گردهمایی جهانی ایران آزاد در پاریس ـ ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ ـ دومینیک آتیاس

دومینیک آتیاس: وقتی یک دموکراسی مانع از آن می‌شود که ما اعدام‌های یک حکومت مذهبی را محکوم کنیم باید آنچه را که در جریان است با نام واقعی‌اش بخوانیم: ترس، مماشات و دست آخوندها که از راه دور بر نهادهای ما سنگینی می‌کند

من با خشم می‌گویم: ما برای دفاع از کرامت انسانی اجازه نخواهیم گرفت ما به اعتراض علیه این ممنوعیت در تمام مراجع قضایی ادامه خواهیم داد

ما به خیابان‌ها خواهیم آمد چرا که دموکراسی‌ای که مانع از دفاع از مظلومان شود دیگر چیزی جز ننگ و رسوایی خویش برای محافظت ندارد هنگامی که ممنوعیت به ابزاری برای تسلیم تبدیل می‌شود دیگر بحث قانون در میان نیست این بزدلی است که ردای قانون‌گرایی به تن کرده است

هر تظاهراتی که در پاریس ممنوع می‌شود به مثابه طناب دار دیگری است که در تهران کشیده می‌شود و هر عقب‌نشینی دولتمردان ما، لبخند رضایت دیگری است بر چهره شکنجه‌گران و حامیان پسر شاه

 

دومینیک آتیاس - رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی

من به زن بودن خود افتخار می‌کنم.

خانم‌ها و آقایان، دوستان اشرف۳، سکوتهایی وجود دارند که مرگبارند و ممنوعیتهایی هستند که مایه ننگ و رسوایی می‌شوند.

بله، بله آقای جانسون. ما همه مأیوس شده‌ایم، اما فراتر از آن، ما بسیار خشمگینیم. بسیار خشمگین. امروز این جمهوری ما، این جمهوری من است که خود را لکه‌دار و بی‌آبرو می‌کند.

مجوز یک تظاهرات مسالمت‌آمیز صادر شده بود. مسالمت‌آمیز. بدون هیچ سلاحی، بدون هیچ تهدیدی، بدون حتی یک فریاد از جنس نفرت. تنها زنان و مردانی مصمم و ایستاده که آمده بودند مخالفت خود را با چوبه‌های داری که در تهران، اصفهان و شیراز برپا شده اعلام کنند؛ آمده بودند بگویند که نمی‌توان جوانان یک ملت را به دار آویخت، بدون این‌که جهان آزاد صدای خود را بلند کند.

بفرمایید، این دولت، پس از موافقت با آن، آن را ممنوع می‌کند. و بفرمایید، یک قاضی با استناد به «نظم عمومی»، مهر تأیید بر این عقب‌نشینی ننگین می‌زند.

نظم عمومی! آنها چطور جرأت می‌کنند در برابر شهروندان زن و مرد بی‌سلاح، به «نظم عمومی» متوسل شوند، در حالی که نتوانسته‌اند هیچ‌گونه ایستادگی در برابر جلادانی که اعدام می‌کنند نشان دهند؟ نظمِ چه کسی؟ نظمِ چه چیزی؟ چرا که ما ساده‌لوح نیستیم و ما فریب نمی‌خوریم. وقتی یک دموکراسی مانع از آن می‌شود که ما اعدام‌های یک حکومت مذهبی را محکوم کنیم، باید آنچه را که در جریان است با نام واقعی‌اش بخوانیم: ترس، مماشات، و دست آخوندها که از راه دور بر نهادهای ما سنگینی می‌کند.

آنها مدافعان حقوق‌بشر را برای محافظت از صلح خاموش نمی‌کنند، بلکه آنها را خاموش می‌کنند تا مبادا مستبدان آزرده‌خاطر شوند.

آزادی تظاهرات، لطفی نیست که دولت در روزهای خوش و آفتابی به ما اعطا کند. این یک حق است؛ حقی که قانون اساسی ما، کنوانسیون اروپایی حقوق‌بشر، و اعلامیه ۱۷۸۹ آن را تضمین کرده‌اند؛ همان اعلامیه‌ای که به صراحت بیان می‌دارد تبادل آزاد اندیشه‌ها و آرا یکی از ارزشمندترین حقوق انسان است. ممنوعیت، یک استثناست و آزاد بودن، قاعده و قانون است. هنگامی که استثنا به ابزاری برای تسلیم و عقب‌نشینی دیپلماتیک تبدیل می‌شود، دیگر بحث قانون در میان نیست، بلکه این بزدلی است که ردای قانون‌گرایی به تن کرده است.

من یک وکیلم. من از زنان ایرانی دفاع می‌کنم. من نام‌هایشان، چهره‌هایشان و سلول‌های زندانشان را می‌شناسم. من می‌دانم زندانی شدن، شکنجه شدن برای یک شعار، و به دار آویخته شدن برای شهامت آزاد زیستن به چه معناست. آن زنان شجاع در برابر پاسداران نگاه خود را به زیر نینداختند و سر خم نکردند. آن‌وقت ما در اینجا، در مهد حقوق‌بشر ــ یا بهتر بگویم، افسوس، همان‌طور که روبرت بدنتر به زیبایی اشاره کرده بود، کشورِ «اعلامیه حقوق بشر» ــ باید نگاه خود را در برابر تهدید تلفنی یک سفارت‌خانه به زیر افکنیم؟

هرگز! چرا که سکوت ما به منزله حکم محکومیت آنان خواهد بود. هر تظاهراتی که در پاریس ممنوع می‌شود، به‌مثابه طناب دار دیگری است که در تهران کشیده می‌شود. هر عقب‌نشینی دولتمردان ما، لبخند رضایت دیگری است بر چهره شکنجه‌گران و حامیان پسر شاه.

بنابرین، من با تمام جدیت و خشم می‌گویم: ما برای دفاع از کرامت انسانی، اجازه نخواهیم گرفت. ما به اعتراض علیه این ممنوعیت در تمام مراجع قضایی ادامه خواهیم داد. ما در صورت لزوم، این پرونده را تا دادگاه استراسبورگ پیش خواهیم برد. ما به خیابان‌ها خواهیم آمد، چرا که دموکراسی‌ای که مانع از دفاع از مظلومان شود، دیگر چیزی جز ننگ. و رسوایی خویش برای محافظت ندارد.

زنده باد آزادی تظاهرات! زنده باد حقوق‌بشر در والاترین معنای آن! و زنده باد زنان ایران، ما شما را هرگز تنها نخواهیم گذاشت! زن، مقاومت، آزادی! زن، مقاومت، آزادی، مقاومت! و زنده باد ملت ایران که با شجاعت بی‌نظیر خود، درسی به ما می‌آموزد که دولتمردان ما همه آن را فراموش کرده‌اند. از شما سپاسگزارم.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط