۱۴۰۵/۵/۱۰
مذاکره یا جنگ؛ دو راهی بحران در حاکمیت
۱۴۰۵/۵/۱۰
اظهارات متناقض امامان جمعه حکومتی درباره جنگ و مذاکره، از شکافی خبر میدهد که به گفته تحلیلگران، به چگونگی مدیریت بحران در درون حاکمیت گره خورده است.
گفتگو با احمد افشار
حالا میخواهیم بریم سراغ انعکاس این شرایط در درون رژیم، چون روز گذشته نماز جمعههای حکومتی بهرغم اینکه پر بود از ادعای آخوندهای حکومتی در مورد ادامه جنگ، ولی خب مواردی هم شاهد تناقضات بین این امامجمعهها بودیم.
در این بخش از برنامه همراه هستیم با آقای احمد افشار تا نگاهی داشته باشیم به جنگ و جدال باندهای حکومتی بر سر مذاکره یا جنگ. سلام میکنم به شما آقای افشار، خیلی خوش آمدید.
من هم سلام میکنم به شما و با تشکر از دعوتی که کردید و همچنین در ابتدای برنامه اجازه میخواهم که سلام کنم به همه بینندگان سیمای آزادی.
خب آقای افشار، اجازه بدهید که در ابتدا دو نمونه از صحبتهای این آخوندهای حکومتی در این نمایشهای جمعه رو ببینیم که در دو طرف این دو قطبی صحبت میکنند؛ یکی آخوند ابوترابی در نمایش جمعه تهران هست و یکی هم قسمتهایی از صحبتهای علمالهدی در مشهد. این رو ببینیم و بعد سؤالاتم رو خواهم پرسید.
بله، خواهش میکنم.
«سیاستمداران هوشمند و امین کشور این حقیقت را یافته و به آن متعهد هستند که در میدان نبرد باید قدرت حرف اول را بزند تا در میز مذاکره حقانیت بر کرسی بنشیند.»
«آمریکا جز به تسلیم ما راضی نمیشه. با هر مذاکرهای، با هر نشستی، با هر برخوردی، با هر مباحثهای، با هر جنگی، اونی که آخر مطلوب او هست، تسلیم ماست. دشمن در حال شکست است. او دشمن دنبال آتشبس و مذاکره است اما این مذاکره و آتشبس یک فریب است که با این فریب دوباره فرصت پیدا کند نیروهای خودش رو پیاده کنه.»
خب بله، میبینیم که در یک طرف یکیشون صحبت از این میکنه که مذاکره جاییه که باید به اصطلاح اون حقوقشون رو تثبیت کنند، دیگری هم میگه مذاکره هر وقت وارد بشیم آخرش خروجیش به تسلیم میرسه. سؤال اینه که چطور میشه که تقریباً دو نوع صحبت رو از تریبون نمایش جمعه ما میتوانیم بشنویم؟ مگر اینها مثلاً همهشون یک منشأ و یک توجیه واحد ندارند؟ چرا خروجیش اینجوری میشه؟
خب برای توضیح این حال و روز امروز رژیم ولایت فقیه، من سه نکته خواستم خدمتتون بگم در پاسخ به سؤالتون. اول اینکه شما گفتید که در تریبونهای نماز جمعه این هفته و خوشبختانه دو موردی رو انتخاب کردید و گذاشتید که یکی پایتخت کشوره، یکی هم کلانشهر مشهده که در به اصطلاح طبعاً مهمترین مراکز رژیم محسوب میشن و ما شاهد این دو روایت هستیم از این موضوع. این دو صدا از یک مرکز بحران میآیند، نه از دو تصمیمگیری.
به این معنی که یکی زبان قدرت در میدان رو مطرح میکنه و خلاصهاش میگه که باید از موضع بالا وارد مذاکره شد. یکی دیگه میگه آقا اصلاً مذاکره تسلیمه! مذاکره و تسلیم شدن روزنهای رو هم باز نمیذاره که توش بشه به نتیجه رسید و اصلاً یک تایپک مشخص و تیتر مشخصی به عنوان فریب، مذاکره فریب است میذاره روی داستان که از پیشاپیش راه رو ببنده برای اوضاع.
این چیزی که ظاهراً با دو فلش کاملاً متفاوت ما در دو تا شهر بزرگ، حالا یکی پایتخت و یکی کلانشهر مشهد روبهرو هستیم، از این جهت هم باز قابل توجهه که در هر دو تریبون، که البته شما کاملش رو پخش نکردید، در پایان باز هر دو به طنز قضاه هم اینجاست که به انسجام و وحدت هم دعوت میکنند! حالا هر دو تا با دو جناح و با دو فلش متفاوت.
