۳۰ خرداد روز مرزبندی
۱۴۰۵/۴/۱
۳۰خرداد روزی پر امتداد
تحول بزرگ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ هم یک سرفصل سرنوشتساز در مسیر آیندهی سیاسی ــ اجتماعیِ ایران شد.
گفتمان خمینی «همه با من» بود. او هویت مستقل، ارادهی مستقل، عقیدهی مستقل، روایت مستقل و استقلال انتخاب را برای منتقدان و مخالفان خود بهرسمیت نمیشناخت. این ویژگیها، معرف هویت عقیدتی و ماهیت تاریخی و سیاسیِ خمینیاند. هویت و ماهیتی که زبان ارتباط با وی را درنهایت به ناگزیری در تصمیم و بنبست در تفاهم و تداوم میکشاند.
مجاهدین با حجمی گسترده از روشنگری و اطلاعرسانی در سیاست، فلسفه، تاریخ و ایدئولوژی، به نسل جوان برآمده از انقلاب ۵۷ و به جامعهی مستعد تغییر به جانب آزادی و دموکراسی، با وسیعترین مخاطب سیاسی و اجتماعی شناسانده شدند. نشریهی مجاهد در مقطع بهار ۱۳۶۰ به بالاترین تیراژ روزانه در مطبوعات تاریخ معاصر ایران رسید.: ۶۰۰ هزار نسخه در روز.
مجاهدین بهموازات این روشنگری، برای موقعیت خاص مذهبی و سیاسیِ خمینی اهمیت قائل بودند. از اینرو تمام ظرفیتهای ممکن وی را آزمودند[درواقع چلاندند] تا شاید یک قطره از آن بهنفع حداقل آزادیهای سیاسی و حقوق اجتماعی درآید؛ اما احتمالات مجاهدین نتیجه نداد و از خمینی، زبان و گفتمان حق انتخاب آزاد درنیامد. مجاهدین حتی احترامات فردی در مناسبات سیاسی و خطابهای نوشتاری را برای خمینی بهجا آوردند؛ اما ولی فقیه خودانتصابی و شبکهی قسمخوردهی پروپاگاندای رسانهای، «امام»پیشگی را به یک ادبیات عقیدتی و سیاسی تبدیل نمود که فراقانونی، نقدناپذیری و پاسخگو نبودن به آحاد مردم، مشخصهی تثبیتشدهی آن شد.
اینگونه شد که از پس هر نقد حکومت متکی بر ثقل سنگین روحانیت، خمینی بهجای شنیدن و رسیدگی و پاسخ دادن، رشد نشانههای فرعونصفتی را بیشتر بروز میداد. در واقع این خمینی بود که پلهپله، همهی منتقدان و مخالفان را با سیاست «همه با من» تعیین تکلیف کرد. شتاب گرفتن نشانههای این تعیین تکلیف، در بهار ۱۳۶۰ بود. از منظر خمینی تکلیف شده بود که حکومت و جامعه باید ولایی و سوگندخورده به ولی فقیه باشند. یعنی که این منتقدان و مخالفان هستند که باید تصمیم بگیرند چه کار کنند: تسلیم یا مطرود، تبعید، اسیر و مرگ! این انتخاب را خمینی در شب ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ جلو همگان گذاشت و گفت: «بیایند در تلویزیون اعتراف کنند و توبه کنند»!
