سخنرانی پروفسور حسین سعیدیان در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی پروفسور حسین سعیدیان- دکترا در علوم کامپیوتر، مدیر بخش انفورماتیک در دانشگاه کانزاس، عضو شورای ملی مقاومت ایران

خانم رجوی مجدداً سلام می‌کنم خدمت شما و خدمت همه اعضای شورا و ناظران محترم هم‌چنین چهل و پنجمین سالگرد تأسیس شورا را به شما و به برادر بزرگوارم آقای رجوی و به همه اعضای شورا و ناظران محترم تبریک می‌گم.

می‌دونید که من دانشگاهی هستم دوست داشتم چند کلمه در باره پیوند بین شایستگی علمی و تعهد اجتماعی صحبت بکنم با اجازه شما.

محیط دانشگاه فقط محل انتقال دانش نیست، بلکه نهادی برای پرورش آگاهی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی‌ست.

سال‌ها تدریس و پژوهش در دانشگاههای آمریکا به من آموخته که میان تحلیل علمی و حساسیت نسبت به واقعیت‌های جامعه پیوندی عمیق وجود داره.

هر چه توانایی دیدن واقعیتها بیشتر باشد، چشم بستن بر بی‌عدالتی دشوارتر می‌شود.

منظورم و یا سخنم از جوانان تحصیل کرده‌ای است که آینده‌ای درخشان در معتبرترین دانشگاهها و مراکز علمی در انتظارشان بود، اما آگاهانه راهی را انتخاب کردند که می‌دانستند می‌تواند به زندان شکنجه محرومیت و حتی فدای جانشان بیانجامد.

این پیوند بین علم و مبارزه تصادفی نیست، بنیان‌گذاران مجاهدین از برجسته‌ترین دانشجویان زمان خود بودند، آقای رجوی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شدن و خانم رجوی از دانشگاه صنعتی شریف فارغ‌التحصیل شدند. دستاوردی که برای یک زن ایرانی در دهه ۱۳۵۰ شکستن مرزهای رایج آن دوران بود.

این پایبندی به تحصیل و آگاهی علمی در دهه‌های بعد نیز ادامه یافت ترکیب تحصیلی شهدای مجاهدین و زندانیان مجاهدین و نیز کسانی که از اروپا و آمریکا به آنها پیوستن الگویی روشن را نشان می‌دهد، حضور پررنگ دانش‌آموختگان دانشگاههای معتبر ایران و جهان در صفوف مجاهدین.

این الگو امروز نیز در میان نسل جدید هواداران به‌ویژه جوانان پرورش یافته در دانشگاههای غرب دیده می‌شود ما شاهد تعهد این نسل در روز شنبه ۳۰ خرداد بودیم همان‌طور که در ویدیوها هم نشان داده شد جایی که همین جوانان با وجود تهدیدها و محدودیتها با سربلندی، پایداری و مسئولیت‌پذیری چشم‌گیر، مخالفت خود را با ممنوعیت گردهمایی پاریس به‌روشنی ابراز کردن.

برمی‌گردم به سال ۵۸ که خمینی پیش از انقلاب ضدفرهنگی‌اش دانشگاهها را ریشه مصیبت‌های رژیمش خواند، این سخنان خمینی یک اعتراف تاریخی به هراس از این واقعیت بود که دانشجویان نه تنها به ارتجاع تن نمی‌دادند بلکه به‌طور طبیعی و سازمان‌یافته جذب مجاهدین می‌شدند.

به‌عنوان یک استاد وقتی به تیم وحید بنی عامریان و دیگر استعدادهای

در بند فکر می‌کنم قلبم فشرده می‌شود، جای طبیعی جوانانی با چنین استعدادهایی در دانشگاهها و پیشرفته‌ترین آزمایشگاه جهان است نه در سلول‌های انفرادی زیر احکام سنگین یا بر چوبه دار.

اما آنچه فراتر از حسرت مرا به تحسین وا می‌دارد انتخاب آگاهانه آنان است. آنها با شناخت بهای این مسیر، عافیت‌طلبی را کنار گذاشتند و راه مجاهدین را انتخاب کردند. حتی از پشت میله‌های زندان عفو فرمایشی رژیم را رد کردند و با مرزبندی با استبداد شیخ و شاه پای فشردند، آنان ثابت کردند که این نسل آزادی را گدایی نمی‌کند بلکه برای آن می‌جنگد و وحید و یارانش با فدای جان خود این حقیقت را به اثبات رساندند.

تأکید می‌کنم که این نخبگی و پویایی در خلأ شکل نگرفته و حاصل بستری است که بنیان‌گذاران مجاهدین و در رأس آنها محمد حنیف‌نژاد پی ریختند و در تمام این دهه‌های پرفراز و نشیب توسط آقای مسعود رجوی حفظ، هدایت و صیقل داده شد. بستری که در طول نسل‌ها زمینه شکوفایی چنین استعدادهای متعهدی را فراهم کرده.

و در پایان خانم رجوی اجازه می‌خواهم که پرسشی را مطرح کنم و جواب آن را به حضار محترم و مخصوصاً به ناظران محترم بسپارم سؤالم این است:

رمز و راز مجاهدین چیه و یا مجاهدین چی دارند که با وجود شیطان‌سازیهای بسیار گسترده با وجود این‌که مجاهدین مرز قرمز ارتجاع و استبداد هستند و با وجود سانسور مطلق آنها می‌توانند نه تنها از اصفهان و تهران و کردستان و بلوچستان، بلکه از قلب زندانهای رژیم و حتی از قلب بورژوازی غرب که با فردیت فروبرنده انسان‌ها را می‌بلعه، چه‌ شکلی می‌توانند این انسان‌ها این جوانهای تحصیل کرده را نه تنها جذب بکنند، بلکه پرورش هم بدهند به نظرم جای تامله، از شما خیلی‌خیلی تشکر می‌کنم همین‌طور از خانم سلیمیان که به من اجازه صحبت دادند.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط