سخنرانی گیسو شاکری در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، تیرماه ۱۴۰۵
۱۴۰۵/۵/۱۵
سخنرانی خانم گیسو شاکری-هنرمند
ضمن تبریک برای چهل و پنجمین سال تأسیس شورا و تبریک برای یک پیروزی دیگر برای مقاومت و مردم ایران،
با درود و خسته نباشید به شما، ارتش آزادی در اشرف۳، عزیزان و حضاری که در جلسه حضور دارند، عزیزان شورای، کانونهای شورشی و یگانهای ارتش آزادی در ایران و اشرفنشانان در سراسر جهان.
مریم عزیز و گرامی، شما با صحبتهاتون که برخاسته از سالیان سال مبارزه بیامان و مسئولانه است، اشک افتخار و شوق به چشمانم آوردید. با توجه به صحبتهای شما، به راستی یکیک ما چه مسئولیت و پیمان و تعهد سنگینی بر دوش داریم؛ در برابر ملت ایران و برای آزادی مردممان. تعهد شاه و شیخ، اختناق و فقر و جنگ و نابرابری و سرکوب و وابستگی، و تعهد مقاومت و ارتش آزادی، برقراری آزادی و امنیت و برابری و استقلال، رو در روی هر دیکتاتوری و وابستگی است. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.
این بار نیز در برابر توطئه شاه و شیخ، ارتجاع و استعمار، با لغو مجوز برگزاری تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ در پاریس، پیروز میدان شدیم. تظاهرات در یک میدان برگزار نشد، اما اشرفنشانان با ابتکار عمل و شهامت از پای ننشستند و به جای نقش قربانی ایفا کردن، به همان مسئولیت و تعهدشان پایبند بودند و تظاهرات خود را به کف خیابانهای سراسر پاریس کشاندند؛ و با شعارهایشان که همانا سرنگونی، سرنگونی، سرنگونی و تنها آلترناتیو که میتواند مردم ایران را همراه با مردم ایران، ایران را آزاد کند، شعارهایشان بود. و چهها که نکردند. و بهقول مسعود، شر کثیر را به خیر عظیم تبدیل کردند؛ و تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ پاریس را به تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در تهران پیوند زدند. که صد البته این ابتکار عمل، حاصل تجربه، مبارزه، ایمان و اراده به حقانیت مبارزه و قدرت رهبری است؛ حاصل سالها مبارزه بیوقفه در راه آزادی مردم ایران، حاصل اقیانوسی از خون آزادیخواهان است. همین مسئولیتپذیری و تعهد است که این مقاومت با اشرفیانش در هر شرایطی حماسه میآفرینند؛ در زندانها، در خیابانها، در هر کوی و برزن، در هر جای جهان.
از کجا بگویم؟ از عملیات کانونهای شورشی و یگانهای ارتش آزادی که چهها میکنند، چهها کردهاند و چهها خواهند کرد؟ از عملیات بیتالعنکبوت، فروغ ۲، که رژیم را در وحشت و سکوت مرگبار فرو برد؟ از سرودخوانی دستهجمعی شش قهرمان مجاهد در زندان زیر حکم اعدام، که عشق به آزادی در صدایشان هویدا بود و شهامتشان تلنگری بود بر وجدانهای خفته؟
از فرمانده وحید بگویم که باز تولید مهدی رضاییها و خسرو گلسرخیها شد؟ از دفاعیهاش؟ از وصیتنامهاش؟ از غم عمیق و شهامت بهیادماندنی در چشمهایش بگویم؟ از پویای قهرمان و هنرمند بگویم که با زدن هر مضراب بر سنتورش آزادی را فریاد میزد؟ و از دهها شورشگر آزادی خواه جوان، جوان دیگر که بیمهابا در راه آزادی به استقبال مرگ رفتند؟ و همگی، همگی این حماسهآفرینان به شعار قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان، عینیت بخشیدند و تکثیر شدند.
بله، از همه آنها میگویم. همه که مجموعهیی از درد و شکنجه و زندان و مقاومت و شورش و شهامت و اراده است. از مادران سرگشته بهدنبال مزار عزیزانشان که در تابستان ۶۷ سربهدار شدند، از سهشنبههای نه به اعدام، از کیسههای سیاه ردیف شده بر سنگ فرشها که جگرگوشههایمان در آنها بودند. از فرزندان شجاع مادران و پدران داغدار که گلولههای دژخیم پست نصیبشان شد و بر مزار عزیزانشان با رقص سوگ و عزاداری نشستند.
و در آخر، از ترس که دفن شد و شهامت که غنچه داد. تا سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری دموکراتیک ایران به دست مردم آزادی خواه و مقاومت سازمانیافته آن با شما و حاضر، حاضر، حاضر.
لینکهای مرتبط:
سخنرانی حمیدرضا طاهرزاده در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، تیرماه ۱۴۰۵ | سیمای آزادی
سخنرانی منوچهر ارسطوپور در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، تیرماه ۱۴۰۵ | سیمای آزادی
