۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به روایت اسناد رسمی آمریکا؛ بازخوانی نقش دربار، زاهدی و کاشانی

۱۴۰۵/۵/۲۹

بازخوانی اسناد محرمانه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ | گزارش روابط خارجی آمریکا

برگرفته از مجموعه «روابط خارجی ایالات متحده، ایران ۱۹۵۴ – ۱۹۵۱، چاپ دوم»

اطمینان دادن وزیر دربار شاه به سفارت آمریکا در تهران در مورد حمایت کاشانی از زاهدی در صورت کودتا علیه مصدق

سند شماره ۱۸۷ – یادداشت تهیه شده در سفارت انگلستان (لندن – ۷ اوریل ۱۹۵۳ / ۱۸ فروردین ۱۳۳۲)

علا وزیر دربار با سفیر هندرسون (سفیر آمریکا در ایران) روز ۴ اوریل (۱۵ فروردین) تماس گرفت و گفت هم‌اکنون از دیدار دو روزه با شاه در اقامتگاهش در ساحل دریای خزر باز می‌گردد (او گفت). به شاه هم‌چنین گفته است که تنها کاندیدایی که انرژی و حمایت لازم برای جایگزینی مصدق را دارد ژنرال زاهدی است. در بین حامیان زاهدی کاشانی، حائری‌زاده و سایر مخالفان از جبهه ملی، رهبران با نفوذی که با این جنبش مرتبط نیستند، آخوندها، بازاریان و افسران ارتش و غیره قرار دارند.

شاه تحت تأثیر قرار گرفت و گفت وقتی به تهران بازگردد این موضوع را بیشتر بررسی خواهد کرد. علا بر ضرورت اقدام سریع تأکید کرد.

در پاسخ به سؤال هندرسون علا گفت کاشانی از زاهدی حمایت کرد. اما هم‌چون مکی تردید دارد که تا آخر برود. هر دو در حالی که لفظی خدمت می‌کنند ترجیح می‌دهند موضعی بگیرند که به آنها اجازه بدهد اگر تلاش برای برکناری مصدق از طریق مسالمت‌آمیز یا به طرق دیگر به شکست انجامید بتوانند ادعا کنند که مداخله‌ای نداشته‌اند. علا گفت قصد دارد امروز با کاشانی دیدار کند و از او بخواهد موضع صریح‌تری اتخاذ کند.

حمایت کاشانی از طرح دربار برای برکناری دکتر مصدق و انتصاب زاهدی

سند شماره ۱۹۱ – گزارش اطلاعاتی تهیه شده در آژانس اطلاعات مرکزی (۱۶ اوریل ۱۹۵۳ / ۲۷ فروردین ۱۳۳۲)

موضوع: زور آزمایی مخالفان با مصدق

منبع: ۲ خط از طبقه‌بندی خارج نشده است

در تاریخ ۱۵ آوریل، نماینده دربار تلاش کرد تا حمایت کاشانی را برای طرح زیر (که شاه "به آن متمایل به نظر می‌رسید") جلب کند؛ طرحی برای برکناری نخست‌وزیر مصدق و جایگزینی او با ژنرال فضل‌الله زاهدی:

الف: کاشانی نامه‌یی به شاه می‌نویسد و در آن بیان می‌کند با توجه به شرایط بی‌قانونی در تهران و تهدیدات علیه نمایندگان مجلس، مجلس دیگر نمی‌تواند به فعالیت خود ادامه دهد.

ب. در همان روز، نماینده مذکور در دربار، شاه را متقاعد می‌کند تا فرمان و اعلامیه‌ای صادر کند که در آن نامه کاشانی را نقل کرده، مصدق را برکنار کند و ژنرال زاهدی را به‌عنوان "مدیر امنیت عمومی" منصوب کند تا نظم را برقرار سازد و بدین ترتیب مجلس بتواند در فضایی عاری از خشونت، نخست‌وزیر جدید توانا و شایسته‌یی را تعیین کند.

ج. در صورتی که فرمان برکناری مصدق از شاه قابل دریافت نبود، [نمایندگان مخالف دولت مصدق] از شرکت در درگیریهای خیابانی خودداری می‌کنند، اما از مجلس خارج می‌شوند تا از تشکیل حد نصاب جلوگیری کنند.

کاشانی نوع دیگری از طرح فوق را ترجیح می‌داد که بر اساس آن، او، یعنی کاشانی، نامه‌یی را تهیه می‌کند که هم توسط اعضای مجلس و هم توسط خودش امضا می‌شود. کاشانی ادعا می‌کند که می‌تواند امضای "احتمالاً چهل نماینده" را قبل از این‌که دولت بتواند خواستار رویارویی پارلمانی "کمیته هشت نفره" شود، به دست آورد.

توضیح: کمیته هشت نفره هیأتی از نمایندگان مجلس هفدهم بود که قرار بود حدود اختیارات شاه را مطابق با قانون اساسی تعیین کند.

مصدق باید برود

کاشانی بدون شک در حال طراحی است تا قدرتی باشد که در پشت جانشین مصدق امورات ایران را هدایت کند.

سند شماره ۱۹۲ – ضمیمه - تخمین تهیه شده در شعبه ایران، بخش خاور نزدیک و آفریقا، اداره برنامه‌ها، سازمان اطلاعات مرکزی، واشنگتن (ضمیمه سند ۱۹۲ با تاریخ ۱۶ اوریل ۱۹۵۳ / ۲۷ فروردین ۱۳۳۲)

عوامل مؤثر در سرنگونی مصدق

فرضیات پایه:

۱ – مصدق باید برود

۲ – داراییهای پنهان ایالات متحده به سمت سرنگونی او هدایت می شوند و اقدامات سیاسی و کمکهای مالی ایالات متحده از جانشین او حمایت خواهد کرد

۳- ژنرال زاهدی تنها نامزد فعال فعلی برای جانشینی مصدق است که شانس واقعی برای موفقیت دارد.

۴- برای موفقیت، زاهدی به حمایت پرانرژی شاه نیاز دارد که پشتیبانی کافی نیروهای مسلح را تضمین می‌کند.

............

۱۰- کابینه زاهدی باید شامل قوی‌ترین افراد ممکن باشد، از جمله جانشین او باید مورد تأیید ایالات متحده باشد

۱۱- نفوذ کاشانی در دولت زاهدی باید محدود یا خنثی شود

...............

۱۴- چنان‌چه خود زاهدی از قدرت سقوط کند، ایالات متحده باید اقدام کند تا یکی از اعضای کابینه او را برای جایگزینی انتخاب کند

..............

زاهدی با تلاشهای نازیها در ایران در جنگ جهانی دوم مرتبط بود.

روابط (زاهدی) با کاشانی: کاشانی بدون شک در حال طراحی است تا قدرتی باشد که در پشت جانشین مصدق امورات ایران را هدایت کند. گفته می‌شود از اوایل سپتامبر ۱۹۵۲ (اوایل شهریور ۱۳۳۱) کاشانی زاهدی را به‌عنوان جایگزین مصدق برگزیده است. در دوم آوریل ۱۹۵۳ (۱۳ فروردین ۱۳۳۲) زاهدی مدعی شد که او از حمایت کاشانی برخوردار است و در ۱۱ اوریل (۲۲ فروردین) او گفت کاشانی با بروجردی و بهبهانی – رهبران مذهبی با نفوذ – به تفاهمی در مورد ضرورت تشویق شاه به ایستادگی در برابر مصدق دست یافته است.

مطمئناً زاهدی و کاشانی به یکدیگر اعتماد ندارند. زاهدی می‌گوید در موقع خودش از شر او خلاص خواهد شد در حالی که کاشانی احساس می‌کند می‌تواند زاهدی را کنترل کند.

در کشمکش‌های اخیر با مصدق، کاشانی همیشه شکست‌خورده است. به همین دلیل، او به حمایت از شاه روی آورده تا ائتلافی به رهبری خودش بسازد که قادر خواهد بود مصدق را جایگزین کند.

قدرت کاشانی نه از یک رهبر معنوی، بلکه از یک دسیسه‌چین ناشی می‌شود که می‌تواند بودجه لازم را برای فراخوانی اوباش از بخش بازار تهران فراهم کند.

گزارش طراحی و اجرای کودتا برای ساقط کردن دولت مصدق

  • متحد کردن و هماهنگ‌سازی گروه‌های سیاسی مخالف مصدق شامل آخوندها برای پشتیبانی از هر گونه اقدام شاه برای برکناری مصدق

  • راه‌اندازی یک کارزار تبلیغاتی گسترده به کمک شبکه‌های داخلی برای درهم شکستن «افسانه میهن‌پرستی مصدق» با اتهام همکاری او با کمونیست‌ها

سند شماره ۳۶۳ (واشنگتن، ۸ مارس ۱۹۵۴ / ۱۷ اسفند ۱۳۳۲)

موضوع: کمپین برای روی کار آوردن یک دولت طرفدار غرب در ایران

مبنای قانونی: تصویب توسط رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه و رئیس سازمان اطلاعات مرکزی در ۱۱ ژوئیه ۱۹۵۳ (۲۰ تیر ۱۳۳۲) مصوبه ۱/۱۳۶ شورای امنیت ملی.

هدف: نخست‌وزیر مصدق و دولت او

مقاصد:

۱. از طریق روش‌های قانونی یا شبه قانونی، سقوط دولت مصدق را محقق ساختن؛ و

۲. جایگزین کردن آن با یک دولت طرفدار غرب تحت رهبری شاه، با زاهدی به‌عنوان نخست‌وزیر

اقدامات سیا:

طرح اقدام در چهار مرحله اجرا شد:

۱. از طریق اعمال فشار مستقیم برای تقویت اراده شاه برای اعمال قدرت خود بر اساس قانون اساسی و امضای احکام لازم برای اجرای برکناری قانونی مصدق از مقام نخست وزیری؛

۲. متحد کردن و هماهنگ‌سازی تلاش‌های گروه‌های سیاسی در ایران که مخالف مصدق بودند، شامل روحانیان با نفوذ قدرتمند، برای جلب حمایت و پشتیبانی آنها از هر گونه اقدام قانونی که توسط شاه برای برکناری مصدق انجام می‌شد.

۳. راه‌اندازی یک کارزار تبلیغاتی گسترده با هدف سلب اعتماد مردم ایران از افسانه میهن‌پرستی مصدق، با افشای همکاری او با کمونیستها و سوء‌استفاده او از اختیارات قانونی برای خدمت به جاه‌طلبیهای شخصی خود برای قدرت؛

همزمان، به راه‌انداختن یک "جنگ روانی" علیه مصدق با این هدف که برای مصدق و عموم مردم آشکار شود که کمکهای اقتصادی بیشتری در راه نخواهد بود.

هماهنگی پنهان لندن و واشنگتن برای دوره «پس از مصدق»

توافق انگلستان با طرح و آمادگی برای همکاری با «نخست‌وزیر آینده»

سند شماره ۲۵۰ – سند ارائه‌شده توسط سفیر بریتانیا (مکینز) (Makins) به قائم‌مقام وزارت امور خارجه آمریکا (والتر بِدٍل اسمیت) (واشنگتن، ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۳ / ۱ مرداد ۱۳۳۲)

«دولت علیاحضرت ملکه انگلستان دیدگاههای وزارت امور خارجه [آمریکا] را مورد توجه قرار داده. و با آنها همدردی زیادی دارد. دولت بریتانیا آماده است تا نهایت همکاری را برای حل مشکل معرفی و ارائه یک "توافق‌نامه [نفتی] به افکار عمومی محلی" انجام دهد.

ما مایل به حل این مناقشه هستیم. و بنابراین "آماده همکاری" با دولت جدید برای تلاش جهت دستیابی به یک توافق خواهیم بود. دولت علیاحضرت انشاء و لحن طرح [کودتا] را به این معنا می‌داند که ابتکارعمل به نخست‌وزیر آینده واگذار خواهد شد؛ چه از نظر اولویت دادن به یک توافق نفتی در برنامه‌های عمومی‌اش و چه از نظر ماهیت آن توافق».

توضیح:

اهمیت سند ۲۵۰ منحصر به متن اصلی سند نیست، بلکه ارزش تاریخی این سند، در پانویس شماره ۱ نسخه رسمی اسناد وزارت‌خارجه آمریکا نهفته است؛ جایی که ویراستاران دولتی آمریکا منبع اصلی سند ۲۵۰ را سند دیگری از اسناد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا معرفی می‌کنند با شماره CSHP ۲۰۸ و با عنوان "سرنگونی نخست‌وزیر مصدق در ایران" (Overthrow of Premier Mossadeq of Iran) که از طبقه‌بندی محرمانه خارج نشده است.

در چند جای دیگر مجموعه اسناد وزارت‌خارجه آمریکا به سند CSHP ۲۰۸ اشاره شده است اما در هیچ جای این مجموعه، سند CSHP ۲۰۸ از طبقه‌بندی محرمانه خارج نشده و تا تاریخ آخرین جاپ این مجموعه در سال ۲۰۱۸ مطالب مندرج در سند CSHP ۲۰۸ هم‌چنان سری محسوب شده‌اند.

اما این سند چیزی نیست جز گزارش «دونالد ویلبر» یکی از طراحان اصلی که یک سال پس از ۲۸ مرداد گزارش طراحی و اجرای کودتا را تنظیم و تدوین کرد. گزارش ویلبر ۱۸ سال پیش از انتشار اسناد وزارت‌خارجه، توسط یکی از کارکنان سابق سیا که نسخه‌یی از آن را نگهداری کرده بود به روزنامه نیویورک تایمز درز داده شد و این روزنامه آن را به‌طور کامل و با پوشاندن برخی از اسامی در سال ۲۰۰۰ میلادی در وب سایت خود درج کرد. ویلبر در این گزارش از جمله توضیح می‌دهد که اشرف پهلوی خواهر دوقلوی شاه چگونه بدون اجازه و با یک پرواز تجاری در ۳ مرداد وارد تهران شد، تا نامه‌یی را که سرویسهای امنیتی انگلستان و آمریکا به او داد بودند به شاه برساند. شاه نامه را دریافت می‌کند و مطلع می‌شود که ژنرال شوارتسکف برای ملاقات با او و هماهنگی نقش شاه در کودتا وارد تهران خواهد شد.

ویلبر در گزارش خود توضیح می‌دهد که شوارتسکف با پوشش سفر به لبنان و پاکستان وارد تهران شد و در دیدار طولانی با شاه در ۱۰مرداد تضمینهای مشترک آمریکا و انگلیس را به او ارائه داد تا بالاخره شاه را متقاعد کند که در لحظه موعود فرمانهای عزل مصدق و انتصاب زاهدی را اجرا و امضا کند.

گفتگوی فوق سری و آغاز سفر پنهانی اشرف پهلوی به ایران برای توجیه شاه

سند شماره ۲۵۱ – یادداشت سردبیری

در ۲۴ ژوئیه ۱۹۵۳ (۲ مرداد ۱۳۳۲) وزیر امور خارجه [جان فاستر دالس] تلفنی با رئیس اطلاعات مرکزی [آلن دالس] گفتگو کرد. در متن پیاده شده تماس آمده است: وزیر خارجه زنگ زد و گفت: شما در صحبت‌های دیروزتان درباره ایران در جلسه [شورای امنیت ملی]، به آن موضوع دیگر اشاره نکردید؛ آیا آن موضوع منتفی شده است؟

آلن دالس گفت او درباره آن موضوع صحبتی نمی‌کند؛ آن موضوع مستقیماً با رئیس‌جمهور هماهنگ شده و هنوز فعال است.

کارها نسبتاً خوب پیش می‌رود اما آن مرد جوان [شاه] ممکن است در آخرین لحظه عقب بکشد؛ او شخصیتی غیرقابل پیش‌بینی دارد؛ اما خواهرش [اشرف پهلوی] موافقت کرده که برود».

بی‌ارادگی و تزلزل شاه پس از فرار به بغداد در فردای شکست کودتای ۲۵ مرداد

  • زبونی و حقارت شاه در مقابل سفیر آمریکا در بغداد: به‌زودی باید به‌دنبال کار بگردم تا خرج خانواده‌ام را در بیاورم!

  • سفیر آمریکا در بغداد: من برای حفظ پرستیژ شاه در ایران، به او پیشنهاد کردم هرگز و هیچ‌وقت نباید نشان دهد که فردی خارجی در حوادث اخیر دست داشته است و او هم موافقت کرد.

  • شاه گفت که فکر می‌کند نباید بیش از چند روز در بغداد بماند بلکه به اروپا خواهد رفت و امیدوار است که در نهایت به آمریکا برود.

