آقاجون اینا: تعویض عظمای ولایت با چند گونی ذرت ـ پیک شادی

۱۴۰۵/۴/۱۸

گفت‌وگوی طنز «آقاجون»  درباره فوتبال، صف نانوایی و مذاکرات، در نهایت به  معاوضه اورانیوم با غلات و «تعویض عظمای ولایت با چند گونی ذرت» می‌رسد

در تازه‌ترین گفت‌وگوی طنز «آقاجون»، ماجرای فوتبال و نان گرفتن، بهانه‌ای برای طنز سیاسی درباره مذاکرات و مبادله اورانیوم با غلات می‌شود؛ جایی که شخصیت‌ها با شوخی و شعرهای طنز، به ایده «تعویض عظمای ولایت با چند گونی ذرت» می‌رسند.

آقاجون: خسرو، بازم نشستی پای فوتبال که؟ مگه قرار نبود بری نون بگیری، پسر؟ نکنه نیمرو رو می‌خوای با نایلون سفره بجوی؟

خسرو: آقاجان، نیمه‌نهایی جام جهانیه‌ها، شوخی که نیست. وسط فوتبال برم تو صف نونوایی، بچه‌ها همه بهم می‌خندن.

آقاجون: خب بگو رونالدو یه تک‌پا بیاد برامون نون بگیره که تو فوتبالت رو از دست ندی. تو اگه دلت شور نون رو می‌زنه، اون گوشی که مثل سرُم از صبح دستت گرفتی قطع می‌کردی، می‌رفتی نون می‌گرفتی.

خسرو: بس کن دیگه. من نمی‌دونم این همه فوتبال نگاه کردن تو چه معنی داره. آخه مگه به تو چی می‌رسه، پسر؟

آقاجون: آقا جان، مگه خودت این همه می‌شینی سریالِ تو ماهواره نگاه می‌کنی، بهت حقوق با مزایا می‌دن؟

آقاجون: وقتی امشب از ترکیب شام خوردن حذفت کردم، گذاشتمت رو نیمکت ذخیره‌ها، می‌فهمی نباید برای من بلبل‌درازی کنی.

خسرو: شوخی کردم آقاجان، یکم ظرفیت داشته باشین. نیمه اول که تموم بشه، می‌رم نون می‌گیرم.

آقاجون: اسی، تو اون گوشی چی نوشته هی می‌خونی و می‌خندی؟ بگو ما هم بخندیم خب.

اسی: راستش یه کانال جوکیه که گیر داده به جنتی. سر فوتبال نوشته: اون قدیما جنتی با خرش فوتبال بازی می‌کرده. بهش گفتن: آخه آدم با خرش فوتبال بازی می‌کنه؟ جنتی گفته: خیلی هم خر نیست، الان سه هیچ ازم جلوئه!

عموجان: جوک‌ها رو ول کن، ببین مذاکراتشون به کجا رسید.

اسی: والا در رابطه با مذاکرات نوشته، گویا قراره قالیباف اورانیوم رو بده، به جاش از پول نفت گندم و ذرت بگیرن.

آقاجون: ای وای! یعنی رهبرشونو دادن که گندم و ذرت بگیرن؟

آقاجون: اسی، براشون بنویس: اگه می‌دونستین با چند تا گونی ذرت معاوضه‌اش می‌کنین، زودتر از اینا چند تا نیسان ذرت و لوبیا می‌آوردیم دمِ درِ بیت عظما تحویل می‌دادیم. به غریبه‌ها چرا رو انداختین آخه!

خسرو: اینو نگاه کن، بسیجی‌ها باز جریان کردن قربان. کنار خیابون دارن شعار می‌دن: «گندم و جو ارزانی‌تون، تنگه نمی‌دیم بهتون.»

آقاجون: بچه‌ها، چند تا بیت هم ما بگیم. خسرو ضرب بگیر، اسی تو هم زیرش کامنت کن، بنویس:

گندم و جو آوردن، اورانیوم‌ها رو بردن!
غلاتو خوب آوردن، رهبرتونو بردن!
آبروتونو بردن، حاجی‌زاده‌تونم بردن!
اورانیوم ارزونی‌تون، مم‌باقرم بیخ ریش‌تون!
گندم و جو ارزانی‌تان، سیدعلی‌رم دادیم بهشان!
یونجه‌ی خوب آوردین، حیثیت‌تان را بردین!

آقاجون: بسشونه. فقط برای ته‌بندی بنویس: اگه ذرت و غلات می‌خواستین، می‌گفتین مردم آبدانان بریزن جلوتون دیگه.

خسرو: گل گفتی آقاجان.

آقاجون: خودم می‌دونم.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط