دومین روز گردهمایی جهانی ایران آزاد در پاریس ـ ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ ـ ماهان تاراج
۱۴۰۵/۴/۱
هیأت جوانان هوادار مقاومت ایران
میهمانان گرامی، دوستان عزیز، خواهران و برادران عزیز در اشرف۳.
۴۵ سال پیش، در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، ۵۰۰ هزار ایرانی بهصورت مسالمتآمیز در خیابانهای تهران تظاهرات کردند. برای دموکراسی، برای آزادی. پاسخ رژیم گلوله بود.
در میان آنها والدین من هم بودند. مادرم باردار بود. زندگی من بعد از ۳۰ خرداد در واقع شروع شد. شش سالم بود پدر و مادرم ایران را ترک کردند و به فرانسه اومدند. من در آزادی و امنیت بزرگ شدم؛ در کشوری که توسط حاکمیت قانون اداره میشد. و متأسفانه میدونم که حتی اینجا حاکمیت قانون بعضاً مورد مصالحه قرار میگیره، همانطور که این هفته دیدیم با ممنوعیت خودسرانه تظاهرات ایرانیان در پاریس
من خودم حقوق خوندم و زندگیم را در فرانسه دارم. بهعنوان کسی که اینجا زندگی کرده و بزرگ شده، نمیخواستم همینطوری میراث سیاسی پدر و مادرم را بدون عبور از واقعیتها قبول کنم. میخواستم آنچیزی که یاد گرفتم را بکار بگیرم بنا بر این تحقیق کردم سؤال کردم و مقایسه کردم هر چه بیشتر آموختم بیشازپیش به یک نتیجه مشخص رسیدم، تصمیم گرفتم از شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین حمایت کنم چون دیدم که دیدگاه آنها همان اصولی را داره که من بهش اعتقاد دارم، دموکراسی، کثرتگرایی، حقوقبشر، برابری زن و مرد، جدایی دین و دولت و حاکمیت قانون.
این دورانی که مثل من کسان دیگر هم که در تبعید بودند گذراندهاند و کسانیکه اعتقاد پیدا کردند به مقاومت ایران ولی امروز میخواهم در رابطه با یک سفر دیگر صحبت کنم که شجاعت خیلی بیشتری میطلبه. زنان و مردانی در داخل ایران که فقط با دیکتاتوری مواجه بودند، با سانسور، سرکوب، ارعاب ولی با این حال دقیقاً به همون نتیجه که من رسیدم، میرسند، آنها هم مقاومت را انتخاب میکنند، آنها هم آزادی را انتخاب میکنند. مبارزانی مثل وحید بنی عامریان که خودش مهندس بود و فیزیک درس میداد. قیمتش را میدونست، می دونست که شکنجه و اعدام در پی خواهد داشت کارهایی که میکنه. ولی با این حال تصمیم گرفت که بایسته، رژیم اون را اعدام کرد ولی نتونست جلوی اون چیزی که او نمایندگی میکرد بگیره و بکشه چون هزاران هزار مثل اون وجود داره، کانونهای شورشی همه چیز را به خطر میاندازند چون معتقدند که این کشور میتونه آزاد بشه.
سرنوشتهای ما در جاهای مختلف و متفاوت شروع شده، ما در کشورهای امنی مثل فرانسه و اروپا و آمریکا مال اونها در داخل ایران تحت سایه سرکوب و اعدام ولی همهمون بخشی از یک مبارزه برای آزادی هستیم ما متحدیم با یک اعتقاد مشترک که مردم ایران شایسته یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت هستند، خونی که در ۳۰ خرداد ریخته شد، بیهوده نبود، زنده است در هر انسانی که حاضر نیست به استبداد تن بده، در هر اقدامی زنده است که اقدام مقاومت محسوب میشه، در حمایت بینالمللی از حق مردم ایران برای آزادی و دموکراسی. این خون جاری هست در نسلهای پیدرپی که امروز هم نسل سومش را میبینیم که در داخل ایران مبارزه میکنه و در سراسر جهان و همراه با هم ما آرام نخواهیم گرفت تا طلوع یک جمهوری آزاد در ایران محقق بشه.