مسئله اصل موضوع اینه که دیگه اختلاف بر سر اصل بقای رژیم نیست، بلکه روش حفظ نظام الان مطرحه. با جنگ یا با مذاکره؟ با کدوم نظام حفظ میشه؟ الان این دو ایده و دو موضوع مطرحه. هر دو جریان هم میدانند که جنگ و مذاکره، جنگ و مذاکره همزمان هر دوشون ابزار فشار هستند که به کار گرفته میشوند. یکی مذاکره رو ابزار امتیازگیری میبینه، اون یکی دیگه برعکس، مذاکره رو خطر عقبنشینی و وارفتن رژیم میبینه که از اون پرهیز میده.
این اون حال و روز وضعیت رژیم هست. حالا این دوگانگی در واقع فقط یک سردرگمی در داخل رژیم نیست، بلکه از نظر خودشان مدیریت بحران با دو زبان یا با دو نحوه ارائه موضوع هست. به چه معنی؟ به این معنی که حاکمیت همزمان هم میخواد بگه ما آماده مذاکره و معاملهایم، هم تهدید به مقاومت هم میکنه. در ظاهر امر خب تهدید به تهاجم بیشتر، بله تهدید به تهاجم و ایستادن و اینکه ما از جنگ هم استقبال میکنیم.
حالا هدف اینه که و اما اگر دقت بکنیم در هر دو تای مضمون این موضوع، هدف اینه که میخوان وانمود کنند به بیرون که قدرت بازدارندگی رو دارند و از بین نرفته، مشخصاً هم سر بحث تنگه هرمز که روی اون خیلی پافشاری میکنند و مهم هم براشون در درجه اول اینه که پایگاه داخلی رو از ریزش حفظ کنند با نشان دادن اینکه ما قدرت بازدارندگی داریم، ما داریم جنگ رو ادامه میدیم، ما میتوانیم؛ چون برای رژیم مشکلاش جنگ اصلی، جنگ با مردم ایران و قیام پیشروست و برای این قیام پیشرو ناچاره که بدنه خودش رو حفظ بکنه، جلوگیری بکنه از ریزش بدنه خودش؛ چون این تنها نیروییه که براش باقی مونده.
بله، حالا به نظر شما این تقابل این دو تا دیدگاه در درون رژیم به چه سمتی خواهد رفت یا کدوم یکی نهایتاً میتواند غالب بشه؟
بسیار سؤال مهمیه که البته موضوع پیگیری و برآورد هر نیروی سیاسی بهخصوص نیروی پیشتاز انقلابی هم هست که همین رو روزانه و مستمراً برآورد کنه؛ چون دقیقاً وضعیت رژیم رو بازتاب میده. در واقع الان اونچه که تو با این، اگه بخوام به پاسخ شما به سؤال شما جواب بدم که با چه چشماندازی داره پیش میره، اونچه که الان هست مذاکره زیر آتشه. مذاکره زیر آتش برخلاف اون چیزی که میخواستند در توافقنامه یه آتشبسی ایجاد کنند که فضا برای مذاکره و بعد به توافق پیدا بشه، چنین چیزی هم حاصل نشد. چرا؟ چون این شدت بنبست رو نشان میده، شدت درگیری رو نشان میده؛ چون اگه دقت کرده باشید که حتماً دقت کردید، هر دو باری که بعد از توافق جنگ شروع شد، از جانب رژیم شروع شد. یکی دو روز قبل از پایان جنازهگردی رژیم که کشتیهایی که عبور میکردند از تنگه هرمز رژیم حمله کرد و اخیراً هم که خب به پایگاهی که در اردن بود حمله کرد. هر دو جاش با اینکه بحث اینکه توافق شده و میخواهیم باز مذاکره کنیم فلان، باز از جانب رژیم بود.
بنابراین در عین حال باز از هر دو طرف صحبت مذاکره هم هست. پس تفاوت این مذاکره با مذاکرات قبل اول اینو باید بگم که مذاکره زیر آتشه. خلاصهاش اینه که نه صلح پایدار و نه جنگ تمامعیار. این خروجی یک جنگ فرسایشی رو به نمایش میذاره؛ جنگ فرسایشی که از یک طرف رژیم میخواد فرسایشی بکنه با زدن موشک، با هزینه بالا بردن بهخصوص برای کشورهای همپیمان آمریکا در منطقه، میخواد هزینه رو برای آمریکا ببره بالا و ضمناً کش بده به اصطلاح خودش تا اون محدودیتهای زمانی که موضوع مربوط به انتخابات آمریکاست، این رو برای آمریکا کش بده. آمریکا هم این رو فرسایشی برای رژیم میدونه که با چنین محاصره دریایی و وضعیت اقتصادی داخلی و بحرانهایی که رژیم باهاشه، نمیتونه ادامه پیدا کنه.
الان آنچه که به نظر میاد خروجی این داستان هست، یک جنگ فرسایشیه؛ اما آنچه که برای ما به عنوان نیروی انقلابی، به عنوان نیرویی که میخواد روی راه حل سوم، نه جنگ خارجی و نه ادامه مماشات که البته مماشاتش به جنگ و شکست کشید و تاریخ تاریخیش تمام شد، زمان اعتبار تاریخیش تمام شد دیگه، بر حرکت مردم و قیام مردم تأکید داره، از این جهت برای ما مهمه که وضعیت خود رژیم در چه نقطهایه. درسته که جنگ فرسایشیه ولی وضعیت رژیم در چه حالتیه؟ ببینید وقتی که ما الان شما این دو تا نماز جمعه رو که پخش کردید، منشأش به کجا برمیگرده؟ به خود مجتبی خامنهای؟ به خود این ولی فقیه ناپیدا و ناپیدا برمیگرده. هم در پیامهاش میگه علیالاصول هم مخالفم، هم به شکلی و به زبانی از اونایی که دارند مذاکره میکنند یا دستاندرکار مذاکرهاند بالاخره میگه تأییدشون میکنه.
خب پس منشأش خودشه. در واقع باید گفت منشأ و بنبست در تمامیت این رژیمه که درش گیر کرده. علت؟ نمیتونه این رژیم عقبنشینی کنه. نمیتونه پایه این توافق بیاد. نمیتونه اون چیزی که معروف شده به جام زهر سر بکشه.
حتی اگه امتیاز هم بهش بدند باز هم پاشنه آشیله.
باز هم نمیتونه، چون با مشکلی نه در بیرون خودش، بلکه در داخل ایران، در برابر قیام مردم ایران روبهرو هست. الان افزایش هزینهها برای هر دو طرف البته در مورد این جنگ فرسایشی با شاخص همین تنگه هرمز که الان مرکز بحران شده و هر روز سر مسئلهای که چه کشتیای رد شد چه نشد، یا به چه کشتیای حمله شد یا نشد و بالا پایینهایی که قیمت نفت و بقیه هزینههای انتقال انرژی از این مسیر و مسیرهای دیگه از جمله بابالمندب و اینها داره، مطرح هست. آنچه که الان در بدنه این ما داریم به عنوان نیروی انقلابی دنبالش هستیم، بازتاب این سردرگمی، این کشاکش، این وضعیت در بالای رژیم در بدنه رژیم هست. برای ما مهم که داریم دنبال میکنیم و برآورد میخواهیم بکنیم اوضاع رژیم رو در هر روز، همینه که هرچقدر این شکاف غیر قابل هم آمدن در بالای این رژیم در شرایط کنونی، سر مذاکره، سر بحث ادامه جنگ، سر فرسایشی بودن که خود قالیباف آخرین صحبتهایی که کرد مشخصاً به اینکه ما باید به همه جبههها بپردازیم از جمله به جبهه معیشت داخلی، خب اینها همه به زبان مختلف اشاره دارند میکنند به بحران غیر قابل کنترلی که در داخل ایران باهاش روبهرو هستند. از نظر ما هم همین مسئله مهمه. هرچقدر ما داریم دنبال میکنیم، برآورد میکنیم وضعیت روز رژیم رو، انعکاس چنین شکافهای غیر قابل ترمیم هست، غیر قابل وحدترساندن هست در بدنه رژیم. و خودشان هم دیگه به این مسئله معترفند و این نماز جمعهها و همه این...
یعنی تهدید نهایی از درون رژیمه.
درون رژیمه و خودشان به این شکلی به بیان خودشان دارند این رو بیان میکنند.
بله، خیلی ممنونیم از شما آقای افشار که توضیح دادید پیرامون این دو قطبی که در درون رژیم ایجاد شده و به قول شما باید رصد بکنیم و ببینیم که به کدوم سمت داره میرسه. سپاسگزارم از حضورتون در این برنامه.
