دومین روز گردهمایی جهانی ایران آزاد در پاریس ـ ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ ـ دیوید جونز
۱۴۰۵/۳/۳۱
دیوید جونز – وزیر برگزیت در دولت انگلستان ۲۰۱۷-۲۰۱۶، وزیر ولز ۲۰۱۴-۲۰۱۲
خانم رجوی، همکاران، دوستان و به ویژه دوستانم در اشرف۳؛ خطاب به آن دسته از شما که به لطف معجزه فناوری، میتوانم حضور پرشمار و چشمگیرتان را در انتهای این سالن مشاهده کنم؛ مایه مسرت بزرگ است که امروز بار دیگر در اینجا در کنار شما حضور دارم. اما باید بگویم که این مسرت، با اندکی اندوه ناشی از رویدادهای روز قبل همراه است. بیش از ۱۰۰هزار نفر میخواستند در مرکز پاریس گردهم بیایند تا حمایت خود را از شورای ملی مقاومت ایران نشان بدهند، اما با حکم ممنوعیت پلیس از این کار منع شدند که کمتر از ۴۸ساعت پیش از آغاز مقرر تظاهرات صادر شد. این امر در حالی رخ داد که شورای ملی مقاومت و مقامات فرانسوی از هفتهها پیش درباره شرایط برگزاری این تجمع به توافق رسیده بودند و فقط میتوان تصور کرد که چه عاملی باعث شد این روند در چنین فاصله کوتاهی تا آغاز مراسم متوقف شود. این اقدام بسیار دیر انجام شد؛ آنقدر دیر که عملاً هیچ فرصتی برای دریافت حکمی جهت لغو این ممنوعیت باقی نمانده بود. و باید بگویم که این اقدام، وجهه خوبی برای مقامات فرانسوی ترسیم نمیکند؛ کسانی که از فرآیندهای قانونی برای ممانعت از راهپیمایی قانونی هزاران انسان شریف استفاده کردند که صرفاً خواهان ابراز حمایت خود از آزادی در ایران بودند.
من معتقدم که دولت فرانسه شاید باید در سخنان فیلسوف برجسته حقوق، مونتسکیو، تأمل کند که گفت: هیچ استبدادی بیرحمانهتر از آن نیست که در پس حمایت قانون و بهنام عدالت اعمال شود. از این رو، همه ما از رویدادهای روز قبل اندوهگین شدهایم. اما این وقایع آنچه را که پیشتر نیز میدانستیم به ما یادآوری میکند؛ اینکه مبارزه برای آزادی در ایران مسیری آسان نخواهد بود. اما من معتقدم این رویدادها انگیزه جدیدی نیز به ما بخشیده است تا این پیام را به گوش جهانیان برسانیم که مردم ایران دیکتاتوری را در تمامی اشکال آن نفی میکنند. آنها دیکتاتوری مذهبی حاکم را نفی میکنند و خواهان بازگشت به دوران گذشته شاه نیستند. آنچه آنان در جستجوی آن هستند، آیندهای دموکراتیک است؛ ایرانی مبتنی بر آزادی، عدالت، حقوق بشر، برابری زن و مرد، حاکمیت قانون و انتخابات آزاد. این چشمانداز آنهاست و این همان چشماندازی است که در طرح ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی تجسم یافته است.
هراس رژیم ایران از شجاعت زنان، زندانیان سیاسی و مقاومت سازمانیافته
اما شور و یگانگی که در پاریس شاهد بودیم، که نه در یک نقطه مرکزی، بلکه در چندین مکان در سراسر شهر متجلی شد، مسئولیتی سنگین بر دوش همه ما میگذارد که در جایگاههای اعتماد عمومی قرار داریم. دولتهای غربی برای سالیانی بسیار دراز، سیاست مماشات را دنبال کردهاند. آنان برای مدتی بس طولانی، سادهلوحانه امیدوار بودند که امتیازدهی و گفتگو میتواند رژیم ایران را تعدیل کند که همواره انزجار و بیاعتنایی خود را به دموکراسی، حقوق بشر و آزادیهای اساسی نشان داده است. اما تجربه تلخ به ما آموخته است که این سیاست با شکست مواجه شده است. واقعیت این است که بزرگترین تهدید علیه این رژیم ایران، نه از خارج از مرزهای ایران، بلکه از جانب خود مردم ایران است. چه این مردم در خیابانهای تهران گردهم بیایند و چه در خیابانهای پاریس، رژیم ایران از شجاعت زنانی هراس دارد که به تسلیم تن نمیدهند؛ زنانی چون مریم رجوی.
رژیم ایران از عزم راسخ جوانانی میترسد که از واگذاری آینده خود سر باز میزنند. از زندانیان سیاسی هراس دارد که حاضر نیستند از باورهای خود دست بکشند و از مقاومت سازمانیافتهای در هراس است که با وجود خطرات جانی و شخصی سهمگین، هر روز سرکوبگری را به چالش میکشد. و دقیقاً بههمین دلیل است که رژیم ایران به بازداشت، شکنجه، ارعاب و اعدام متوسل میشود. رژیم ایران از طریق حاکمکردن فضای رعب و وحشت حکومت میکند، چرا که فاقد هرگونه مشروعیت واقعی است. اما این نشانه قدرت نیست؛ بلکه نمایانگر ضعف مفرط در مواجهه با ملت ایران است که تندادن به تسلیم را نمیپذیرد. امروز بهخوبی میدانیم که رژیم ایران با چالشهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه است و اشتیاق برای تغییر در میان مردم ایران هرگز به این اندازه پرقدرت نبوده است. و از همین روست که من همچنان بر این باورم که سیاست درست، همان است که خانم رجوی تحت عنوان راه حل سوم توصیف کردهاند: نه جنگ و نه مماشات، بلکه تغییر دموکراتیک؛ تغییر دموکراتیکی که به دست خود مردم ایران رقم بخورد.
رد قاطع بازسازی سلطنت و آینده ایران مبتنی بر آزادی و همکاریهای بینالمللی
اکنون برخی مدعی هستند که آینده ایران در احیای نظم کهنه و بیاعتبار گذشته، یعنی بازسازی سلطنت و بازگشت شاه نهفته است. من با این دیدگاه مخالفم. آینده ایران نباید بازگشت به گذشته باشد. این آینده باید منحصراً توسط خود مردم ایران رقم بخورد. پیشرفت بهندرت در یک لحظه شکوهمند و ناگهانی حاصل میشود؛ بلکه از مجرای شجاعت، باور قلبی و مهمتر از همه، پایداری و استمرار بهدست میآید. مبارزه برای ایرانی آزاد مستلزم هر سه این مؤلفههاست؛ و امروز، تکتک ما نقشی برای ایفا کردن داریم؛ چه از طریق پارلمانهایمان، چه از طریق رسانهها، جامعه مدنی و مهمتر از همه، از طریق همکاریهای بینالمللی.
ما باید به حمایت از حق مردم ایران در تعیین آینده و سرنوشت خود ادامه بدهیم. چرا که در حقیقت، آرمانی که از آن حمایت میکنیم و دلیلی که امروز در اینجا گردهم آمدهایم، صرفاً یک آرمان ملی و ایرانی نیست؛ بلکه آرمانی جهانی در راستای آزادیخواهی علیه ظلم و ستم است؛ و من ایمان کامل دارم که روزی فرا خواهد رسید که مردم ایران در انتخاب دولت خود آزاد خواهند بود، در ابراز عقاید خویش بدون هیچ ترسی آزاد خواهند بود و جامعه دموکراتیکی را بنا خواهند کرد که شایسته آن هستند. خانمها و آقایان، پرواضح است که مردم ایران از مبارزه خود برای آزادی دست نکشیدهاند و ما نیز نباید دست بکشیم.
