التزام به حقیقت ـ قسمت اول

پشت صحنه تهیه کتاب لیست شهدا

توی سرزمینی که کشتار شهروندان توسط حاکمیت متأسفانه به یک روش جاری سیاه و خونین تبدیل شده، اولین پرسشی که به ذهن هر کسی خطور می‌کنه اینه که فراتر از مقاومت و ایستادگی در برابر چنین جنایت‌هایی، آیا کسی، جایی، ارگان و نهادی هست که پیگیر این همه جنایت باشه و اسناد و مدارک این جنایت جاری از شاه تا شیخ رو دنبال بکنه، جمع بکنه و پیگیر اون جنایت‌ها در محافل حقوقی و حقوق بشری بین‌المللی باشه؟ آیا چنین نهادی هست؟ یا صرفاً هر وقت که شاه یا شیخ مرتکب جنایتی میشه، اون جنایت یک بازتاب رسانه‌ای پیدا می‌کنه و بعد هم آروم آروم خبر جنایت شامل مرور زمان میشه و از حرارت انعکاس‌های رسانه‌ایش کم میشه. اون داستان و اون جنایت لای چرخ‌دنده‌های زمان به دست فراموشی سپرده میشه؟ خب آیا واقعاً این‌طوریه؟

برای رسیدن به پاسخ درست این پرسش‌ها باید بریم سراغ کسانی که می‌تونن درباره برخی از این موارد حرف‌ها و نکات روشنگری داشته باشن. پژوهشگرانی که دست‌کم در یک یا چند مورد تجربه عینی و دست‌اول از کار تحقیق درباره آمار شهدای قتل‌عام‌های دولتی در ایران دارن. کسانی که در تهیه لیست شهدای انقلاب نوین ایران و اساساً در تهیه لیست شهدای مجاهدین و لیست قتل‌عام شدگان ۶۷ کار کردن. و حاصل کارشون هم سال‌هاست که منتشر شده و محک اصالت خورده. و الان هم به عنوان اسناد موثقی در دسترس هستن.

مقاومت ایران برای تهیه و تنظیم لیست اسامی تمامی کسانی که به دست رژیم آخوندی شهید شدند، از همون اولین سال مقاومت یک نهاد مستقل درست کرد که تمام‌وقت کار می‌کرد. و اسامی زندانی‌ها و شهدا رو در نشریه مجاهد همون زمان منتشر می‌کرد.

کار جمع‌آوری و تنظیم لیست اسامی شهدا بعد از ۳۰ خرداد ۶۰ که دیگه امکان کار علنی نبود، به شکل یک عملیات واقعی دراومد و قرار شد که یک کتاب در همین مورد تهیه بشه. به همین خاطر شماره‌ای از مسئولین سازمان در اون قسمت که اسمش واحد تحقیق شهدا بود شروع به کار کردن.

وقتی که ۳۰ خرداد سال ۶۰ شد و خمینی جلاد با فتوای کشتار مجاهدین شروع کرد، و شاهد بودیم که تو روزنامه‌های رژیم تصاویر تعدادی از دختربچه‌های دبیرستانی، مقطع اول دبیرستان رو اعدام کرد و اسمشون هم اعلام نکرد و گفت بگین خانواده‌ها بیان اینا رو شناسایی بکنن. یعنی یک رعب و وحشت سنگینی رو می‌خواست ایجاد بکنه که دیگه من هیچ‌کس رو به اصطلاح رحم نخواهم کرد به کسی. با یه همچین وضعیتی سعی کرد که به اصطلاح با کشتار بسیار زیاد در تابستان و پاییز سال ۶۰ در دسته‌های ۵۰۰ نفره اعدام کنه و حتی تو روزنامه‌ها درج می‌کرد که همین رعب و وحشت رو بپراکنه تو جامعه و مردم در واقع بترسن و به سمت مجاهدین نیان. ولی وقتی دید که هیچ تاثیری نداره و مردم هم در حمایت از فرزندای مجاهدشون کوتاهی نمی‌کنن، و مجاهدین اتفاقاً با همین جنایات رژیم در مجامع بین‌المللی افشاگری می‌کنن، شروع کرد به اعدام‌های مخفیانه. مخفیانه اعدام می‌کرد و اسامی شهیدا رو هم اعلام نمی‌کرد، محل دفنشون رو هم نمی‌گفت. حالا چه در گورهای جمعی دفن می‌کرد، چه یواشکی به خانواده‌ها می‌داد یا خانواده‌ها به زور می‌رفتن از اینا می‌گرفتن، خلاصه این موضوع بسیار بغرنج شده بود، پیدا کردن اسامی شهدا رو که از توی این وضعیت بشه درآورد. البته خب سازمان به کمک شبکه عظیم هواداران مجاهدین که تو داخل کشور بودن، خب تونست با مشکلات زیادی این مسئله رو عملی کنه.

نهادی که در سازمان مجاهدین خلق ایران درباره شهدا تحقیق می‌کرد، در اولین سال‌های مقاومت در نشریه مجاهد مستقر بود. و خواهر مجاهد سهیلا صادق سال‌ها مسئول مستقیم واحد تحقیق شهدا بودند. ابتدا یک لیست ۷۷۴۶ نفره در ۱۷ شهریور سال ۱۳۶۲ تنظیم شد. و بعد لیست ۱۰۲۳۱ نفره در سال ۱۳۶۳. و پس از آن لیست ۱۲۰۲۸ نفره در سال ۱۳۶۴. و در مرداد ۱۳۷۸ هم لیست شهیدان قتل‌عام با اسامی و مشخصات ۳۲۱۰ نفره منتشر شد. لیستی که بعداً با افزودن اسامی جدید به یک لیست ۵۰۰۰ نفره قتل‌عام تبدیل شد. و سرانجام در سال ۱۳۸۵ لیست انگلیسی ۲۰ هزار شهید مجاهد خلق چاپ و منتشر شد.

من در کنار شمار دیگری از مجاهدان، دست‌اندرکار تهیه، جمع‌آوری، تدقیق و تنظیم اون اسناد و تبدیلش به کتاب بودم.

کار تدقیق اسامی واقعاً کار پیچیده و پر تضادی بود. من یادمه که اوایل دهه ۶۰ بود که سازمان تو اوج عملیات و درگیری‌ها، تیم‌های ما رو فرستاد به منطقه عملیاتی که بریم و با استفاده از امکاناتی که اونجا بود تو خود منطقه با حضور گسترده این نیروهای سازمان توی واحدهای عملیاتی و توی یگان‌های که تو منطقه بودن کار تحقیق کامل روی اسامی شهدا رو دنبال بکنیم. مثلاً یه موردش ما باید به تمامی پایگاه‌های عملیاتی و حتی پایگاه‌های تاکتیکی سازمان تو نوار مرزی می‌رفتیم. با تک‌تک نفرات به صورت فردی یا یگانی صحبت می‌کردیم تا آخرین اطلاعات شهدا رو بتونیم از اونا بگیریم. فرم‌ها رو پر بکنیم. فرم‌هایی بود، تو این فرم‌ها پر کنیم، که به اصطلاح توی خود فرم‌ها ثبت بکنیم. ضمن اینکه خیلی منابع دیگه هم بود که باید ما دنبالشون می‌رفتیم تا این فرم‌ها پر بشه و اطلاعات شهدا رو به دست بیاریم.

منابع مختلفی برای پیدا کردن اسامی شهدا و تدقیق واقعیت اطلاعات شهدا وجود داشت. مثلاً رسانه‌های خود رژیم که تو اخبار هفت صبح و هفت عصر رادیو رژیم، دست‌کم همون سال‌های اول، اسامی برخی شهدای اعدام شده رو اعلام می‌کردند اما نه همه‌شونو.

یکی دیگه از منابع سازمان مواردی بود که خانواده‌ها اطلاعاتشونو از راه‌های مختلف به قرارگاه اشرف می‌رسوندند. یک منبع دیگه اسناد و مدارکی بود که سازمان از نهادهای خود این رژیم به دست می‌آورد. یا اطلاعاتی که سایر گروه‌ها و نهادهای حقوق بشری منتشر می‌کردند. همین‌طور باید اضافه بکنم که اطلاعاتی که مردم به سرپل‌های ارتباطی سازمان در کشورهای مختلف می‌رسوندند.

در سال‌های بعد هم که شبکه‌های اجتماعی به وجود اومد، با ایجاد کانال‌ها و حساب‌های متعدد، امکان دریافت اطلاعات از مردم و خانواده شهدا گسترش پیدا کرد. این‌ها همه و همه منبع اطلاعات سازمان در مورد شهدا بودند. مخصوصاً اسنادی که سازمان از بهشت زهرا و سایر آرامستان‌های کشور به دست می‌آورد

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط