صد و بیستمین سال انقلاب مشروطیت ایران بر ضدسلطنت مطلقه در سال ۱۲۸۵

۱۴۰۵/۵/۱۳

ترانه ترکی عهد کرده‌اند

بار دیگر خلقمان بپا خاسته

و در هر جبهه‌یی می‌جنگد

و با خونش برای خلق راه باز می‌کند

و در شهرهای دیگر جوانان بپا خاسته

و در راه حق خونشان را نثار می‌کنند

عهد کرده‌اند یکبار دیگر بیایند

و پایداری کنند و بجنگند و در هر کوی و خیابان

قاطع و بی‌امان آتش بپا کنند

همه باید یکصدا فریاد بزنیم

آستین بالا زده و گامهای جدید برداریم

در روز جدید

ظالم بایستی در حسرت بماند

و باید کور شود و مثل برگ خزان زرد شود

عهد کرده‌اند یکبار دیگر بیایند

و پایداری کنند و بجنگند و در هر کوی و خیابان

قاطع و بی‌امان آتش بپا کنند

 

صد و بیستمین سالگرد انقلاب مشروطه بر ضد سلطنت مطلقه

مریم رجوی

اجلاس شورای ملی مقاومت ایران

۵  تیر ۱۴۰۵

امسال ۱۲۰مین سالگرد انقلاب مشروطه ایران است.

به همین مناسبت درود می‌فرستیم به زنان و مردانی که با نثار جان‌های خود انقلاب مشروطیت را به پیروزی رساندند.

 انقلابی که به‌رغم جفاکاریها و خیانت‌ها، تاریخ ایران را به دوران جدیدی منتقل کرد.

دورانی که با مبارزه و ازخودگذشتگی مردم ایران برای مشارکت در سرنوشت خودشان شناخته می‌شود.

یاد ستارخان سردار ملی بخیر که می‌گفت: «من برای آن جان بر کف گرفته‌ام و با بدخواهان ملک و ملت به مبارزه برخاسته‌ام که مردم را از زنجیر استبداد خلاص کنم».

........... 

حالا که دفتر تاریخ ایران در حال ورق خوردن است لحظه‌ای برگردیم و به این ۱۲۰سال نگاه کنیم و ببینیم که فاشیسم دینی و هم چنین فاشیسم سلطنتی هریک  چه راهی را طی کردند و چه آثاری از خودشان به جا گذاشتند.

دیکتاتوری ۵۷ سالة رضاشاه و پسرش با کودتا و دخالت قدرت‌های خارجی پایه‌گذاری شد.

و با تبعیض، بی‌عدالتی و سرکوب آزادیهای همة مردم ایران ادامه پیدا کرد. تا وقتی که با قیام توده‌های مردم در سال ۱۳۵۷ سرنگون شد.

.......... 

واقعیت اینه که پرچمداران و سمبل‌ها و رهروان راه آزادی، ۱۲۰ سال است، ۱۲۰سال است که سرکوب، قتل‌عام و شیطان‌سازی می‌شوند، بی‌وقفه.  اما در عین حال ۱۲۰ سال است که می‌جنگند، مقاومت می‌کنند، پایداری می‌کنند. و مهم‌ترین دستاوردهای جامعه و تاریخ ایران نتیجة این مسیر است. اما برپایی یک جایگزین دموکراتیک یعنی شورای ملی مقاومت این پایدارترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران، اصلی‌ترین دستاورد این پروسه طولانی است.

وجود این شورا ازجمله به این معناست که مردم ایران از این شایستگی واین قدرت برخوردار شده‌اند که می‌توانند بعد از سرنگونی رژیم قدرت را به‌صورت دموکراتیک به منتخبان مردم ،آن هم در مجلس مؤسسان بسپارند.

از سخنان مسعود رجوی  در میتینگ تبریز

تبریزـ ۲۰ اسفند ۱۳۵۸

متشکرم

به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران و بنام مردم غیور آذربایجان

خلق آزادی ستان و مجاهد پرور تبریز و بیاد سرداران و سالاران گرانقدر آزادی مجاهدان اعظم، مجاهدان شرف و حریت بشری، ستارخان، باقر خان، ثقه الاسلام، خیابانی و حنیف نژاد

مادرها، پدرها، برادرها و خواهرها، برای هر انقلابی ارض تبریز همانطور که گفتم یک زیارتگاه است. یعنی هیچ انقلابی راستین پیدا نخواهد شد که مشتاق دیدارش نباشه و نخواد به زیارت این حرم آزادی بشتابه، ولی، ولی برای یک مجاهد خلق این آرزو و اشتیاق اوج دیگری به خودش میگیره، چرا که یک مجاهد خلق در تبریز هم زادگاه تاریخی‌اش را پیدا میکنه و هم زادگاه سیاسی و عقیدتیش و هم زادگاه تشکیلاتی‌اش را، زادگاه تاریخی‌اش از این حیث که در تاریخ جدید ایران اصل و نسب تاریخی ما به مجاهدین صدر مشروطه میرسه، به ستار و باقر، تفنگ سردار را بوسیدیم و به دوش انداختیم.

از حیث عقیده و مرام هم ما ادامه کمال یافته همان اسلامی هستیم که در غریو گلوله‌های سردار نطفه بست، وقتی که پرچمهای سفید ننگ و تسلیم را از هم می‌درید و پرچم سرخ حسینی را بر در خانه‌های تبریز به اهتزاز درمیآورد اسلامی که در غریو تفنگهای مجاهدین همه محلات تبریز را از ارتجاع و استبداد تهی کرد هزاران هزار بار از میان آتش و خون گذشت، بر علیه استعمار شورید، روی اسب سردار کوه و دشت را نوردید، در مروت و مردم دوستی علی گونه در سردار تجلی کرد، با نامردمان هرگز سازش نکرد جانب محرومان را هیچوقت رها نکرد و امروز ما نواده‌های آنها هستیم

بله همین اسلام حنیف نه تنها ضد استبداد و ضد استعمار بلکه به قول پدر طالقانی ضد استثمار هم هست، حالا فهمیده بودیم ضد بهره کشی هم هست. کارگر و دهقان را می‌خواهد، جامعه بی طبقه توحیدی را می‌خواهد اینجا بود که معطل نشدیم، مرکب عشق و امید سردار را سوار شدیم، تفنگش را هم بوسیدیم و برداشتیم، مثل علی موسیو با حاج علی دوا فروش که شماها باید خوب بشناسیدشون مرکز غیبی درست کردیم رفتیم و رفتیم، هر وقت که راه پرفراز و پرسنگلاخ بود پر فراز و نشیب بود، هر وقت که فشارها زیاد بود درست مثل سربازهای سردار در بحبوحه جنگهای تبریز صدای صمیمی سردار را شنیدیم که با عتاب می‌گفت آهای آهای آنام قربان، و بلند شدیم.

و چنین بود که از خون سرداران و سالاران آزادی نسل جدیدی خوشه کرد، درگذرگاه شب تار همانجایی که ستارخان رو به دروازه نور پیکار می‌کرد، اخگران سرخ خوشه زدند، ثقة السلام ها، شیخ سلیم‌ها، خیابانی‌ها، فرزندان علی موسیو و حاجعلی دوا فروش حنیف نژادها، محسن‌ها، بدیع زادگانها، صمدها، گلسرخی ها و هزاران گل سرخ دیگر

خوشه‌ها دست ستاره پر گل،

خوشه اخگر سرخ با طنین‌های سترگ

کا عاقبت کوره خورشید گدازان خواهد شد،

و طومار هرگونه ستم و استثمار را در هم خواهد پیچید

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط