حرف حساب ـ از سانسور پزشکیان تا کابوس گران کردن بنزین؛ سیرک قدرت روی دور تند
۱۴۰۵/۵/۹
جنگ باندهای رژیم از صداوسیما تا مجلس بالا گرفته؛ هر جناح دیگری را متهم میکند، اما پشت همه این دعواها یک ترس مشترک پنهان است؛ ترس از خشم جامعه و تکرار قیام
دوستان سلام، به حرف حساب خوش آمدید. اینجا بیپرده و بیتعارف حرف حساب میزنیم. با ما باشید.
این هفته دوباره آتشبس شد، دوباره جنگ و موشکپرانی شد، اما رژیم دست از سیرک خیابانیاش برنمیدارد و باز هم شگفتیهایی دارد که باید حتماً دید.
این هفته باز هم صداوسیمای رژیم سخنرانی پزشکیان را ساطوری کرد، ولی فرقش با دفعات قبل این است که این بار یک قانون هم براش تراشیدهاند.
این هفته توی برنامه مسخره زیر پوست مجلس معلوم شده که دعوایشان اصلا زیرپوستی نیست، خیلی رو با هم سرشاخ میشوند. معلوم شد که دولت پزشکیان از گذشته هیچ درسی نگرفته، چون دوباره خیز گران کردن بنزین را برداشته بودند.
این هفته بچهی شاه شدیداً به مالهکشی غلطهای قبلیاش افتاده است. این هفته طبق تحقیقات جدید مشخص شد که به خاطر پیشرفتهای هوش مصنوعی فقط ۲۲ درصد دارندگان شغل در آینده میتوانند شغلشان را حفظ کنند و بقیه بیکار میشوند، اما ما توی این برنامه به این موضوع به هیچ وجه نمیپردازیم!
این هفته هزار و یک اتفاق افتاد. بعد از چند روز درگیری توی تنگه و زد و خورد دوباره آتشبس شد، دوباره درگیری شد، اما رژیم از این سیرک مسخره خیابانی دست برنمیدارد. این شما و این سیرک این هفته.
توی هفتهای که گذشت، جنگ و دعوای درون رژیم که سراپای رژیم را فرا گرفته، باز هم کشید به بالای رژیم و صداوسیمای رژیم دوباره پزشکیان رئیسجمهور ذوب در ولایت را سانسور کرد. یک بار که پیام مجتبی را قیچی کردند، گفتند که اشتباه ادیتوری بوده، بعد هم گفتگوی ضبطشده قالیباف را از وسطش قطع کردند، گفتند کلیپ خراب بوده، دو بار هم اژهای را سانسور کردند که صداهاش را اصلا دیگر درنیاوردند.
اما این دفعه حرفهای پزشکیان را ساطوری کردند، ولی این بار به خودشان زحمت دادند و یک قانون هم برایش ساختند که هر کسی میخواهد توی حرفها و سخنرانیهایش از خامنهای نقل قول کند، باید از دفترش اجازه بگیرد. حالا ببینیم چی را حذف کردهاند.
پزشکیان: «حرفهایی هم که ما داشتیم، چه تفاهمنامه، چه بحث قبل، قبل از بعد از جنگ ۱۲ روزه... خب مقام معظم رهبری شهید در مواضعش رسماً اعلام کرد ما دیگه با آمریکا گفتگو نمیکنیم... صداوسیمای ما هم پخش میکرد اینها رو. ما همون رهبر عزیز رو خدمتشون رسیدیم، اوضاع رو گفتیم، خدمتشون عرض کردیم که خود حضرتعالی دستور دادید که نه جنگ نه صلح برای کشور بده، چیکار کنیم؟ دستور دادن که برید گفتگو کنید. ما به دستور ایشون گفتگو رو شروع کردیم. و ایشون در آخرین پیامی هم که داشتین گفت برید حل کنید مشکل رو.»
اما داستان به همینجا ختم نشد و ادامه پیدا کرد. ببینید نه تنها این حرفهای پزشکیان را سانسور کردند، بعدش جبلی رئیس صداوسیما آمد یک نامه نوشت به مجتبی که از این به بعد سانسور سران قوای رژیم را به یک روال تبدیل کند، خیلی مجلسی! جبلی توی یک نامه به خامنهای نوشته که اگر ما در صداوسیما نباشیم، کار میافتد دست جریان مذاکرهگرا. بعد هم امید عبدالملکی از آن اصلاحطلبهای ورشکسته نظام میگوید که ظاهراً جبلی رئیس صداوسیما به رهبر انقلاب نامه نوشته و از کارنامه مدیریتیاش دفاع کرده است. لابد گفته آن که گفتمان انقلاب را زنده نگه داشته ما بودیم و اگر ما در صداوسیما نباشیم، کار میافتد دست جریان مذاکرهگرا و کشور از مسیر انقلاب خارج میشود. اما باند رقیب هم که تو این جنگ قدرت همینجوری بیکار نمینشیند که فقط بخورد! آنها هم یک کمپین تخریب راه انداختهاند سر خود جلیلی، یعنی رفتهاند سراغ سر باندشان.
یکی از چهرههای جناح رقیب: «لاکن فرآیند حضور جناب آقای جلیلی در موقعیتها و مناصب قدرت سیاسی کشور، یک روند چندپلهای جهش بوده، پرشهای چندپلهای بوده. ببینید شما اگر به گذشته نه چندان دور برگردید، در یک افقی مثلاً در سال ۸۴ یا کمی قبل از ۸۴، موقعیت جناب آقای جلیلی یک کارمند، یک کارشناس در وزارت خارجه بوده است. و بنا به یک شرایطی ایشون در موقعیتهای بالاتری قرار گرفتند. آن شرایط برای بالانشینی و ارتقای جناب آقای جلیلی در دستگاه رفتار مدیریتی آقای احمدینژاد صورت گرفت و امروز مدیریت آقای احمدینژاد مورد نقد همگانی است.»
این یک طوری میگوید جلیلی توی یک شرایط خاصی پرشی آمده بالا که انگار بقیهشان توی یک نظام شایستهسالار با چندین پرونده موفقیت زیر بغلشان به این موقعیت رسیدهاند! رئیس مجلستان که باقر لولهاست، پزشکیان هم که دو تا جمله فارسی را درست پشت سر هم نمیتواند ادا کند، اژهای هم که اصلاً نیاز به معرفی ندارد و با گوشخواری به این مراتب رسیده است. توی این رژیم دست روی هر کدامشان بگذارید، یک پرونده فضاحتبار دارد.
حالا از رینگ جنگ قدرت سران نظام در بالا که بیاییم پایینتر، یک چیزی شبیه یوافسی باندهای رژیم است، همین مسابقات قفس که با مشت و لگد همدیگر را میزنند تا یکی تسلیم بشود.
این هفته چند تا مناظره پخش شد به اسم زیر پوست مجلس. انگار دعوای توی مجلس کم بود، حالا یک رینگ دیگر درست کردهاند به اسم زیر پوست مجلس که اینجا بیدنده و ترمز خیلی عیان آن روی واقعیشان را به همدیگر نشان میدهند. وحدت نظام را میخواهید ببینید اینجاست.
شهریاری: «بفرما، هر نظرسنجی برید ببینید مردم با بستن تنگه هرمز موافقند یا مخالفند؟ شما میگید تنگه رو باز کنیم مفت بدیم بره. شما میگید در دوره جنگ ببرند بعد بازش کنند بدند بره. مال ننهات بوده که بدی بره؟»
نماینده مجلس: «آقای شهریاری! ادب! آقای شهریاری این چه تربیتیه؟ این چه ادبیاتیه؟»
شهریاری: «شما ادبیاتتون هرچی بگه هیچ اشکالی نداره؟ من ببخشید من وارد بحثهای ناموسی شدم؟ خُب ناموسیه! این منطق شماست؟ ارث باباته؟»
این دوتایی که دیدید مثلاً نماینده مجلسشان هستند و مثلاً باید سطح سوادشان کارشناسی ارشد باشد. کلاس بحث را دقت میکنید؟ توی شرایط پیچیده ژئواستراتژیک با همه دشواریهایی که وجود دارد، تنگه شده ارث بابا و عمهی اینها!
حالا فکر میکنید این ته ماجراست؟ هر وقت فکر کردید که توی این رژیم ته دره سقوط را دیدهاید، بدانید که اشتباه میکنید. بیاین یک پله برویم پایینتر. یکی دیگر برایتان آوردهایم از اللهکرم و آجرلو. اللهکرم که معرف حضورشان هست، آجرلو هم که نفر باند پزشکیان است.
اللهکرم : «دوستان ما رفتن، بحث کردن که ۴۴۰ کیلو رو رقیق خواهند کرد. شما چکار میخواهید بکنید؟»
آجرلو: «کجا گفتیم؟»
اللهکرم: «شما نگفتید، منم نمیگم شما، جریان تیم مذاکرهکننده گفته.»
اللهکرم: «شما بیخود میکنید! شما نمیتونید منافع ملت ما رو بگیرید...»
آجرلو: «حالا با داد و بیداد که شما نمیتونید اینجا منطقتونو... منطق چیه داد و بیداد چیه؟ کی همچین حرفی زده آقا؟ منطقی بگید...»
آقا این نمایشها و شوهای متمدنانه به شما نیامده است. شما بروید پای همان منبرهایتان بنشینید. آخه شما را چه به مناظره؟ وگرنه همین فضاحتها را بار میآورید.
اما دوستان داستان دولت پزشکیان و قیمت و سهمیه بنزین، که این را هم یکجورایی راه حل میبینند و هم کابوس. از یک طرف میخواهند با گران کردن بنزین کسری بودجه را حل کنند، اما از آن طرف کابوس قیام ۹۸ و حتی نزدیکترش قیام ۱۴۰۱ میآید جلوی چشمشان و یکهو قبضهروح میشوند.
همین مهاجرانی از سال ۱۴۰۴ دستکم ۷ بار به صورت رسمی بحث گران کردن بنزین را مطرح کرده است. درست مثل کسی که میرود روی تخته شیرجه ۱۰ متری میایستد، تا میرود آن لب و پایین را نگاه میکند، وحشت میکند و میآید عقب. بعد دوباره از سر بدبختی میرود جلو و این داستان هی تکرار میشود. حالا مهاجرانی دوباره زمزمه گران شدن سوخت را مطرح کرده است.
