومت اعلام کرد: خامنهای مرد و اینک خلق زنده میشود مشروط بر اینکه نگذاریم حاصل رزم و رنج و خونها بر باد برود و چرخهٔ ۱۰۰ ساله استبداد با سرقت حاکمیت ملت ادامه پیدا کند».
در راستای این حفاظت از حاصل رزم و رنج و خونهای مردم ایران، بسیاری از شخصیتها و رسانهها و اعضای مقاومت سخن گفتهاند. از جمله آقای استیونسون روز هیجده می برابر با ۲۸ اردیبهشت در مقالهای نوشت:
نمایش اخیر در رگنزبورگ آلمان، جایی که افراد رضا پهلوی با بنرها و تیشرتهایی با نشان ساواک راهپیمایی کردند، باید هر کسی را که برای دموکراسی، حقوقبشر و حافظه تاریخی ارزش قائل است، نگران کند. نمایش نشان پلیس مخفی شاه صرفاً یک نوستالژی نیست. این نشان، به طرز نگرانکنندهتری، نشاندهنده تمایل به احیای یکی از مخوفترین ابزارهای سرکوب در تاریخ مدرن ایران - و در واقع جهان - است.
برای میلیونها ایرانی، ساواک مترادف با ترور بود. این سازمان که در سال ۱۹۵۷ تحت حکومت محمدرضا پهلوی تأسیس شد، به ستون فقرات حکومت استبدادی سلطنت تبدیل شد.
مارک دالتون نماینده پارلمان کانادا نیز در مورد اهمیت مشارکت در گردهمایی سی خرداد و افشای شکنجههای ساواک طی سخنان کوتاهی گفت:
وقتی از مشارکت فوقالعاده ایرانیان مقیم کانادا تقدیر میکنم. واقعاً شگفتانگیز است. شما بار سنگین و درد بزرگی را به دوش میکشید. من با افراد مختلفی صحبت کردهام که شکنجه شدهاند، یا اعضای خانواده و آشنایانی دارند که در ایران شکنجه شده یا بهقتل رسیدهاند و آرزوی آزادی آنها را دارند. از این رو، من واقعاً این ایستادگی را تحسین میکنم.
برادر مجاهد مهدی ابریشمچی نیز نمونههایی از شکنجههای ساواک را در ارتباط مستقیم بیان کرد
مهدی ابریشمچی:
«ساواک شاه حنیف کبیر رو در معرض وحشیانهترین شکنجهها قرار داد. من وقتی دستگیر شدم، در شکنجهگاه اوین من رو در سلول شمارهٔ ۲۰ انداختن، حنیف بنیانگذار در سلول ۱۹ بود. اولین بار که حنیف رو از دریچهٔ سلولم دیدم واقعاً وحشت کردم. چهرهٔ حنیف قابل شناختن نبود، از جمله دماغش رو واقعاً خرد کرده بودن. یه بار منو برای اینکه زیر بازجویی مقاومتو درهم بشکنن به اتاقی که حنیف کبیر رو زیر وحشیانهترین شکنجه با رگبار کابل بر تمام هیکلش قرار داشت بردند و بازجوی من که اسمش کمالی جانی بود گفت، ببین با رئیستون چکار کردیم و داریم میکنیم، »
بله! افشای شاه و شیخ شکنجهگر تنها یکی از انگیزههای هموطنان ما برای شرکت در تظاهرات سی خرداد است.
