سخنرانی صوفی سعیدی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، تیرماه ۱۴۰۵
۱۴۰۵/۵/۱۱
دکتر صوفی سعیدی - استاد روابط بینالملل، عضو شورای ملی مقاومت ایران
آینده ایران در دست مردم و آلترناتیو دموکراتیک است، نه جنگ و نه مماشات
با سلام خدمت خانم رجوی، اعضای محترم شورا و همچنین ناظران گرامی.
گاهی مهمترین رویداد آن اتفاقی نیست که رخ میدهد، بلکه اتفاقی است که دیگران تلاش میکنند تا مانع وقوع آن بشوند. قرار بود ایرانیان آزاده در پاریس گردهم آیند، اما آنچه بیش از هر چیز برجسته شد، تلاشی بود که برای جلوگیری از برگزاری این گردهمایی صورت گرفت. اگر یک جنبش سیاسی، بیاهمیت باشد، چرا باید دولتی از برگزاری گردهمایی آن هراس داشته باشد؟ پاسخ روشن است؛ زیرا ایدهها قدرت دارند و هنگامی که یک آلترناتیو سازمانیافته، ریشهدار و دموکراتیک با ۴۷ سال سابقه مبارزه وجود داشته باشد، حتی جلوگیری از شنیده شدن صدای آن نیز به یک موضوع سیاسی تبدیل میشود.
امروز میخواهم در همین رابطه صحبت کنم. چرا این مقاومت ایستاده است؟ چه چیزی آن را متمایز میکند و چرا آینده ایران به آن تعلق دارد؟
برای تبیین این موضوع، باید به یک سؤال مهم پاسخ داد: چرا با وجود بیش از ۴۷ سال مبارزه، هنوز این رژیم سر پاست؟ پاسخ را باید در دو عامل جستجو بکنیم: نخست سیاست مماشات غرب که طی دههها به این رژیم فرصت داد زمان بخرد، بحرانهای خود را مدیریت کند و از فشارهای بینالمللی بگریزد؛ و دوم اتکای رژیم به یک ماشین گسترده سرکوب، از اعدامهای بیشمار و زندانهای سیاسی گرفته تا نقض سیستماتیک حقوقبشر، سرکوب زنان، سرکوب اقوام و مذاهب، و خاموش کردن هر صدای معترض.
دولتهای غربی یکی پس از دیگری تلاش کردند که وضع موجود را حفظ کنند. این رژیم بقای خودش رو بر یک ساختار ایدئولوژیک مبتنی بر سرکوب، اطاعت و حاکمیت مطلقه سوار کرده. به همین دلیل است که حتی با فشار خارجی، حتی با تحریم، حتی با حذف برخی رهبرانش، سیستم به حیات خودش ادامه داره میده؛ چون پشت اون یک ساختار عقیدتی قرار داره که سپاه، بسیج و دستگاه امنیتی رو به هم متصل میکنه.
یکی از معدود صداهایی که این واقعیت رو به صراحت بیان کرده، آقای نیوت گینگریچ، رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا بوده. اون اخیراً در یک مطلبی نوشت که آنچه که غرب با اون روبهروست، یک اختلاف سیاسی معمولی نیست که با دیپلماسی حل بشه. به باور اون، این یک نبرد ایدئولوژیک است و تنها زمانی میتوان آن را به چالش کشید که در برابر آن یک آلترناتیو فکری و سیاسی واقعی قرار بگیره.
مقاومت ایران البته از همان ابتدا بهخوبی آگاه بود. در طول ۴۷ سال، مقاومت نه تنها ایستادگی کرد، بلکه یک آلترناتیو واقعی و دموکراتیک برای آینده ایران ساخت.
رژیم بر سرکوب زنان بنا شده، مقاومت بر برابری کامل زن و مرد تأکید دارد. رژیم با اعدام و ترس حکومت میکند، مقاومت خواهان لغو مجازات اعدام است. رژیم دین را ابزار سرکوب کرده است، مقاومت بر جدایی دین و دولت تأکید دارد. رژیم آزادی را تهدید میداند، مقاومت بر آزادی بیان، آزادی احزاب و انتخابات آزاد تأکید دارد. رژیم ایران را در انزوا و جنگ نگه داشته است، مقاومت خواهان ایرانی غیراتمی، صلحطلب و همزیست با جهان است. این فقط مخالفت با رژیم نیست، این تصویری است از ایرانی که مردم برای آن مبارزه میکنند.
و یک نکته مهم: مردم ایران انقلاب نکردند که از یک دیکتاتوری وارد دیکتاتوری دیگر شوند. در سال ۵۷ دیکتاتوری موروثی را رد کردند، امروز هم دیکتاتوری مذهبی را رد میکنند. نه به ولایت فقیه نیاز دارند، نه به بازگشت حکومت موروثی و فردی. آنها یک جمهوری دموکراتیک میخواهند. و این دقیقاً تفاوت اصلی مقاومت ایران با هر دو نوع استبداد است. این جنبش بر پایه یک قدرت موروثی تشکیل نشده است، بلکه بر پایه فداکاری، سازمانیافتگی و اصول دموکراتیک بنا شده است. به همین دلیل رژیم از مقاومت سازمانیافته بیشتر از هر چیز میترسد، چون میداند وقتی مردم یک آلترناتیو واقعی را ببینند، ترس فرو میریزد.
آینده ایران نه در جنگ خارجی است، نه در مماشات و نه در باز تولید استبداد گذشته. آینده ایران در دست مردم ایران و مقاومتی است که برای آزادی، برابری و حاکمیت ملی ایستاده است. متشکرم.
لینک های مرتبط:
سخنرانی بدری پورطباخ در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، تیرماه ۱۴۰۵
سخنرانی پرویز خزایی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، تیرماه ۱۴۰۵
