ایتالیا- کنفرانس بینالمللی-ایران: فراتر از جنگ، قدرت مردم بهعنوان راهحل - یواخیم روکر
۱۴۰۵/۵/۱
یوآخیم روکر: رژیم ایران بیش از هر زمان دیگری ضعیفتر شده است / تنها راه حل، حمایت از مردم ایران و طرح شورای ملی مقاومت است
یوآخیم روکر در سخنرانی خود با قدردانی از فرصت ادای احترام به قربانیان و قهرمانان، به بررسی وضعیت بحرانی رژیم ایران پرداخت و تأکید کرد که تنها راه چاره برای دستیابی به آزادی، رد سیاست مماشات و مداخلات نظامی و در مقابل، حمایت از شورای ملی مقاومت ایران است.
سخنرانی یوآخیم روکر
از سازماندهی و برگزاری این رویداد بسیار مهم در امروز بسیار سپاسگزارم.
خانم رئیسجمهور، مهمانان عالیقدر، همچنین از اینکه به ما فرصت دادید تا به این قربانیان و قهرمانان ادای احترام کنیم، سپاسگزارم. بسیار تأثیرگذار بود و من از این فرصت برای ابراز همدردی با سرنوشت آنها قدردانی میکنم.
همچنین متشکرم از فرصتی که برای بحث درباره وضعیت کنونی امور مربوط به ایران و مردم آن، از جمله از منظر حقوق بشر، فراهم شد. ارائه بستر و جهتگیری مناسب در این دوران دشوار بیش از پیش مهم به نظر میرسد، و من از آنچه پیش از این از سخنرانان برجستهمان شنیدم بسیار سپاسگزارم. اجازه دهید تلاش کنم با ارائه چند نکته، سهمی در این زمینه ایفا کنم.
نخست اینکه، ما باید اذعان کنیم – و فکر میکنم این کار انجام شده است – که یک مداخله نظامی خارجی از نوعی که شاهدش هستیم عملیاتی به این شکل نمیتواند به اهداف ادعایی و به زعم من تا حدی متغیر خود دست یابد؛ خواه این هدف تغییر رژیم باشد، خواه سرانجام واداشتن رژیم به تمکین در رابطه با کشتیرانی آزاد در تنگه هرمز، خواه ثبات منطقهای، گروههای نیابتی، موشکها، یا تهدید هستهای این رژیم چه رسد به توقف سرکوب وحشیانه مردم ایران در داخل کشور.
شاید توقف فوری اعدامها هدفی دستیافتنی برای ایالات متحده میبود. بنابراین، هر کسی که نفوذی دارد همچنان میتواند این موضوع را وارد بازی کند، و به نظر من باید این کار را انجام دهد. منظورم توقف اعدامهاست؛ اگر شما اهرم فشاری در اختیار دارید، بهتر است از آن استفاده کنید.
در مقابل، در حال حاضر ما با یک «وضعیت سابقِ تنزلیافته» – با بیانی مؤدبانه – مواجه هستیم، به این معنی که اوضاع بدتر از قبل شده است. و به نظر من، این احتمالاً حتی شامل برجام نیز میشود، همانطور که در آن زمان وجود داشت.
با این حال، میخواهم تأکید کنم که بنابر تجربه، و بهویژه در مورد ایران – همانطور که بسیار شیوا بیان شد – مماشات جایگزینی برای جنگ نیست. بهخصوص زمانی که صحبت از توقف سرکوب وحشیانه مردم ایران توسط رژیم، افزایش گسترده اعدامها از جمله اعدامهای سیاسی، و نقض فاحش حقوق بشر باشد که ما سالیان سال است شاهد آن هستیم.
بحرانهای ساختاری و نارضایتی عمومی از رژیم ایران
رژیم و گروگانهایش، یعنی مردم ایران، احتمالا بیش از هر زمان دیگری با حداقل سه وضعیت بسیار نگرانکننده مواجه هستند: نخست، یک بحران عمیق ساختاری، بهویژه بحران اقتصادی – همانطور که بسیار شیوا بیان شد – یعنی زوال اقتصادی، سقوط ارزش پول ملی، تورم، افزایش فقر و کمبودهای مزمنی که منجر به ناآرامیهای اجتماعی فزاینده میشود.
دوم، ما شاهد یک نارضایتی گسترده عمومی هستیم. قیامهای سراسری پیدرپی بهطور عمیقی نشاندهنده طرد سیستم سیاسی موجود از سوی مردم، و همچنین تمایل و شجاعت رو به رشد آنان برای به چالش کشیدن آن، علیرغم تمام شرایط هولناک، بوده است.
سوم، شکافهای فزاینده در درون حاکمیت کاملاً مشهود بوده است. انباشت بحرانها، همراه با مسئله جانشینی رهبر ضعیفتر، آشکارا رقابتهای جناحی را تشدید کرده و توانایی رژیم را برای تدوین و اجرای استراتژیها و تصمیمات منسجم تضعیف میکند.
و در چنین شرایطی، اگر ما – یعنی جامعه بینالمللی، مردم جهان و مردم اتحادیه اروپا – استراتژی درستی اتخاذ میکردیم، شانس موفقیت واقعی میبود. این رژیم قویتر نشده، بلکه ضعیفتر شده است.
«گزینه سوم» و ضرورت به رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت
و این استراتژی – همانطور که گفته شد – ملموس است. این استراتژی به اصطلاح همان «گزینه سوم» ما، فراتر از جنگ و مماشات است، که شعار این کنفرانس نیز هست. این استراتژی به معنای حمایت از مردم ایران در مبارزهشان برای دموکراسی، حکومتی مبتنی برجدایی دین از دولت، حقوق بشر، برابری جنسیتی، حاکمیت قانون، حقوق اقلیتها، فرصتهای اقتصادی و البته مسئولیتپذیری زیستمحیطی و یک سیاست غیرهستهای متعهد به صلح و همکاری بینالمللی است.
این استراتژی به معنای حمایت و همانطور که گفته شد، به رسمیت شناختن یک اپوزیسیون معتبر و سازمانیافته مانند «شورای ملی مقاومت» است؛ این به این معناست که بپذیریم شورای ملی مقاومت دقیقاً همان برنامهای را دارد که مورد نیاز است؛ بر اساس پلتفرم شورای ملی مقاومت، انتخابات آزاد و منصفانه ظرف شش ماه پس از سرنگونی رژیم برگزار خواهد شد و قدرت به نمایندگان منتخب و قانونی مردم ایران منتقل میگردد. و همانطور که برخی از سخنرانان قبلی اشاره کردند، این اتفاق ممکن است زودتر از آنچه تصور میشود رخ دهد.
من بسیار مطمئنم که مردم ایران میدانند به چه کسی اعتماد کنند و به چه کسی اعتماد نکنند. ما در آلمان افرادی از این به اصطلاح اپوزیسیون سلطنتطلب را دیدهایم که تیشرتهایی با نشان «ساواک» به تن داشتند؛ در آلمان با تیشرتهای ساواک این طرف و آن طرف میچرخیدند. تصور کنید! به نظر من، این خود گویای همهچیز است.
این حمایت و به رسمیت شناختن، بهویژه در اروپا، کشورهای گروه ۷ و فراتر از آن، چگونه میتواند باشد؟ خب، این امر قطعاً مستلزم بیانیهها و مواضع تأییدآمیز از سوی رهبران، دیپلماتها، نمایندگان جامعه مدنی و بسیاری دیگر است که صراحتاً رویکرد «فراتر از جنگ و مماشات» را پذیرا شوند.
همچنین لازم است به جامعه ایرانیان خارج از کشور اجازه داده شود تا گرد هم آیند و نظرات خود را بیان کنند، حتی اگر رژیم یا سلطنتطلبان تلاش کنند مانع از برگزاری چنین تجمعاتی شوند. من آشکارا به گردهمایی ۲۰ ژوئن در پاریس اشاره میکنم که فکر میکنم چنین شرایطی در آن حاکم بود.
و اگر ما بتوانیم به تحقق این اهداف کمک کنیم، با کمال میل این کار را انجام خواهیم داد. من خوشحال میشوم که سهمی داشته باشم. از دعوت شما سپاسگزارم.
بیشتربدانیم:
