۱۴۰۵/۵/۲۹
همیاری سیام؛ فقط یک کمک مالی یا یک «رژه سیاسی»؟
۱۴۰۵/۵/۲۹
از سیاهچالهای رژیم تا کارگر ملایر و کانونهای شورشی؛ سیامین همیاری با سیمای آزادی چگونه به نمایش تعهد، سازمانیافتگی و حمایت سیاسی تبدیل شد؟
گفتگو با بهروز پرتوی
کمتر از دو هفته از برگزاری همیاری با سیمای آزادی میگذره، اما مشاهده منتخبهایی از این رژه بزرگ نشون میده که این کارزار ابعادی بسا فراتر از صرف یک کمک مالی به یک رسانه داشته و داره. همراه میشیم با آقای بهروز پرتوی تا نگاهی داشته باشیم به همین موضوع.
آقای پرتوی اجازه بفرمایید که من خیلی ساده و صمیمی و یکجملهای از شما بپرسم که در همیاری سیام چه دیدید شما؟
واقعاً برای جواب این سؤال ای کاش یه دو ساعتی به من وقت میدادین. چهار شبانهروز همش حماسه، همش جملات و در واقع برخوردها و چیزایی که واقعاً خودش یک تاریخه، یک تاریخ افتخارآمیزه. ولی به نظر بنده این این بار حداقل من این میدیدم این این دوستانی رو که روی خط میاومدن، حالا خیلیا نتونستن وصل بشن، وقت نشد و اونایی هم که تونستن وصل بشن و وقت شد، وقت اجازه داد، بنده بیشتر به این قضیه فکر میکردم که بیشتر شبیه یک تجدید عهد و پیمان بود. بیشتر شبیه این بود که حالا شما در معرفی برنامه فرمودین یک رژه سیاسی، به نظر من جدای از یک رژه سیاسی، یک تعهد سیاسی بود. یک من هم هستم، من هم میخواهم باشم.
چه اونجایی که از سیاهچالهای رژیم پیام شرکت در همیاری اومده بود، یعنی نشون داد که واقعاً مسئله فقط کمک مالی به یک رسانه نیست. مسئله حفظ استقلال یک جریان سیاسیه. مسئله در واقع رأی دادن به یک برنامه سیاسی، مسئله رأی دادن و ابراز اعتقاد عمیق به یک رهبری و یک خط سیاسی معینیه. چه اونجایی که یک کارگر از ملایر زنگ میزنه و میگه من هیچی ندارم بدم، یه میلیون تومن میدونم که ارزشش کمه ولی میخوام بگم که منم هستم. و در مقابلش عضو کانون شورشیای که میگه من فقط جانم رو دارم و اینو با کمال میل در طبق اخلاص میذارم.
به نظر بنده سیامین همیاری بسیار بسیار بعد سیاسی و عمق سیاسی بسیار عمیقی داشت به دلیل شرایطی که هماکنون میهن اسیر داره، به دلیل وضعیت تعادل قوا، به دلیل وضعیت و شرایطی که خود مقاومت سازمانیافته داره و مخصوصاً و مخصوصاً که هیچ کدام از اینهایی که اومدن و شرکت کردن و موفق شدن که وصل بشن به سیما، هیچکدام فراموش نکرده بودند قهرمانی و ایستادگی و پایمردی فرمانده وحید بنیعامریان رو یا محمد تقوی یا بابک علیپور رو یا مهدی خانکی، پویا قبادی و تمامی این عزیزانی که در این مدت جان عزیزشان را برای ایران آزاد و آباد و دموکراتیک فدا کردند.
بنابراین خلاصه و مفیدش به نظر بنده سیامین گلریزان سیمای مقاومت هرچند هر بار که گلریزان میشه من فکر میکنم من تنها نیستم، خیلی از ماها واقعاً به قهرمان غلامرضا خسروی فکر میکنیم. ببینید چقدر شرایط سیاسی فرق کرده. زمانی که غلامرضا خسروی در کمال با خلوص نیت کمک مالیای که کرد و در تداوم این مبارزهاش جانش رو فدا کرد و دیدیم که واقعاً اولین اشرف زندان اوین رو بعد از شعار هزار اشرف، غلامرضا خسروی ساخت و روی سر رژیم خراب کرد، بعد از آن بسیار طبیعیه که فرماندهانی چون وحید بنیعامریان و مهدی خانکی و محمد تقوی و تمامی این عزیزان واقعاً جاشون رو بگه، همچنان که اینها خودشون هم در نوبت خودشون چیز جالبی که در نکته آخری که من بگم، همزمانی این گلریزان با سالگرد قتلعام تابستان سیاه ۶۷ بود. همه اینها دست به دست هم داد به نظر بنده این سیامین گلریزان واقعاً توصیفش بسیار بسیار مشکله، بسیار سخته. سؤال سختی کردین خلاصه.
از کمک مالی تا تجدید عهد؛ چرا سیامین همیاری یک کارزار سیاسی توصیف شد؟
درود بر شما، خیلی ممنون از پاسخ بسیار زیبای شما و اینکه یاد کردید از اون قهرمانان مجاهد خلق. آقای پرتوی، ما در همه همیاریهای پیشین شاهد همین رویکردهای عاشقانه بودیم که از روی عرق ملی پای این تعهد یعنی استقلال سیمای آزادی هموطنانمون میآمدند. پرسش بعدیام اینه که این همیاری از نظر شما که همواره در این کارزارها حضور داشتید، چه ویژگی خاصی داشت؟
به نظرم مهمترین قضیهش، مهمترین مسئله این بود که ببینید بین همیاری، بیست و نهمین همیاری و سیامین همیاری، کشور ما شاهد تحولات بسیار عمیق و وسیعی بوده، شاهد صفبندیها و در واقع طیفبندیهای معینی سیاسی بوده. به نظر من این همیاری یکی از ویژگیهای بسیار برجستهش اعتقاد عمیق به سازماندهی و سازمانیافتگی بود. به نظر بنده این همیاری یکی از ویژگیهاش درک وسیع و عمیق سیاسی در بین تمام فعالین مبنی بر اینه که تمام مشکلاتی رو که، تمام کمبودهایی رو که ما در ۱۲۰ سال گذشته داشتیم، داخل پرانتز اینم عرض بکنم که از خوب حادثه این بود که در واقع همزمانم بود، تقریباً همزمان بود با ۱۲۰مین سالگرد انقلاب مشروطیت.
بنابراین واقعاً ذهنها به این طرف میرفت که این قیام سازمانیافته، مبارزه سازمانیافته اینه که ما داریم انجام میدیم، همین عملی که داریم انجام میدیم، پشت یک برنامه سیاسی، پشت یک رهبری صدیق و شریف که هر آنچه که داره در طبق اخلاص گذاشته برای آزادی و رهایی این میهن اسیر و از همه مهمتر بنده یه اعتقاد عمیقی رو باید بگم در بین صحبتها مخرج مشترک اکثر قریب به اتفاق کسانی که صحبت میکردند، مخرج مشترکش اعتقاد عمیقی به خط سیاسیای بود که مقاومت ایران در تمام این تحولات دو سال اخیر گرفته و دیدیم که واقعاً تمام دنیا در واقع الآن به این خط سیاسی اعتقاد داره؛ نه جنگ، نه مماشات، راهحل سوم، ارائه برنامه و اعلام دولت موقت، دولت صلح و آزادی، برنامه ده مادهای و مجموعه اینها به نظر بنده ویژگیهای معین و مشخصی بود و نشون داد که یک جریان سیاسیای که پایگاه عمیق اجتماعی داشته باشه، نه تنها استقلال مالی داره بلکه راز، راز بقاش در این ریشه عمیق اجتماعیشه.
