۱۴۰۵/۵/۱۰
مشروطه؛ انقلابی که تاریخ را تغییر داد یا راهی که ناتمام ماند؟
۱۴۰۵/۵/۱۰
گفتوگویی درباره ریشههای انقلاب مشروطه، نقش چهرههای اثرگذار آن و درسهایی که این تجربه تاریخی برای نسل امروز ایران به همراه دارد.
گفتگو با امیر بلورچی
این روزها مصادف هست با ایام سالگرد انقلاب مشروطه ایران، چون روز ۱۴ مرداد سالروز پیروزی این انقلاب و صدور فرمان مشروطه است که در این بخش از برنامه میخواهیم نگاهی داشته باشیم به این واقعه تاریخی و به همین منظور همراه هستیم با آقای امیر بلورچی. سلام میکنم به شما آقای بلورچی، خیلی خوش آمدید به این برنامه.
من هم سلام دارم خدمت شما و خدمت بینندگان عزیزتون.
آقای بلورچی، انقلاب مشروطه که تجلی همبستگی و اراده جمعی اقشار و ملیتهای مختلف ایرانی بود، آرمانهایش چه بود و نهایتاً به کجا رسید؟
انقلاب مشروطه رو که به درستی به عنوان یک رنسانس ایرانی میدونن و باید هم اینجوری شمرده بشه، البته نتیجه و خروجی ۲۰ سال مبارزه قبل از خودش بود. در نتیجه اینکه روشنفکران بسیاری از مردم ایران، متعاقب اینکه امیرکبیر بسیاری از جوانان ایران رو به اروپا فرستاد برای تحصیل، برای یادگیری صنایع و تکنولوژیهای جدید، وقتی به ایران برگشتند با تاثیری که از انقلاب کبیر فرانسه گرفته بودند و تمام تاریخ اون انقلاب و تمام محتوایی که به لحاظ آزادیخواهی و حقطلبی و عدالتجویی داشت، اون رو هم همراه خودشون آوردند و در بسیاری از روزنامهها و محافل، این ایده که پادشاه فقط باید سلطنت کند نه حکومت و اینکه باید حکومت در دست مردم و مردم خودشون به منافع و حق و حقوقشون واقف باشند، رسید.
ولی اولین تجربه عملی که وجود داشت برای به ثمر رساندن این ایده، قیام تنباکو بود که بعد از اون پیروزی که مردم ایران به دست آوردند علیه استعمار انگلیس، به همه ثابت شد که واقعاً اگه اراده بکنند، اتحاد داشته باشند، پشت هم وایستند و بر این خواستههای مترقی و ترقیخواهانه و آزادیجویانهشون استمرار قدم داشته باشند، حتماً به پیروزی میرسند. که بعد از اون، این خواستهی مشروطهخواهی به صورت خیلی عامتری در انجمنهای مختلفی که در شهرهای مختلف به خصوص در تهران و تبریز و رشت و کرمان ایجاد شده بود - انجمنهایی که در میان بازرگانان، روشنفکران و اصناف مختلف تشکیل شده بود - همگی این ایده رو به پیش میبردند که نهایتاً با استمرار قدمی که نشان دادند و با کشمکشهای بسیار، مظفرالدینشاه در ۱۴ مرداد سال ۱۲۸۵ این فرمان مشروطیت رو امضا کرد.
متعاقب اون قانون اساسی نوشته شد و بعد از اون یک متمم قانون اساسی که بسیار جامعتر و برآوردهکننده حقوق بیشتری از مردم بود چرا که درش انجمنهای ایالتی و ولایتی رو کاملاً قانونی و لازم شمرد. ولی آنچه که در این میان بود، توطئه استعمار و ارتجاع مذهبی در کنار دربار بود که میخواستند این قدم اولی که مردم ایران به سمت آزادیخواهی و استقلال برداشته بودند رو در نطفه خفه کنند. متعاقب اون میبینیم که بعد از فوت مظفرالدینشاه، محمدعلیشاه به کمک استعمار روس و انگلیس و مرتجعین مذهبی مثل شیخ فضلالله نوری کمر به توپ بستن مجلس کرد که مجلس رو در همین اوان شروع کارش به خاک و خون بکشه. و در نبود یک تشکیلات منظم و نبود سلاح در نزد انقلابیون اون دوره، تهران رو تونستند سرکوب بکنند، روشنفکران رو اعدام بکنند، به زندان بکشند و انجمنها رو ببندند.
ولی آنچه را که نتوانستند بکنند این بود که قیام مشروطهخواهی که در پایتخت دوم ایران که در آن زمان تبریز بود رو خفه بکنند. چرا؟ در آنجا ستارخان و باقرخانی بودند، علی موسیوئی بود که کمر بسته بودند که به هر ترتیب شده این پرچم مشروطهخواهی رو بلند نگه دارند. متعاقب اون بود که آنچه ستارخان در کنار یارش باقرخان و تنها ۲۰ تن دیگر توانستند انجام بدهند این بود که علیرغم اینکه بسیاری از محلات تبریز تحت فشار قشونی که بهشون حمله کرده بودند از طرف محمدعلیشاه پرچم سفید زده بودند، در یک عمل متهورانه ستارخان سوار بر اسبش به محلات مختلف رفت و همراه یارانش این پرچمهای سفید رو به زمین انداخت و پرچم آزادیخواهی و استقلالطلبی و مبارزه با استبداد رو برافراشت.
از اونجا بود که این حرکت شجاعانه چنان شور و هیجان و روحیه جنگآوری در بین مردم تبریز ایجاد کرد که نهایتاً توانستند حلقه محاصره رو بشکنند و راهی تهران شدند که در اون زمان هم با شنیدن این ایستادگی و مقاومت تبریز، از طرف گیلان و همچنین از طرف اصفهان سردار اسعد بختیاری، آنها هم به طرف تهران آمدند و تهران رو فتح کردند و اینجوری بود که محمدعلیشاه مجدداً به سفارت روس پناهنده شد و مشروطه دوباره احیا شد و پیگیر اهداف آزادیخواهی و استقلالطلبیاش شد.
در واقع آقای بلورچی میشه گفت که مشروطه اولین تلاش مردم ایران برای گرفتن قدرت از یک حاکم خودکامه و منتقل کردنش به دست مردم بود که در اون تاریخ در حدود ۱۲۰ سال پیش اولین بار این اتفاق افتاد. حالا شما نتیجهاش رو گفتید که بعدها اون تلاش چجوری دوباره منحرف شد توسط حکام بعدی. اما سوالی که باقی میمونه برای ما که امروز داریم این تاریخ رو دوباره میخوانیم، چه درسی داره انقلاب مشروطه برای منِ جوان امروزی ایرانی؟
مشروطهخواهی در اون دوران درسته که به لحاظ سیاسی عملیاش شکست خورد، ولی به لحاظ آرمانی و به لحاظ ایدههایی که داشت کماکان سرزنده و پایدار هست و در طول ۱۲۰ سالی که میگذره ازش، ما شاهد هستیم که چطور در جنبشهای مختلف اون آرمان زندهاست؛ از میرزا کوچکخان جنگلی بگیریم تا کلنل پسیان و مبارزاتشون و همچنین از مصدق کبیر که مجدداً درصدد احیای این خواستهی دمکراسی بود و همچنین در طول انقلاب ۵۷.
ولی در حال حاضر آنچه که ما میبینیم بسیار نزدیکتر از هر جنبش دیگری به جنبش مشروطه و قیام ستارخان و باقرخان هست، چرا که در تکامل خودش شاهد خواستههایی چون آزادی، دمکراسی، حق حاکمیت مردم، برابری حقوق زنان و مردان، حقوق اقلیتها و جدایی دین از دولت هستیم. در کنار اون شاهد تاکید بیشتر روی مسئله تشکیلات و رزم کانونهای شورشی در داخل ایران هستیم که با آرمان و ایدالی که از زمان مشروطه به ما به ارث رسیده، پیگیر اهداف آزادیخواهی هستند.
بله، خیلی ممنونیم از شما آقای بلورچی از توضیحاتی که دادید پیرامون این واقعه تاریخی که برای امروز هم همچنان آرمانهایش داره پیگیری میشه. سپاسگزاریم از وقتی که اختصاص دادید برای این گفتگو.
خدا نگهدار شما.
