موشکاف؛ آتش زیر خاکستر در رأس نظام و هراس از آتش سراسری
۱۴۰۵/۵/۲۶
روضههای جمعهبازاری ولایت درباره «وحدت»
موشکاف: سلام به همه دوستا و رفقای خوب و بامرام خودم، خوبین انشاءالله؟ الحمدلله، الحمدلله! دیروز برای زیر ذرهبین گذاشتن اوضاع شلمشوربای نظام، سری زدیم به جمعهبازارهای ولایت؛ اما راستش اونقدر ذکر مصیبت از اوضاع داغون نظام زیاده که دیروز به همهاش نرسیدیم. پس امروز بازم از جمعهبازاری ولایت شروع میکنیم تا ببینیم گماشتههای مقام مفلوک ولایت دیگه چه روضههایی خوندن؟ هاهاهاها!
آخوند حسینی همدانی ـ نمایش جمعه کرج ـ ۲۳ مرداد
اینکه از وحدت و وفاق که لازمه امروز جامعه است و هر عاقلی به او اذعان دارد گفته میشود، فقط حرف و شعار و سخنرانی نباید باشد. در مقام عمل همه باید ملتزم به این مطلب مهم باشیم. گاهی عزیزان ما هرچی دلشان میخواهد میگویند، بعد میگویند حیف که بحث وحدت است، نمیتوانم چیزی بگویم. همه حرفهایش را میزند، بعد آخرش میگوید چون وحدت است من... خب، آن طرف مقابل هم شروع میکند جواب دادن، بعد میگوید چون وحدت است نمیخواهم چیزی بگویم. خوب، همان دعوا درست میشود.
موشکاف: هاهاهاها! این یکی که اسم خودش رو به اشتباه گذاشته «همدانی»؛ در حالی که همین حرفاش نشون میده «هیچندانیه»! یا حواسش پاک پرته، یا خودشو به حواسپرتی میزنه.
آخه چغندر! اونکه هرچی دلش میخواد میناله، بعد هم میگه بهخاطر وفاق وِفاق چیزی نگفتم، راست میگه؛ اونی که گفته، نوکِ نوکِ کوه فساده و جر و واجر کردن همدیگه هم نیست!
یعنی تو اینو نمیدونی؟ یا برای بسیجی خر کردن این حرفها رو میزنی؟ هاهاهاها! بعله... حالا بشنویم از این یکی گماشته ولایت:
وقتی «وحدت» به لعنت کردن همدیگر میرسد
آخوند دژکام ـ نمایش جمعه شیراز ـ ۲۳ مرداد
این یکی میگه من از فلانی متنفرم، لعنت خدا برش باد، کلی هم توجیه سیاسی و انقلابی میکند. او یکی هم برمیگرده میگه که نه، من از فلانی متنفرم، باز هم همینطور، بعدش هم مینویسد و پخش میکند.
گاهی اوقات ما در مسائل سیاسی یکی میگه من بهتر فهمیدم، باریکالله که بهتر فهمیدی، او یکی خوب نفهمیده است. حالا این باعث میشود که ما بتونیم همدیگه را لعنت کنیم، بد بگوییم؟...
موشکاف: باریکالله! این یکی از دهنش در رفت؛ یه ذره از جر و واجر کردن همو، با کلمه «لعنت» رو کرد!
مگه لعنت، حداکثر دشمنی نیس؟ هاهاهاها! البته بیشتر از لعنتش هم هست.
ببینید بوفالوی ولایت، با غریزه و حس بویایی، چهجوری خطر رو تشخیص میده! هاهاهاها!
«آتش زیر خاکستر دشمن»؛ اعتراف از تریبون جمعه
آخوند علمالهدی ـ نمایش جمعه مشهد ـ ۲۳ مرداد
اینکه امروز ما هر حرکتی رو، حوادثی در کشور اتفاق بیفته و هر حرکتی بخواهیم انجام بدیم، این حوادث رو نادیده بگیریم، به اسم وحدت بگیم برای حفظ وحدت این حوادث رو نادیده بگیریم، دستگاههای امنیتی و انتظامی ما هم در مقابل مسئله بیمسئولیت و بیتفاوت با اینها، با قضایا برخورد کنند که آقا باید وحدت رو باید حفظ کرد، به اسم وحدت؛ اما این وحدت نیست. آقا، این آتش زیر خاکستر دشمنه، این آتش زیر خاکستر دشمنه!
موشکاف: بَبَله! آتش زیر خاکستریه که تو رأس نظام، برا هم تدارک دیدن، در حالیکه آتیش بزرگ سراسری در انتظار همهشونه.
اینم اذعان رئیسجمهور ناتراز نظام به آتش سراسری؛ که با دجالگری تحت عنوان «معیشت» و «شغل» و «مسکن» مطرح میکنه:
اعتراف پزشکیان به ترس از شعلهور شدن بحران
پزشکیان ـ ۲۳ مرداد
شما بهتر از من میدانید تمام تحلیلهایشان این است که اینها از داخل ما را بپوکانند و روی این هم دارند حساب باز میکنند و میدانند که ما مشکل داریم. یکی از مشکلات اساسی همین اختلافاتی است که ممکن است ما با همدیگر داشته باشیم و خب، دامن هم دارند میزنند؛ آگاهانه، ناآگاهانه، ما هم خودمان سعی میکنیم که این روند را، به اصطلاح، شعلهور کنیم.
یعنی این چیزی نیست که از نظر مثلاً حالا چه میدانم شعاری بگویم یا کاری بکنم که برای اینکه وحدت برای من مهمتر از آن یکی ارزشهایی است که در ذهن... چون اگر وحدت به هم بخورد، دیگر آن قدرت از هم میپاشد.
هنر نیست عیب من را بگویی؛ والا من عیب دارم. میخواهید من خودم هرچقدر برایتان بگویم، مگر شما ندارید؟ کمک کنید معیشت مردم را درست کنیم، شغل مردم را درست کنیم، مسکن مردم را درست کنیم.
موشکاف: بعله! «شعلهور کردن» که میگه، همون آتیش بزرگه!!!
دجالگری هم که موشکاف گفت، برای اینه که این ناتراز، که تدارکاتچی چپاولهای کتوکلفته، همین اخیراً گفت پول ۲۰ میلیون نفتی که باید صرف معیشت و نون مردم میشد، خرج موشک و پوشک سپاه کرده!
اما تو جمله آخر، ترس خودشو و ولیشو، و اول و آخر نظامو، تحت عنوان «معیشت» رو کرده...
همون انفجاریه که نه از تاک نشون میذاره، نه از تاکنشان و زرشکیان!
هاهاهاها! دوستان، رفقا، عزت زیاد!
لینک های مرتبط:
موشکاف؛ شاخبازی در رأس نظام ولایت
بمب ساعتی بنزین و هراس کارگزاران حکومتی از انفجار اجتماعی و اعتراضات مردمی
