حرف حساب؛ «هیچکس حاکم نیست» یا آغاز یک جنگ تازه درون حاکمیت؟
۱۴۰۵/۶/۲۷
از جنجال سخنان روحانی تا خشم تندروها؛ چرا یک جمله اینقدر بحرانساز شد؟
دوستان سلام، به «حرف حساب» خوش آمدید. امروز هم در این برنامه فقط حرف حساب میزنیم. قسمت دوم سریال «حسن کلیدساز» این هفته اکران شد.
آخوند پناهیان: فریدون کی جرأت میکند در این ۴۷ سال برگردد و بگوید که هیچکس، احدی، در این کشور حاکمیت ندارد؟
حاکمیت ندارد؟
گویی نمایندگی امام زمان کم بود، حالا امانتدار میلیاردی هم پیدا شده است؛ پول امام زمان است که در دست من امانت است! این هفته بسیجیها آمدند و برای کینگ مجتبی ۵۷ ساله جشن تولد گرفتند که خودش یک افتضاح بود. این هفته همچنین خبر رسید که مصرف انگور میتواند در درمان پارکینسون بسیار مؤثر باشد، ولی ما در این برنامه اصلاً به آن نمیپردازیم.
سریال «حسن کلیدساز»، آنچه در قسمت نخست گذشت.
رنگ مبارزات خیابانی حسابی پررنگ شد.
حسن کلیدساز با یک هادوکن ناگهانی، مثل بازی کامپیوتری معروف «استریت فایتر»، رفت سراغ باند کینگ مجتبی و از مردمسالاری و اینکه «هیچکس حاکم نیست» گفت.
نه از جانب خودش، نه از جانب خدا.
حرفهایی که جنجال زیادی به پا کرد و آخوند کلانتری فوراً وارد میدان شد و از اعدام روحانی حرف زد.
پاسدار صفر هرندی هم از ناکارآمد شدن و کنار گذاشته شدن روحانی و باندهای اصلاحاتی و اعتدالی گفت.
اما این پایان ماجرا نبود.
این ماجرا ادامه دارد.
یک جمله، یک میلیون امضا؛ چرا اینهمه عصبانیت؟
بله، سریال حسن کلیدساز ادامه دارد و ماجرا هم ادامه دارد. اصلاً انگار اینها زامبی شدهاند. رفتند یک میلیون امضا جمع کردند که با این روحانی برخورد قضایی صورت بگیرد. بعد هم یک آخوند آمده و یقه حسن روحانی را گرفته که فریدون کی، جرأت میکرد؟
فریدون کی جرأت میکرد در این ۴۷ سال برگردد و بگوید:
هیچکس، احدی، در این کشور حاکمیت ندارد؛ نه از طرف خودش و نه از طرف خدا.
هیچکس، نه از جانب خودش و نه از جانب خدا. هر کس هر پستی دارد و در هر ردهای که هست، از جانب مردم است.
وقتی در جبهه حق نزاع و درگیری ایجاد میکند، به خودش اجازه میدهد حرفی را بزند که ۴۷ سال جرأت گفتنش را نداشت. فریدون کهی جرأت میکند در این ۴۷ سال برگردد و بگوید هیچکس در این کشور حاکمیت ندارد، نه از طرف خودش و نه از طرف خدا؟ هنوز در این مملکت کسی که از طرف خدا حاکم است، جز ولیفقیه، وجود ندارد. سازوکار، سازوکار مردمی و انتخاباتی است، اما نه تعیین. این بحثها سالهاست مطرح است. مردم ولیفقیه را انتخاب نمیکنند؛ مردم با واسطه مجلس خبرگان میآیند و میگویند آن کسی که از ناحیه خدای متعال و بقیةاللهالاعظم، یعنی از ناحیه حاکمیت عالم، استحقاق حکومت دارد، اوست.
بابا، این داستان بدتر شد؛ این آمد تا با حسن کلیدساز تسویهحساب کند.
وقتی دفاع از ولایت، ماجرا را پیچیدهتر میکند
یک چیزهایی هم درباره خبرگان و حاکمیت عالم و استحقاق حکومت گفت که ماجرا را بدتر کرد.
ببینید، در هزاره سوم این آخوند آمده و میگوید که مجتبی خامنهای را از طریق خبرگان، خدا انتخاب کرده است.
حالا همین خبرگان بودند که وقتی جنازه را بهزور از آن راه آوردند بیرون،
درصدی از همان خبرگان که چهل به هشتاد سر همین کینگ مجتبی دچار شکاف شده بودند، به او رأی ندادند. بابا، تو برو روزهات را بخوان.
سکانس بعدی این سریال در اصطبل نظام اجرا شده. یک بخشش را ببینید.
روزهای دور، موضوع همهپرسی را مطرح میکردند و دوباره از رفراندوم سخن گفتند.
به هر حال فرق است که قبلاً رئیسجمهور بودند.
اما چیزی که مهم است اینکه درباره ایران و اصل ۵۹ قانون اساسی و مراجعه به آرای عمومی صحبت میکنند.
از برخورد قضایی تا واکنش خیابان؛ پایان این سریال کجاست؟
جوک این داستان در این سریال اینجاست که کسانی که میگفتند دستگیرش کنیم و برایش پرونده قضایی درست کنیم، فراموش کردهاند که خودش امنیتیترین رئیسجمهور این رژیم بوده است.
شانزده سال دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده است.
یکی از افتخاراتش هم این بوده که حجاب اجباری را در ادارات و ارتش جا انداخته است.
با این سابقه میخواهند این کارها را بکنند.
حالا برویم در خیابان و ببینیم آنجا چه آشی برایش پختهاند.
اینقدر حرف مفت نزن!
خیلی خطرناک هستند!
یکم گِل بگیر دهنت را!
خیلی خطرناک هستند!
از آمریکا دل بکن!
خیلی خطرناک هستند!
وحدت را به هم نزن!
خیلی خطرناک هستند!
خودت را نفروش!
خیلی خطرناک هستند!
با این ماجرایی که تا اینجا دیدیم، حالا حدس بزنید در قسمت بعدی سریال، سرنوشت حسن کلیدساز چه میشود؟
الف: از استخر فرح سر در میآورد.
ب: با هلیکوپتر میزند به کوه.
ج: ممنوعالتصویر میشود.
د: حبس خانگی.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
