خروش بازنشستگان از غارت دسترنجشان
۱۴۰۵/۵/۷
صدای بازنشستگان از زبان یک بازنشسته به جان آمده
صدای بازنشستگان از زبان یک بازنشسته، مخصوصاً بازنشستگان شهرم، کاشان.
آقای مدیر و مسئولی که اون بالا نشستی و سرنوشت ما به دست شماست، ما رو به خاک سیاه نشوندی. ما دیگه نگاه کن، هیچ ارج و قربی پیش زن و بچهمون نداریم از بس که بیپولی کشیدیم.
این چه وضعیه برامون درست کردید؟ آقای مسئول، کاری بکنید به درد بخور، ما نمیتونیم دیگه زندگی کنیم. ما مردگان متحرکیم. بدون رودربایستی بگم، ما مردگان متحرکیم.
از یه طرف ۴ ماه حقوقمون رو ندادن، اون معوقات. خب اینا خودش کلی بوده، الان ۴ ماهه شما تو صندوق نگه داشتید، چه به درد ما میخوره؟ فقط کاری که میکنید شوک به ما وارد میکنید که ما حقوق این ماه هم نداریم بدیم. این چه حرفیه؟
بابا بازنشستگان چه گناهی کردن که بازنشسته شدن؟ چه گناهی کردن ۳۲ سال حق بیمه پرداختن به صندوق تامین اجتماعی؟ حق دادیم، حق میخوایم.
