ایتالیا- کنفرانس بینالمللی-ایران: فراتر از جنگ، قدرت مردم بهعنوان راهحل - دکتر لیام فاکس
۱۴۰۵/۵/۱
دکتر لیام فاکس در کنفرانس بینالمللی «ایران؛ فراتر از جنگ، حقوقبشر و قدرت مردم بهعنوان راهحل» تأکید کرد تنها راهحل بحران ایران، تغییر رژیم به دست مردم ایران است
دکتر لیام فاکس، وزیر دفاع پیشین انگلستان، در ایتالیا در کنفرانس بینالمللی «ایران؛ فراتر از جنگ، حقوقبشر و قدرت مردم بهعنوان راهحل» با حضور خانم مریم رجوی با انتقاد از سیاستهای مماشات با حکومت ایران، بر ضرورت تغییر رژیم تأکید کرد. وی گفت تنها مردم ایران قادرند آینده کشور خود را رقم بزنند و جمهوری دموکراتیکی فارغ از استبداد شاه و شیخ بنا کنند.
دکتر لیام فاکس – وزیر دفاع انگلستان ۲۰۱۱-۲۰۱۰، وزیر تجارت ۲۰۱۹-۲۰۱۶ – رئیس حزب محافظهکار انگلستان ۲۰۰۵-۲۰۰۳
هیچ راهحلی برای مسأله ایران وجود ندارد؛ این یک توهم است. تنها یک راهحل واحد برای مسأله ایران وجود دارد و آن «تغییر رژیم» است.
تنها مردم ایران هستند که میتوانند یک جمهوری دموکراتیک را پایهگذاری کنند که از استبداد دوگانه، استبداد آخوندها و استبداد شاهان ، رها باشد و ایران باید از هر دوی آنها آزاد شود.
دکتر لیام فاکس – وزیر دفاع انگلستان (۲۰۱۱–۲۰۱۰)، وزیر تجارت (۲۰۱۹–۲۰۱۶) و رئیس حزب محافظهکار انگلستان (۲۰۰۵–۲۰۰۳)
بسیار خب، بعدازظهر همگی بخیر. طبق معمول، حضور در رم مایه خرسندی کامل من است؛ شهری که در حال حاضر حتی از لندن هم گرمتر است.
میخواهم سخنانم را با بازگشت به آنچه نخستوزیر پیشین، جناب جنتیلونی، در باره برجام مطرح کرد آغاز کنم و ما را به سال ۲۰۱۵ بازگردانم؛ چرا که برجام، از دیدگاه من، نهتنها یک اقدام مبتنی بر سیاست مماشات بود، بلکه از چنان ایرادات بنیادی رنج میبرد که ما را به جایگاه امروز مان سوق داده است.
بیایید به یاد بیاوریم که ایران چه چیزهایی به دست آورد. این رژیم به آزادسازی حجم عظیمی از داراییهای مالی بدون هیچ قید و شرطی دست یافت، بدون اینکه هیچگونه بهبودی در رفتارهایش مطالبه شود.
برنامه تسلیحات هستهیی ایران متوقف نشد، بلکه صرفاً دستیابی به نقطهای که این برنامه به واقعیت تبدیل شود، به تأخیر افتاد. هیچ مطالبهای درباره کارنامه هولناک حقوقبشر ایران صورت نگرفت و اقدامات شنیع آن همچنان ادامه یافت.
و پیامدهای برجام چه بود؟ مبالغ هنگفتی به نیروهای نیابتی ایران سرازیر شد و ما پیامدهای بینالمللی آن را در لبنان، عراق، اسراییل و یمن دیدهایم.
ما شاهد سرمایهگذاری عظیمی در فناوری موشکی و پهپادی ایران بودیم و امروز میتوانیم پیامدهای آن را در خلیجفارس مشاهده کنیم. ما شاهد توسعه مداوم برنامه هستهیی آنها در سرپیچی از جامعه بینالمللی بودیم و شاهد تداوم نقض هولناک حقوقبشر بودیم که به نظر میرسد بخش بزرگی از غرب آزاد هنوز هم چشمان خود را به روی آن میبندد.
برخلاف آنچه برای دیگر نقاط جهان رخ میدهد، در لندن هر شنبه تظاهراتی برگزار نمیشود تا خواستار اصلاح این رژیم جنایتکار و پایان دادن به نقض حقوقبشر در ایران شود. چقدر عجیب است که بخش زیادی از غرب لیبرال تصمیم میگیرد ایران را بهخاطر رفتارهایش بازخواست نکند.
چرا من همه اینها را مطرح میکنم؟ به این دلیل مطرح میکنم که با وجود تمام این تجربیات، هنوز هم امروز در بسیاری از محافل غربی، صحبت از یافتن «راهحلها» ـ به صیغه جمع ـ برای مسأله ایران است.
هیچ راهحلی برای مسأله ایران وجود ندارد؛ این یک توهم است. همانطور که نخستوزیر پیشین گفت، منظورم این است که توافق اخیر یک راهحل نیست، حتی یک توافق صلح هم نیست. برجام صرفاً نقشه راهی است برای نقشه راهی دیگر، برای نقشه راهی دیگر به سوی یک توافق صلح، که در صورت توافق نهایی نیز احتمالاً خودبهخود هیچ ارزش و اعتباری نخواهد داشت.
تنها یک راهحل واحد برای مسأله ایران وجود دارد و آن «تغییر رژیم» است.
تا زمانی که رژیم ایران برکنار و با حکومت دیگری جایگزین نشود، هیچ صلحی در منطقه و فراتر از آن برقرار نخواهد شد. و صحبت از اصلاح در درون این رژیم آنقدر سادهلوحانه است که به تراژدی میماند.
کارگزاران این رژیم نمیتوانند تغییر کنند، زیرا اگر چنین کنند، به موجودیتی کاملاً متفاوت تبدیل خواهند شد که آخرین بقایای اعتبار و مشروعیتی را که با آن بقای خود را توجیه میکنند، از دست خواهند داد. و بگذارید به کسانی که با این رژیم تعامل دارند بگویم، آنها خواهند فهمید با ریاکارترین، انعطاف ناپذیرترین و مخربترین افرادی مواجهاند که تا بهحال تلاش کردهاند با آنها مذاکره کنند. و بگذارید به شما بگویم، صرف ضعیفتر شدن رژیم، آن را کمخطرتر از گذشته نمیکند؛ حتی استدلالهایی وجود دارد مبنی بر اینکه یک رژیم ضعیفتر در منطقه، خطرناکتر خواهد بود تا کمخطرتر.
تنگه هرمز، بهعنوان یک خط قرمز، چالشی مستقیم برای کل جامعه جهانی و قوانین بینالمللی است. کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها، تردد آزاد در آبهای آزاد را برای ما تضمین کرده است. ما برای امنیت بینالمللی، رونق اقتصادی و تجارت جهانی به آن نیاز داریم. کل جهان، اما بهویژه جهان سوم و کشورهای در حال توسعه، از هر گونه اخلال بیشتر در این مسیر بهشدت آسیب خواهند دید و ما وظیفه داریم با آن مقابله کنیم. و اگر این تهدید به حوثیها و دریای سرخ نیز تسری یابد، پیامدها نهتنها افزایش مییابد، بلکه چند برابر میشود.
تمام کاری که ما میتوانیم انجام دهیم، زمینهسازی برای آن لحظه اجتنابناپذیری است که مردم ایران بهپاخواهند خواست؛ چرا که قیام رخ خواهد داد و ایرانی آزاد شکل خواهد گرفت.
جامعه جهانی باید در برابر عبور ایران از خطوط قرمز سازماندهی شود، از جمله در صورت لزوم با افزایش تحریمها، هر چند میدانیم که این تحریمها به مردم ایران آسیب خواهد رساند. اما مردم ایران پیش از این فداکاریهای عظیمی را که خود حاضرند در راه رسیدن به این مسیر آزادی متحمل شوند، به ما نشان دادهاند. نباید عزم ما سست باشد، در حالی که عزم آنها تا این حد استوار است.
خانم رجوی، همانطور که در پاریس گفتم، آزادی از آسمان نازل نمیشود؛ هیچگاه چنین نبوده است. آزادی از پایین به بالا و از دل جامعه شکل میگیرد؛ همیشه همینطور بوده است.
اما همه ما میتوانیم کمک کنیم. با این حال، هر چقدر هم که کمک کنیم، حقیقت اساسی همچنان پابرجاست: تنها مردم ایران هستند که میتوانند حق طبیعی و مسلم خود برای آزادی و حق تعیین سرنوشت را باز پس بگیرند.
تنها مردم ایران هستند که میتوانند یک نظام حقوقی غیردینی (سکولار) ایجاد کنند که به مردم قدرت ببخشد و آنها را به انقیاد نکشد. تنها مردم ایران هستند که میتوانند یک جمهوری دموکراتیک را پایهگذاری کنند که از استبداد دوگانه ـ استبداد آخوندها و استبداد شاهان ـ رها باشد؛ و ایران باید از هر دوی آنها آزاد شود.
همه ما در زندگی روزمره، در عرصه سیاست و امور بینالملل، در یک سیستم دوگانه عمل میکنیم. ما یا جهان پیرامون خود را شکل میدهیم یا تحت تأثیر دنیای اطراف خود شکل میگیریم.
من باور دارم که فرهنگ، تاریخ، هویت شما و اصول تعیینشده توسط خانم مریم رجوی برای نحوه اداره یک ایران آزاد، همگی دلایلی هستند بر اینکه شما باید آینده خود را شکل دهید و با این کار، آینده دنیایی بهتر را برای همه ما رقم بزنید.
