۱۴۰۵/۳/۲۹
مسعود رجوی درباره ۳۰ خرداد- اشرف نخستین -۱۳۸۹
۱۴۰۵/۳/۲۹
درباره ۳۰ خرداد- اشرف نخستین -۱۳۸۹
سی خرداد در بحبوحه گرما، گرمترین ایام و روز روزهای مجاهدین هم هست، از هفت بابت، سرآغاز مقاومت سراسری، روز شهیدان و زندانیان سیاسی، سالگرد تأسیس ارتش آزادیبخش ملی، سالگرد فتح شهرمهران، که بعد در کمتر از یک ماه دجال لعین را ناگزیر کرد زهر آتشبس بخورد.
سالگرد شکست کودتای ۱۷ژوئن و پیروزی مریم و مقاومت ایران در بزرگترین ضربه و توطئه ارتجاعی و استعماری، سالگرد قیام و درهم شکستن یوغ و طلسم ولایت فقیه.
و مهمتر از همه برای مجاهدین ۳۰ خرداد سالروز انقلاب ایدئولوژیک درونی، انقلاب مریم که امروز از ۳۰ خرداد سال۱۳۶۴ تابهحال مجاهدین رو حفظ کرده تضمین کرده و به جلو پرتاب کرده. استمرار و تداوم مقاومت را حفظ کرده، به مقاومت استمرار و تداوم بخشیده، و نگذاشته است که مقاومت سازمانیافته مردم ایران را سر ببرند یا شقه بکنند یا متلاشی کنند و یا درش نفوذ کنند و به جای مقاومت جز اپورتونیسم و فرصتطلبی چیزی باقی نگذارند.
گفته بودیم که ۳۰خرداد خط سرخی بود که صف خمینی و ضدخمینی را برای همیشه از هم جدا کرد، صف ارتجاع را از انقلاب، تعریف جبهه خلق را بهدست داد که همانا جبهه سرنگونی این رژیم است.
روزی است که ما را محارب اعلام کرد. گفته بودیم که چنگ در چنگ مهیبترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران هستیم که از عمق اعصار جاهلیت و خُرافه سر برداشته.
گفته بودیم که به حیات خفیف و خائنانه و به ذلت تن نمیدهیم ولو با سنگینترین بها، با الهام از سیدالشهدا، عاشوراگونه وارد و خارج میشویم. اما خواست خدا و آگاهی و حمایت خلقمان، به جای مسیر عاشورا گونهیی که ما در آن قدم گذاشتیم، مسیر دیگری را رقم زد که شتابان رو به پیروزی به پیش میرود. گفته بودیم که 30خرداد با همه درخشش و با همه سرخفامیش، حدفاصلی شد برای دموکراسی و دیکتاتوری، سرمشقی برای آنچه که باید کرد. متقابلا همه وارفتگان و وادادگان و کسانی که خمینی را ترجیح میدادند، شما را تخطئه کردند و برای از بین بردن و نابودی و متلاشی شدن شما از چیزی کوتاهی نکردند پس از اینطرف مجاهد خلق و خلقش حق دارد که از ۳۰خرداد الگویی برای آنچه که باید کرد ارائهٔ بدهد و در طرف مقابل آنها هم نمونهای از آنچه که هرگز نباید کرد ارائه بکنند. تاریخ ایران قضاوت خودش را خواهد کرد.
در روزگار ما عقلهای تاجرپیشه، واضح است که کار شما و ایستادگی شما همین امروز هم در اشرف محترمانهترین صورتش البته، دیوانگی میدانند. این مبارزه را بیحاصل، بیهوده، بینتیجه، بیآینده و بدون هر گونه چشماندازی برای پیروزی میدانند. که هیچ چیز جدیدی نیست از قدیم چنین بوده است اما مجاهدین با رود خروشان خون شهیدانشان و حماسهای که از ۳۰خرداد سال ۶۰ تا امروز درسهای دیگری ارائه کردند.
«عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست (عقل تاجرپیشه)
عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست عشق گوید راه هست و رفتهام من بارها
عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد عشق دیده آن سوی بازار او، بازارها
ای بسا منصور پنهان اعتماد جان عشق ترک منبرها بهگفته بر شده بر دارها
البته که اگر کسی دیوانه و در حقیقت شیفته و جانباخته آزادی خلق و میهنش نیست جاش در مجاهدین نبوده و نیست
در آفریقای جنوبی تبعیض نژادی بود ما در ایران در دوران آپارتاید مذهبی به سر میبریم آپارتاید دینی البته دین خمینی و خامنهای! که جز کیش جهل و جنون و جنایت هیچ چیزی نیست.
بله ایلغار خمینی فقط با حمله مغول قابل مقایسه است ایلغاری به تاریخ و تمدن ایران.
شبیخونی به اسلام و قرآن و تاریخ اسلام مردمگرا.
