حرف حساب؛ وقتی سیرک و کارناوال و خیمهشببازی قاطی میشوند، پشت صحنه چه خبر است؟
۱۴۰۵/۷/۱۰
از پسلرزههای سفر پزشکیان به نیویورک تا ادعای «ابرقدرت چهارم جهان»؛ این هفته چرا بساط نمایشهای حکومتی اینقدر شلوغ شده است؟
دوستان سلام، اینجا حرف حساب. خوش آمدید. این هفته سیرک و کارناوال و خیمهشببازی همه با هم قاطی شده.
پسلرزههای سفر پزشکیان هنوز داره یه جورایی رژیم رو میلرزونه.
همینجا از آقای پزشکیان تشکر میکنم؛ زودتر برگرد!
این هفته بچهشاه برای ترک کردن دوباره، یکسری تاکتیک جدید معرفی کردهاند و یکمی فرماندهان نظامی...
لطفاً این هفته دانشمندان گفتند که براساس پژوهشهای جدید، مغز انسان یک نیمه عضو نیست، بلکه دو نیمه سیستم جداگانه است که بهطور مستقل و قبل از اتصال به یکدیگر تکامل پیدا کرد. اما ما دقیقاً نمیدانیم چرا نمیفهمید و در موردش تو این برنامه هم حرفی نمیزد.
این حرف در ابتدای برنامه میخوایم یهراست بریم سراغ سیرک رژیم، اما قبلش یه نکته رو بگم. ببینید، یادتان هست که هفته پیش از پزشکیان سؤال کردند انتظار از جانفداها چیست؟ گفت صرفهجویی کنند در سوخت و برق و آب و اینا. حالا اینها برای اثبات حرف رئیسجمهور نظام رفتن این کارو کردن. نکنید! ۴۰ هزار موتورسوار ریختند تهران.
ببینید آقای...
اینها انواع سیرکهای پیاده و سواره راه انداختهاند که به خیال خودشون اول مهر و بازگشایی مدارس و دانشگاه زیر چشم بگیرند. اما خلاصه نتیجهاش هم این شد که الان دیدید. حالا شما با دیدن این فیل خندهتان گرفت یا ترسیدید؟
بعدشم مثلاً موتورسواری زنان اینجا اشکال نداره.
ادعای «ابرقدرت چهارم» یا دلار ۲۵۵ هزار تومانی؛ کدام را باید باور کرد؟
این هفته کینگ مجتبی، به بهانه سالروز شروع جنگ ضدمیهنی با عراق، یک پیام داد. مثلاً ببینید این پیام را اگر تلویزیون رژیم پخش نمیکرد، هر آدم عاقلی فکر میکرد که برای دست انداختنش این پیام رو درست کردن.
یک بخش ببینید: «کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدونن. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین میگویند. ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلق به عترت طاهره، صلواتالله و سلامه علیهم اجمعین، میداند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقام مانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اول جهان میداند.»
این اعتماد به نفس، اگر الاغ داشت، مسابقات اسبدوانی اول میشد!
کینگ مجتبی، بالاخره ابرقدرت چهارم جهان را باور کنیم یا دلار ۲۵۵ هزار تومنی رو؟
عشقهای ابرقدرتی تو رو باور کنیم یا نالههای ناترازی پزشکیان؟
و اما داستان سفر پزشکیان به نیویورک. پزشکیان با هواپیما رفت.
البته نه دقیقاً این پرواز، ولی یه چیزی شبیه این. توی نیویورک هم که از قبل منتظرش بودند. برای همین پزشکیان از راه مخفی به سازمان ملل رفت.
توی سازمان ملل یه متنی را خواند که رژیمیها کلی خرکیف شدند. تا اینجای ماجرا برای اولین بار سفر رئیسجمهور به نیویورک در وفاق بود؛ تا اینکه پزشکیان در مصاحبه با فاکس دهان باز کرد.
از بعضی از مسئولین وقتی انقلابیتر میشن بیشتر میترسم. این تجربهست. یه دستم وقتی انقلاب شد...
پزشکیان برگشت؛ چرا «وفاق» دوباره تبدیل به دعوا شد؟
بیشتر دست و پا بزنی یا ابوالفضل، این اتفاقاتی ممکنه بعدش بیفته که یه دفعه یه مثلاً تفاوتی...
که همینجا از آقای پزشکیان تشکر میکنم. زودتر برگرد، برگرد! بذار این کار خوب در کارنامه اعمال باقی بمونه.
تا اینجای داستان، همهچیز شیرین و بهکام بود، اما پزشکیان نذاشت شکلات وفاق زیر زبانشان مزه کند. رفیع مصاحبه با فاکسنیوز کرد که دوباره روز از نو، روزی از نو.
سؤال پرسیدن؟ بله، اصلاً...
اتاق اینترنشنال، ناپولی، فشنشوی...
تو اسیر تو چی؟
این یعنی ملی واقعاً برود؟ همه راهها یعنی ۶۰ درصد بره؟ هر ۴۰۰ کیلو را...
ببین، تو اصلاً حالیت نیست! برای همین ۶۰ درصد سر خامنهای و فرماندهان سپاه رفت. چی رو میدی برود؟
و درضمن، اینم توصیه اخبار محبوب. چیزی میخوانید؟ اصلاً میدونی اخبار چیه؟ مجلستون طرح سهفوریتی برای خروج از NPt آورده و تو میگه هرچی NPt بگوید، ما اجرا میکنیم.
ببینید دوستان، این همون لحظهای بود که وفاق زهر شد.
ببینید که حالا ظهرهوند چی میگه. آمده راجع به هستهای میگوید. حق علی ع رقیق میکنم، ازش میپرسه: اون واکسنی شما ۶۰ درصد به چه دردی میخوره؟
بعد یکی یا سعی کنید در زیر قضیه باید یه نما که گفتیم رقیق میکند، فلان میکند که شما الان نیروگاههای مینیاتوری بخواهیم بزنیم، بالای ۶۰ درصد غنیسازی شده باشد.
راست میگه. ببینید، مینیاتوری بالای ۶۰ درصد میخواد. اون راکتوری که در شرکت برکت آب مقطر تولید میکنند، آنها اصلاً بالای ۲۰۰ درصد غنیسازی نیاز دارد.
پشت پرده سفر نیویورک چه بود؛ مذاکرهای که باز هم به جایی نرسید؟
خلاصه از این سفر آب گرم نشد که هیچ، آتش جنگ و دعواشون هم بالا گرفت و برگشت به تنظیمات کارخانهای؛ یعنی جنگ و دعوای باندی.
اما پشت صحنه این داستان چی بود؟
آقا، اینکه اینها رفته بودند یک بار دیگر باب مذاکره را باز کنند، ولی خب نشد که بشه. حتی عراقچی با چند روز تأخیر تلاش کرد و گفت: «باز هم دست از پا درازتر برگشت.»
خبری از مذاکره و تفاهم نیست.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
