نبرد بر سر اینترنت؛ آیا می‌توان دیوار سانسور را شکست؟

راهکارهای مقابله با قطع اینترنت، پروژه «شبکه ملی اطلاعات» و فناوری‌هایی که می‌توانند انحصار اطلاعاتی رژیم را به چالش بکشند

گفتگو با پروفسور حسین سعیدیان

خب در ادامه می‌خوایم به یک موضوع متفاوت، اما باز هم از معضلات مردم میهنمون بپردازیم. مقاومت مردم ایران از دو سو با دو مانع بزرگ در عرصه دنیای ارتباطات اعم از رسانه‌های مرسوم و یا فضای مجازی مواجه است. اون چه که به اون سانسور قرن می‌گیم. و این سانسور در داخل کشور هم سخت‌افزاریه و هم نرم‌افزاری. یعنی سانسوریه همه جانبه. سؤال اینه که آیا میشه این معادله سانسور رو در داخل کشور به نفع مردم و مقاومتشون تغییر داد؟ برای پاسخ به این سؤال همراه می‌شیم با آقای پروفسور حسین سعیدیان، دکترا در علوم کامپیوتر، مدیر بخش انفورماتیک در دانشگاه کانزاس، عضو شورای ملی مقاومت ایران. سلام دارم خدمت شما آقای پروفسور سعیدیان. تشکر از اینکه دعوت ما رو پذیرفتید.

پروفسور حسین سعیدیان: من هم سلام می‌کنم به شما خیلی خوشحالم که در حضورتون هستم و سلام و درودهای بی‌کران به همه بینندگان محترم برنامه‌تون.

قربان شما. آقای پروفسور، رژیم از یک سو، از یک طرف در هر قیام، شاهد این هستیم که اینترنت را قطع می‌کنه نه یه روز، دو روز، بلکه به مدت طولانی. از طرف دیگه، خب خیز قطع کامل اینترنت جهانی را هم برداشته و مثلاً می‌خواد چیزی به اسم شبکه ملی اطلاعات را جایگزینش کنه که خب شاید برگرفته از برخی کشورهایی که اومدن این رو محدود کردن باشه. با توجه به این وضعیت، چطور میشه معادلات سانسور رو به نفع مردم و مقاومت تغییر داد؟

پروفسور حسین سعیدیان: بله. همون‌طور که گفتین، منطق سرکوب اطلاعاتی رژیم بر یک فرض ساده استوار بوده. اون هم کنترل کلید اصلی. یعنی چون تمام زیرساخت‌های اینترنت، حالا ما اصلاً کاری به بقیه رسانه‌ها مثل تلویزیون‌ها، رادیو و غیره نداریم. ولی فرضاً بیایم فقط فوکوس بکنیم رو مسئله اینترنت. چون که تمام زیرساخت اینترنت از فیبر نوری گرفته تا به اصطلاح تمام این دروازه‌های بین‌المللی اینترنتی در دست رژیم هستش و هر وقت که اراده کنه می‌تونه با فشار یک دکمه، کل کشور را از دنیا قطع بکنه. این همون‌طور که شما هم اشاره کردین، مثلاً در آبان ۹۸ اتفاق افتاد، چندین روز تاریکی مطلق خبری بودش که در اون جنایات بسیاری اتفاق افتاد، جنایاتی بدون هیچ شاهد بیرونی. و رژیم از اون تجربه درس گرفت که باید این ابزار رو قوی‌تر بکنه، برای همینه که می‌بینیم تو سال ۱۴۰۱ قطعی حتی سنگین‌تر میشه و طولانی‌تر میشه. این نشون میده که این یک الگوی تکرارشونده و رو به تشدیده. حالا همون‌طور که شما هم اشاره کردین با پروژه به اصطلاح شبکه ملی اطلاعات، رژیم می‌خواد که این قطعی موقت رو به یک وضعیت دائمی تبدیل بکنه. یعنی یک اینترانت بسته بسازه که اصلاً نیازی به اتصال به دنیا نداشته باشه و مردم را همیشه توی یک شبه‌جزیره اطلاعاتی تحت کنترل خودش نگه داره. حالا سؤال اینه که چه کار میشه کرد؟ راه‌های مختلفی هستش، حالا من به یکیشون اشاره می‌کنم، اون هم اینترنت ماهواره‌ای مثل مثلاً اینترنت که توسط استارلینک ارائه میشه. و این اینترنت‌های ماهواره‌ای می‌توانند معادله رو عوض کنند. چرا که کل قدرت رژیم روی این فرضه که مسیر اطلاعات باید از زیرساخت‌هایی که خودش کنترل می‌کنه باید رد بشن. اما استارلینک این فرض را دور می‌زنه. سیگنال استارلینک مستقیم از ماهواره به ترمینال کاربر می‌رسد و اصلاً وارد کابل‌ها و یا شبکه‌های رژیم نمیشه. یعنی حتی اگه رژیم کل کشور را هم قطع بکنه یا به اصطلاح همون شبکه ملی اطلاعات رو بخواد درست بکنه و کنترل کامل روش داشته باشه، این ارتباط از یک مسیر مستقل و خارج از دسترس حکومت همچنان می‌تونه زنده باشه. معنای این عمل اینه که اون اتاق تاریک که رژیم تو هر قیام می‌سازه، از بین میره، چون حتی یک ترمینال کافیه که تصویر و خبر لحظه‌ای رو به دنیا برسونه و سیاهچال‌های خبری رژیم رو بتونه بشکنه. دوم، ابزار یا ابزارهای سنتی سانسور رژیم مثل مثلاً فیلترینگ یا فیلترینگ هوشمند بی‌اثر میشن، چون اونا برای ترافیک طراحی شدن که از داخل سیستم شبکه‌های خود رژیم عبور می‌کنند، حرکت می‌کنند و نه از آسمون. و سوم شاید مهم‌ترینش، آقای نصر، تداوم ارتباط بین کانون‌های اعتراضیه. توی قیام‌های قبلی یکی از بزرگترین معضلات و یا بزرگترین ضربه‌ها به جنبش سرنگونی این بود که با قطعی اینترنت هماهنگی بین شهرها، بین کانون‌های شورشی، بین قیام‌گران از بین می‌رفت. اما اگر یک شریان ارتباطی مستقل باقی بمونه، دیگه نمیشه قیام رو در انزوای اطلاعاتی خفه کرد. البته این فناوری، منظورم ماهواره‌ای اینترنتی، راه‌حل به اصطلاح جادویی و بدون ریسک نیستش و طبیعتاً همه‌جا هم در دسترس نیستش و بدون خطر هم نیست که میشه درباره اون صحبت کرد، اما از نظر کانسپت، از نظر مفهومی، جواب سؤال شما اینه که این یک می‌تونه یک تغییر بنیادی باشه که برای اولین بار کنترل اطلاعات دیگه ۱۰۰ درصد در انحصار رژیم نباشه.

بله بله. خیلی ممنون از این قسمت، البته این رو به عنوان یکی از ابزارهای دور به اصطلاح ارتباط شما قید کردید، شاید هم یکی از مهم‌ترین‌هاش. من می‌خواستم در سوال دوم متمرکز بشم رو همین نکته‌ای که شما گفتید، یعنی تهدیدی که هست، یعنی با توجه به اینکه رژیم داشتن تجهیزات استارلینک رو در واقع استفاده ازش رو ممنوع کرده و اونو به نوعی جرم اعلام کرده، حالا کاربران برای حفاظت از خودشون و برای اینکه شناسایی نشن در برابر سیستم‌های حالا ردیابی یا هر امکان دیگه‌ای که رژیم به کار می‌بره برای اینکه در همین حفره سیاه اطلاعات مردم رو نگه داره، چه اقداماتی میشه انجام داد؟

پروفسور حسین سعیدیان: بله، همون‌طور که گفتین، طبق قانون جدیدی که توسط رژیم تصویب شده، حتی استفاده از این تجهیزات برای کارهایی که حکومت اسمشون رو جاسوسی میذاره، می‌تونه مجازات سنگین داشته باشه. یعنی این دیگه یک تخلف ساده نیست، بلکه یک می‌تونه همراه با یک اتهام امنیتی سنگین باشه. لذا حفاظت امنیتی خیلی خیلی حیاتی میشه وقتی از این ابزارها استفاده میشه. خطرهایی که اجازه بدین اول به خطرهایی که کاربران ماهواره اطلاعاتی مثل استارلینک باهاش می‌توانند روبرو باشن رو تو چند دسته، تو چند محور راجع بهشون صحبت بکنیم. اول از همه خطر شناسایی فیزیکی و بصریه، چون خود ترمینال‌های استارلینک خیلی مخصوص هستند، یک آنتن، یک آنتن مستطیلی هستش که کاملاً با مودم و یا آنتن‌های معمولی فرق داره. اگر روی پشت‌بام و از جایی جای قابل دید نصب بشه، برای گشت‌های امنیتی که دنبال همین شکل خاص هستند، خیلی راحته که اونا را بتونند تشخیص بدن. دوم ردیابی حرارتیه، چون این دستگاه وقتی که روشنه گرمای قابل‌توجهی تولید می‌کنه و گزارش‌ها نشون میده که حتی با دوربین‌های حرارتی نصب‌شده روی پهپاد هم میشه شناساییش کرد و دقیقاً این همون روشی هستش که مثلاً روسیه در اوکراین ازش استفاده می‌کرد. سوم خود رژیم به سراغ جمنگ پارازیت انداختن روی سیگنال‌ها هم رفته. یعنی به جای اینکه فقط دنبال ردیابی باشه، مستقیماً سیگنال‌های استارلینک رو سعی می‌کنه با پارازیت مختل کنه که این باعث افت کیفیت اتصال در بعضی از محله‌ها شده، هرچند که سرویس رو کاملاً از کار نمی‌اندازه. و چهارم شاید ردیابی مالی و زنجیره تأمینه، چون خرید و ثبت‌نام دستگاه معمولاً از طریق حساب یا آدرس خارج از ایران انجام میشه. رژیم می‌تونه که از طریق به اصطلاح این تراکنش‌های بانکی، شماره سریال دستگاه یا شبکه توزیع تجهیزات رو یا به یک شکلی ردی از کاربر پیدا کنه، همون‌طور که این رو به خاطر اطلاعات و تحقیق میگم، همون‌طور که همین اواخر در یزد ده‌ها حساب بانکی کاربران استارلینک مسدود شده و چند نفر هم به خاطر همین بازداشت شدن. خب، حالا سؤال اینه که با وجود این ریسک‌ها، کاربران می‌توانند چه کاری انجام بدن؟ چند اصل عمل هست، آقای نصر، که من بهشون اشاره می‌کنم. اصل اول، اصل حداقل زمانه، یعنی دستگاه فقط برای مدت کوتاهی و برای انتقال خبرها و داده‌های ضروری روشن باشه و بلافاصله خاموش بمونه که اون حرارتی که ایجاد می‌کنه و اینا به صورت ممتد نباشه که رژیم بتونه اینا رو پیدا بکنه و لذا نباید اینا به صورت دائم فعال بمونند. دوم، مخفی‌سازی فیزیکی و دید افقی هستش، یعنی آنتن‌ها جوری جانمایی بشه که از خیابون یا از ساختمان‌های اطراف دیده نشه، مثلاً پشت موانع یا داخل یک فضای پوشیده باشه، طوری که فقط رو به آسمون باز باشه. سوم، فاصله‌گذاری بین محل استقرار آنتن و محل واقعی سکونت و یا اختفای کاربر هستش، یعنی حتی اگر آنتن هم شناسایی بشه، مامورای رژیم نتونند مستقیماً به خونه فرد فرد وصل شده رو بتونند پیدا بکنند. و چهارم به نظرم خیلی مهمه و شاید کمتر بهش توجه بشه که رمزگذاری تو حتی تو استفاده از ماهواره هم مهم هستش، یعنی یا حتی استفاده از وی‌پی‌ان هنوز می‌تونه خیلی کمک بکنه، چون درسته که اطلاعات از طریق شبکه‌های رژیم نمیرن، ولی هنوز ابزارهایی هستن که می‌توانند این سیگنال‌ها رو بگیرند و تا حتی این سیگنال‌ها رو بتونند به اصطلاح بخونند و لذا همون استفاده‌های معمولی از وی‌پی‌ان و یا رمزگذاری خودش می‌تونه کمک بکنه. و نکته آخر، آقای نصر، و شاید مهم‌ترینش اینه که همیشه فناوری بدون انضباط امنیتی می‌تونه از یک ابزاری که به اصطلاح ابزار نجات هستش، به یک تله تبدیل بشه. یعنی صرف داشتن دستگاه کافی نیست، رعایت این اصول که بهشون اشاره کردم، خیلی مهمه و تعیین می‌کنه که یک کاربر شناسایی بشه و یا نشه.

بسیار ممنونم از اطلاعات ارزنده‌ای که در اختیار هم‌میهنانمون قرار دادید و مطمئنم خیلی کارایی خواهد داشت برای حفظ ارتباط و تن ندادن به اون سکوتی که رژیم آخوندی می‌خواد بر میهن ما مستولی کنه. تشکر می‌کنم و بازم سپاسگزارم آقای پروفسور سعیدیان از وقتی که در اختیار برنامه ما قرار دادید.

پروفسور حسین سعیدیان: من هم از شما و بینندگان محترم برنامه‌تون خداحافظی می‌کنم. خیلی خوشحال شدم که مجدداً در حضورتون بودم. شبتون به خیر.

قربان شما، خدانگهدارتون.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط