۱۴۰۵/۵/۲۹
تکرار آبان ۹۸ سادهلوحانه است وضعیت بدتر خواهد شد
۱۴۰۵/۵/۲۹
خیز رژیم آخوندی برای گران کردن بنزین و چشماندازهای آن
سایت حکومتی جماران درباره پیامدهای گرانی بنزین این طور نوشته است.
سایت جماران درباره پیامدهای گرانی بنزین نوشت: مسأله بنزین در ایران فقط قیمت یک لیتر سوخت نیست؛ مسأله این است که جامعه تا چه اندازه توان تحمل یک شوک اقتصادی دیگر را دارد. تجربه آبان ۱۳۹۸ نشان داد که بنزین میتواند از یک موضوع اقتصادی به یک مسأله اجتماعی و سپس امنیتی تبدیل شود. در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۹، قیمت بنزین در ایران برای سهمیههای تعیینشده ۵۰ درصد و برای مصرف مازاد بر سهمیه تا ۲۰۰ درصد افزایش یافت؛ تصمیمی که تنها یک روز پیش از اجرا اعلام شد و بهسرعت با اعتراضات خیابانی گسترده و سپس خشونت همراه شد.
بنزین کالایی نیست که افزایش قیمت آن صرفاً در قبض یک مصرفکننده منعکس شود. هزینه حمل ونقل، توزیع کالا، خدمات، جابهجایی نیروی کار و بخشهایی از تولید به آن وابستهاند و از همین رو، تغییر قیمت سوخت میتواند آثار مستقیم و غیرمستقیم بر هزینه زندگی بگذارد.
جماران میافزاید: آبان ۹۸ را نباید صرفاً یک «اعتراض به قیمت بنزین» دانست، همانگونه که نباید تمام زمینههای آن را به عوامل اقتصادی فرو کاست. اما نقطه آغاز آن، افزایش ناگهانی قیمت سوخت بود؛ افزایشی که در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۹ اجرا شد و اعتراضات بهسرعت در شهرهای مختلف گسترش یافت.
با این حال، اگر در آینده اعتراض تازهیی شکل بگیرد، الزاماً نسخه دوم آبان ۹۸ نخواهد بود. جامعه ایران در فاصله آن زمان تا امروز دستخوش تحولات اقتصادی، ارتباطی و سیاسی مهمی شده است. در نتیجه، باید از تصور سادهانگارانه «تکرار آبان» فاصله گرفت و از احتمال شکلگیری اعتراضهای چندلایه و ترکیبی سخن گفت. در چنین الگویی، یک مطالبه اقتصادی میتواند نقطه شروع باشد، اما در صورت استمرار، به مطالبات اجتماعی و سیاسی متصل شود. این اتصال بهمعنای آن نیست که هر اعتراض اقتصادی الزاماً سیاسی خواهد شد؛ بلکه به این معناست که در محیطی با اعتماد پایین و شکافهای اجتماعی عمیق، مرز میان «مطالبه معیشتی» و «اعتراض سیاسی» میتواند سریعتر از شرایط عادی جابهجا شود.
تجربه ۱۳۹۸ دقیقاً به همین دلیل باید نه بهعنوان یک خاطره تاریخی، بلکه بهعنوان یک داده سیاستگذاری مطالعه شود.
سایت جماران نتیجه میگیرد: آبان ۱۳۹۸ یک تجربه تاریخی است، نه نسخهای قطعی برای آینده. اعتراض آینده، اگر شکل بگیرد، الزاماً شبیه آبان نخواهد بود؛ ممکن است چندلایهتر، شبکهایتر و متأثر از همپوشانی مطالبات اقتصادی و سیاسی باشد. از این رو، خرد راهبردی حکم میکند که دولت پیش از آن که بپرسد «بنزین را تا چه قیمتی میتوان فروخت؟» ابتدا بپرسد: «جامعه ایران امروز تا چه اندازه توان تحمل یک شوک دیگر را دارد؟» در شرایطی که امنیت ملی بیش از همیشه از مسیر امنیت معیشتی، عدالت ادراک شده و سرمایه اجتماعی عبور میکند، شاید پیشگیرانهترین تصمیم امنیتی، فعلاً نه افزایش قیمت بنزین، بلکه جلوگیری از ایجاد شکافی تازه میان دولت و جامعه باشد.