سند شماره ۲۷۱ - تلگرام از سفارت آمریکا در عراق به وزارت امور خارجه (بغداد، ۱۷ اوت ۱۹۵۳ / ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ - ساعت ۷ صبح)

شاه ایران به دولت عراق ابراز تمایل کرد که با من دیدار کند. ساعت ۹:۳۰ دیشب به‌طور پنهانی به اقامتگاه رسمی دولت عراق که شاه در آن اقامت دارد رفتم.

شاه را در حالی یافتم که از سه شب بی‌خوابی فرسوده شده بود، از چرخش حوادث مبهوت بود، اما هیچ (تکرار می‌کنم هیچ) تلخ‌کامی و خشم بزرگی نسبت به آمریکایی‌هایی که مشوق و برنامه‌ریز این اقدام بودند، نداشت.

من برای حفظ پرستیژ او در ایران، به او پیشنهاد کردم که هرگز و هیچ‌وقت نباید نشان دهد که فردی خارجی در حوادث اخیر دست داشته است. او هم موافقت کرد.

شاه گفت که فکر می‌کند نباید بیش از چند روز در بغداد بماند، بلکه به اروپا خواهد رفت و امیدوار است که در نهایت به آمریکا برود.

او اضافه کرد که به‌زودی باید [در آمریکا] به‌دنبال کار [شغل] بگردم، چرا که خانواده بزرگی دارم و دارایی و ابزار مالی بسیار ناچیزی در خارج از ایران برای من باقی مانده است!

من سعی کردم با این روحیه دادن به او که "امیدوارم به‌زودی برای پادشاهی بر مردمت که کارهای زیادی برایشان کردی بازگردی"، به او روحیه بدهم؛ اما او پاسخ داد که مصدق کاملاً دیوانه و به طرز جنون‌آمیزی حسود است، مانند ببری که به هر موجود زنده‌ای که بالای سرش حرکت کند چنگ می‌اندازد.

متن دیکته شده به شاه فراری از سوی نخست‌وزیر و وزیر خارجه انگلیس با تأکید بر این‌که از طرف چرچیل و ایدن و سالیسبوری به او گفته شود پیام رادیویی را هر چه سریع‌تر به‌طور زنده و بدون توقف و تپق ضبط کند.

سند شماره ۲۶۹ - تلگرام از ایستگاه در ایران (تهران، ۱۶ اوت ۱۹۵۳ / ۲۵ مرداد ۱۳۳۲)

متن پیامی که شاه باید آن را بدون توقف و تپق به‌صورت زنده و ضبط‌شده، رادیویی پخش کند. پیشنهاد می‌شود که به او [شاه] با بیشترین سرعت ممکن فشار آورده شود تا این کار را به نامِ "چرچیل"، "ایدن" و "سالیسبوری" انجام دهد:

(متن دیکته‌شده به شاه)

"مردم شریف و محبوب من: در ۲۸ ماه گذشته، دکتر مصدق از سوی من بالاترین حمایتها و تشویق‌ها را دریافت کرد به این امید که به ملت خدمت کند؛ اما او در تمام این مدت هیچ چیز جز فقر شدید، تفرقه و هرج و مرج ایجاد نکرد. او هم‌چنین بهترین بخش از وقت خود را صرف بدنام کردن وطن‌پرستان و سیاست‌مدارانی کرد که سعی داشتند به ایران کمک کنند.

من به خدا و قرآن کریم سوگند یاد کرده‌ام که قانون اساسی را حفظ کنم، اما گستاخی مصدق به جایی رسیده است که تمام آرمانهای مقدس ما را پایمال می‌کند. او اکنون کشور را به نامِ رفاه کشور به خطر انداخته و با مهارت کشور را به سمت کمونیسم سوق می‌دهد.

چون تحمل اقدامات خائنانه او برایم غیرممکن بود، او را عزل کردم و زاهدی را برای تشکیل کابینه منصوب نمودم تا اوضاع بد را بهبود بخشد. اما مصدق با تاکتیک‌های شناخته‌شده خود حقایق را تحریف کرد و فرستاده مرا [سرهنگ نصیری] بازداشت نمود و بدین ترتیب سخت‌ترین ضربه را به قانون اساسی وارد کرد.

بنابراین، همه افسران ارتش که سوگند وفاداری به شاه و کشور یاد کرده‌اند، باید اقدام کنند و در این تاریک‌ترین دوره تاریخ، زیر پرچم ناسیونالیسم واقعی متحد شوند و به حکومت این مردِ بیمارِ روانی [مصدق] که فصل جدیدی در استبداد نوشته است، پایان دهند."

اظهارات کرمیت روزولت مسئول ارشد عملیات کودتا در صحنه

  • تصمیم گرفتیم که حرکت خود را روز چهارشنبه [۲۸ مرداد] انجام دهیم.

  • قرار بود که یک تظاهرات عظیم را روز چهارشنبه [۲۸ مرداد] با مضمون مذهبی ترتیب دهیم که وقت آن است تمام افسران ارتش و سربازان وفادار و مردم ایران برای حمایت از دین و تاج و تخت به‌پا خیزند.

  • ما گفتیم اگر ملاها تا جمعه نمی‌توانند کاری کنند ما باید روز چهارشنبه یک نوع تظاهرات داشته باشیم.

سند شماره ۳۰۷ (واشنگتن، ۲۸ اوت ۱۹۵۳ / ۶ شهریور ۱۳۳۲)

حاضرین:

سپهبد چارلز پی. کبل معاون مدیر اطلاعات مرکزی Charles P. Cabell

فرانک جی. ویزنر معاون مدیرطرح‌ها Frank G. Wisner

ریچارد هلمز رئیس عملیات، معاون مدیرطرح‌ها

کرمیت روزولت رئیس بخش خاور نزدیک، معاون مدیر/برنامه‌ها

[و شماری دیگر از رؤسا، مدیران و معاونان مدیران آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا]

کرمیت روزولت [مسئول ارشد عملیات کودتا در صحنه]: دوشنبه عمدتاً صرف پخش فتوکپی‌های فرمان (شاه) شد، که تأثیر بسیار زیادی به‌خصوص در میان ارتش داشت، (هم‌چنین) اقداماتی که زاهدی باید دنبال کند هماهنگ شد. ما بیانیه‌های دیگری هم دریافت کردیم. تلاش کردیم آنها را منتشر کنیم. تلاش کردیم بیانیه شب قبل را منتشر کنیم، و تلاش کردیم فرمان شاه در روزنامه‌های بیشتری یا حتی فقط در اطلاعیه‌های اضطراری تک‌برگی چاپ شود.

بنابراین ما تصمیم گرفتیم که حرکت خود را روز چهارشنبه [۲۸ مرداد] انجام دهیم، سه پیام به خارج از تهران بفرستیم، و فعالیت‌های خود را در داخل تهران ادامه داده و شدت بخشیم، سپس ما قرار بود یک تظاهرات عظیم را روز چهارشنبه با مضمون مذهبی ترتیب دهیم که وقت آن است که تمام افسران ارتش و سربازان وفادار و مردم ایران برای حمایت از دین و تاج و تخت به‌پا خیزند.

سپس ما به پشتیبانی نظامی از خارج از تهران نیاز داشتیم، و به نظر ما دو گزینه بهترین در دسترس، نیروهای کرمانشاه تحت فرماندهی سرهنگ بختیار و نیروهای اصفهان تحت فرماندهی سرتیپ محمود دولو بودند.

[در اینجا ۶.۵ خط از طبقه‌بندی خارج نشده است]

خب، تا آن زمان ما این‌قدر به تعویق افتادن کار را تحمل کرده بودیم که واقعاً به نظر می‌رسید به پایان خط بسیار نزدیک شده‌ایم، ما گفتیم: "خب، باشد، اگر ملاها تا جمعه نمی‌توانند کاری کنند، نمی‌توانند تا جمعه کاری کنند، و این بد است، اما ما باید روز چهارشنبه یک نوع تظاهرات داشته باشیم. نمی‌توانیم اجازه دهیم این موضوع همین‌طور رها شود چون اگر رها شود از دست ما خواهد رفت."

حدود ساعت ۹ صبح شروع به دریافت خبر از بازار کردند که جمعیت در خیابان‌ها هستند و مقر حزب ایران را تکه‌تکه می‌کنند، "باختر امروز" [روزنامه دکتر فاطمی] را پاره کردند،

[در اینجا بار دیگر یک خط از طبقه‌بندی خارج نشده و مفاد آن معلوم نیست]

ویلبر: من متعجب شدم زیرا یکی از گزارشهایی که ما دریافت کردیم این بود که آن اوباش توسط افرادی از زورخانه‌ها، باشگاههای ورزشی هدایت می‌شدند.

[در اینجا کمتر از ۱ خط که شامل اسامی افراد است از طبقه‌بندی خارجه نشده]

آقای روزولت: به سراغ (دفتر) "باختر امروز" [روزنامه دکتر فاطمی] رفتند که مخرب‌ترین طرفدار مصدق، بود، و واقعاً آنجا را ویران کردند، نیروهای امنیتی به آنها شلیک نکردند. بنابراین اوضاع شروع به پیشرفت کرد، و به گمانم حدود ساعت ۱۰ یک جمعیت به سمت خانه مصدق حرکت کرد.

جمعیت بزرگی شروع به حرکت در جاده به سمت ایستگاه رادیو تهران کردند، و جاده توسط نظامیان بسته شده بود، و اجازه عبور هیچ ترافیکی را نمی‌دادند، اما با جمعیت همکاری می‌کردند.

به‌محض این‌که فهمیدم رادیو تهران در حال پخش است، یک گروه شناسایی فرستادیم تا مشخص کنند آیا هنوز تانک‌ها و کامیونهای سربازان با عکس شاه و کلمه "شاه" در حال حرکت هستند یا نه، بنابراین حدود ۱۰ دقیقه به چهار من به خانه‌یی رفتم که زاهدی در زیرزمین آن پنهان شده بود، زاهدی را در زیرپیراهن و شلوار خاکی در حال ناهار خوردن با [کسی که نامش از طبقه‌بندی خارج نشده] که پیراهن ورزشی کثیف و قدیمی و شلوار پاره پوشیده بود، پیدا کردم. زاهدی لباس فرمش آنجا بود. من گفتم: "آقایان، اکنون زمان آن فرا رسیده است. شما باید به خیابان‌ها بروید و کنترل اوضاع را به دست بگیرید و ما رادیو تهران را (در تصرف خود) داریم."

هر دو بلافاصله پاسخ دادند، و گفتند: "البته، چگونه این کار را انجام دهیم؟" و من گفتم: "خب، کاری که قرار است انجام دهیم این است که [فلانی، نامی که در اینجا از طبقه‌بندی خارج نشده] را با یکی از ماشین‌هایمان با پلاک‌های سفید، پلاک‌های غیردیپلماتیک—به بیرون می‌فرستیم و جستجو می‌کنیم تا یک تانک یا کامیون پر از سربازان طرفدار شاه پیدا کنیم و سپس [نامی که از طبقه‌بندی خارج نشده] پیاده خواهد شد، و ترجیحاً تانک را، و اگر نه، کامیون پر از سربازان را انتخاب خواهد کرد، و او ژنرال زاهدی را در یک گوشه خیابان مشخص در ساعت دقیقاً ۴:۳۰ ملاقات خواهد کرد، ما زاهدی را با یک جیپ بسته با پلاک‌های سفید به این گوشه خیابان خواهیم رساند. او سوار خواهد شد و به سمت رادیو تهران خواهد رفت، و ژنرال زاهدی به روی آنتن خواهد رفت، و بیانیه‌یی خواهد (خواند)، و پس از آن شما وارد بازی خواهید شد،" و آنها گفتند: "عالی."

[کرمیت روزولت در ادامه جلسه به گفتگویش با شاه پس از کودتا و قبل از این‌که ایران را ترک کند اشاره می‌کند و می‌افزاید] من (به شاه) گفتم به نظرم عاقلانه است از مصدق یک شهید نسازیم و شاه موافقت کرد، اما فکر می‌کنم شاه هنوز در آن زمان قصد داشت دادگاه علنی برگزار کند.

پایان گزیده گزارش «روابط خارجی ایالات متحده، ایران ۱۹۵۴ - ۱۹۵۱ چاپ دوم»

شاه گمان می‌کرد که در دادگاه علنی با دادستانی تیمسار دژخیم آزموده، مصدق تخطئه و خراب می‌شود، اما در عمل شاه دست‌نشانده و دیکتاتور بود که کودتای او علیه مصدق و مردم ایران مفتضح شد.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط