بخوان بنام گل سرخ؛ مجاهدین شهید سیما موسیپورلفمجانی و محمد سعید نوید
۱۴۰۵/۵/۲۹
بخوان به نام گل سرخ در رواق سکوت، که موج و اوج طنینش ز دشت ها گذرد
مجاهد شهید سیما موسیپور لفمجانی، متولد ۱۳۳۸ از لاهیجان، دانشجو، در سن ۲۲ سالگی در تاریخ ۳۰ آذر سال ۱۳۶۰ در تهران تیرباران شد و به شهادت رسید.
قسمتی از وصیتنامه شهید:
من سیما موسیپور لفمجانی فرزند حسن به خدا و خلق سوگند یاد میکنم که در برابر ارتجاع ضد خلقی لحظهای از پای ننشینم و تا آخرین قطره خون با انضباط و اطاعت آگاهانه در پیروی از تشکیلات انقلابی مجاهدین خلق در راه تحقق آرمانهای والای آن سازمان کوشا باشم.
به درستی میدانم که در این مرحله حساس از مبارزات ضد ارتجاعی خلق قهرمانمان نیاز به جانفشانی و فداکاریهای بیشتریست. نیاز به تحمل فشارهای بسیار سختتریست. میلیشیاهای قهرمان آگاهانه در این راه گام گذاشته و با تحمل هر گونه فشار و سختی و با دادن شهدای بسیار، اعتقاد خود را نسبت به ایدئولوژی توحیدی پیشتاز خود یعنی سازمان پر افتخار مجاهدین خلق و عشق خود را به بهروزی خلق قهرمان ابراز خواهد کرد.
ارتجاع، این دشمن ددمنش خلق بداند که جدایی میلیشیا از پیشتاز خود یعنی مجاهدین خلق امکانناپذیر است. ارتجاع غدار سد کننده راه تکامل محکوم به زوال است.
الذین کفروا وصدوا عن سبیل الله اضل اعمالهم.
آنان که به خدا کافر شدند و راه دین خدا را بر خلق بستند اعمال آنها تباه و باطل خواهد شد.
نابود باد ارتجاع ضد خلقی.
درود بر برادر مجاهد مسعود رجوی.
سیما موسیپور لفمجانی
هشتم تیرماه سال ۱۳۶۰
مجاهد شهید محمد سعید نوید، متولد ۱۳۴۰ از تهران، دانشجوی رشته مهندسی برق دانشگاه تهران، در سن ۲۰ سالگی هنگام یک درگیری خیابانی در منطقه یوسفآباد تهران در تاریخ ۱۲ اسفند سال ۱۳۶۰ به شهادت رسید.
فرازی از وصیتنامه شهید به تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۶۱:
با این آرمان آماده شهادتم و شهید نیز خواهم شد، اما هرگز برایم ناراحت نشوید و خونم را هدر رفته نپندارید زیرا که شهادت این گونه علامت پیروزی است.
دست و پا زدنهای مرتجعین در باتلاق سفاکیهای خود نباید شما را ناامید کند. برای ما نیز نگران نباشید زیرا ما به هدف خود رسیدهایم و علاوه بر آن خزه به سنگی که در حال حرکت است نمیچسبد.
بگذار مرتجعین خون ما را بر زمین بریزند به این امید که در نابودی ما چند صباحی را به زندگی پلید خود ادامه دهند، بی خبر از آن که خاک خون ما را به گلی که در حال شکفتن است هدیه میکند، شاید غنچهای که در حال پژمردن است دوباره بشکفد و به زندگی ادامه دهد.
