گردهمایی جهانی ایران آزاد در پاریس ـ ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ ـ سناتور رابرت توریسلی
۱۴۰۵/۳/۳۰
سخنرانی سناتور رابرت توریسلی
سناتور رابرت توریسلی از حامیان باسابقه مقاومت ایران در سخنرانی پرشوری با تجلیل از ایستادگی سالیان و رهبری خانم مریم رجوی، بر عزم جزم آزادیخواهان برای سرنگونی رژیم ایران تأکید کرد. وی با گرامیداشت پایداری قهرمانان اشرف و مجاهدتهای کانونهای شورشی در سراسر کشور، خاطرنشان کرد که سرنوشت ایران آزاد نه توسط قدرتهای خارجی یا بقایای دیکتاتوری گذشته، بلکه در کف خیابانهای تهران و به دست مردم و مقاومت سازمانیافته رقم خواهد خورد
متن سخنرانی سناتور رابرت توریسلی
متشکرم. بسیار سپاسگزارم. خیلی ممنون.
خانم رجوی، ایستادن در کنار شما در این سالهای طولانی، یکی از افتخارات زندگی من بوده است. قطعاً لحظاتی وجود دارد که این بار سنگین، طاقتفرسا میشود. با این حال، فکر میکنم به نمایندگی از همه کسانی که اینجا هستند سخن میگویم؛ همه کسانی که امروز در خیابانهای پاریس از حق سخن گفتن محروم شدند، آن روحهای شجاعی که در زندانهای ایران نشستهاند و در انتظار کشیدن آخرین نفس خود هستند، و هر روح شجاعی در هر گوشه خیابان، در هر آپارتمان، در هر خودرو و در هر گوشه از ایران که منتظر است تا این مبارزه را آغاز کند. خدا به شما برکت دهد و سپاسگزارم برای تمام کارهایی که انجام دادهاید.
خطاب به دوستانمان در اشرف؛ من این موضوع را قبلاً هم با شما در میان گذاشتهام، اما تکرار آن ارزشش را دارد. به یاد میآورم در دوران کودکی، زمانی که میان دوستانمان جمع میشدیم، اولین چیزی که هنگام ملاقات با فردی جدید میپرسیدیم این بود: «پدرت در طول جنگ چه کار میکرد؟» روزی فرا خواهد رسید که در تکتک کافهها و رستورانهای تهران، و در واقع در هر شهر و روستایی در سراسر کشور، کودکان با صدایی آکنده از غرور و چشمانی درخشان خواهند گفت: «زمانی که شرایط در ایران در تاریکترین حالت خود بود، زمانی که امید تقریباً از دست رفته بود، پدرم، عمویم، عمهام، خواهرم یا برادرم در اشرف بودند. آنها هرگز تسلیم نشدند، هرگز سازش نکردند و هرگز کوتاه نیامدند.»
کانونهای شورشی پلاکهای افتخار و آزادی را بر دیوارهای تهران بنا میکنند
وقتی در خیابانهای این شهر باشکوه (پاریس) قدم میزنید، گاهی به یک پلاک برنزی برمیخورید که نشان میدهد مبارز فرانسویِ فوقالعاده شجاعی در آنجا جان خود را فدا کرده، اما برای آزادی فرانسه ایستادگی نموده است. خطاب به شما در کانونهای شورشی در سراسر ایران که جان خود، خانوادهتان و هر آنچه برایتان عزیز است را به خطر میاندازید، سخنان مرا به خاطر بسپارید: فرزندان شما روزی در خیابانهای تهران قدم خواهند زد و به پلاکهای روی دیوارهای آن شهر سربلند اشاره خواهند کرد و خواهند گفت که این همانجایی است که شما در راه مبارزه برای ایرانی آزاد ایستادگی کردید.
من عاشق فرانسه و فرهنگ فرانسوی هستم، بنابراین در واکنش به رویدادهای امروز تنها یک جمله خواهم گفت: فرانسه، شأن تو فراتر از این رفتارهاست.
بنابراین، برای من، این مبارزه به نوعی به نقطه آغازین خود بازگشته است. در سال ۱۹۷۹ به عنوان یک دستیار جوان در کاخ سفید، روی چمنهای کاخ سفید ایستاده بودم، در حالی که هزاران جوان ایرانی در خیابانهای واشنگتن تظاهرات میکردند و مأموران ساواک نیز در آنجا حضور داشتند تا درگیری ایجاد کنند، دردسر بتراشند و مراسم را مختل کنند. ۴۷ سال بعد، آمدن به پاریس و شنیدن اینکه دولت فرانسه میگوید حق تجمع ما را سلب میکند زیرا هواداران پهلوی ممکن است دردسر ایجاد کنند، دو چیز را به من نشان میدهد: خاندان پهلوی هیچ چیز نیاموختهاند و به عنوان نیرویی در آینده ایران کاملاً فاقد اعتبارند. پی کار خود بروید!
آزادی ایران تنها در کف خیابانهای تهران و به دست مردم محقق میشود
بنابراین، ما وارد فصل جدیدی شدهایم و میدانم که من به عنوان یک آمریکایی، تا حدی از دیدگاهی متفاوت با بسیاری از شما سخن میگویم. به من این رخصت را بدهید؛ این فصل جدید، ناشناخته است و خطرات عظیمی به همراه دارد. . در طول ۴۷ سال گذشته، حکومت ایران هرگز به هیچ توافقی پایبند نبوده است؛ آنها نمیتوانند سر حرف خود بایستند و تفاوت بین حقیقت و دروغ را نمیدانند. این موضوع به اقدامات پایان نداد، بلکه صرفاً وقفهای در آن ایجاد کرد.
همچنین میدانم که وقتی اقدامات نظامی آغاز شد، انتظارات به شدت بالا رفت. انتظارات من هم بالا رفت، اعتراف میکنم. فکر میکردیم: «این پایان کار است، کار آنها تمام شده است، اکنون زمان سقوط را به جای هفتهها با روزها میسنجیم.» اما همه ما میدانیم که قرار نبود هرگز اینگونه شود. کشورها توسط نیروی هوایی خارجی، حتی یک نیروی هوایی بزرگ، آزاد نمیشوند. چنین اتفاقی نمیافتد. در واقع، این اتفاق حتی به دست ارتشهای متجاوز نیز رخ نمیدهد. و یکی از مواردی که سالها پیش مرا به سمت شورای ملی مقاومت ایران کشاند، این بود که آنها هرگز چنین درخواستی نداشتند. آنها خواهان دوستی با همه انسانهای آزاد و تشویق آزادی از سوی همه ملتها بودند، اما همواره میدانستند که این مبارزه، مبارزه خود آنهاست. قرار نبود این آزادی از واشنگتن یا از عمارت پهلوی در بورلی هیلز به ارمغان بیاید. این آزادی در خیابانهای تهران به دست خواهد آمد؛ مردم به خیابانها میآیند و تصمیم میگیرند که استبداد باید پایان یابد.
همه ما سالهای زیادی در اینجا بودهایم، سخنان بسیاری گفتهایم و امیدهای زیادی را به اشتراک گذاشتهایم. امید قلبی و عمیق من این است که دیگر هرگز شما را در اینجا ملاقات نکنم. خدای من، این کابوس باید پایان یابد. من فقط میتوانم این را به شما بگویم، چیزی که میدانم در قلب تکتک شما نیز وجود دارد: فارغ از اینکه چقدر طول بکشد، چقدر سخت باشد و چه بها و اقداماتی نیاز داشته باشد، ما در راه آرمان آزادی، گامبهگام و دوشادوش یکدیگر ایستادهایم.
از همه شما سپاسگزارم، خدا یار و نگهدارتان باد.
بیشتربدانیم:
سناتور رابرت توریسلی: این سازمان وعده نابودی رژیم و ساختن یک آینده دموکراتیک را میدهد | سیمای آزادی
مصاحبه رابرت توریسلی با سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران | سیمای آزادی
