آمریکا و رژیم ایران در آستانه رویارویی اقتصادی جدید؛ هرمز همچنان در رکود و نفت در مسیر صعود
۱۴۰۵/۵/۳۱
در آستانه اعلام بسته جدید تحریمهای واشنگتن علیه رژیم ایران، تبادل تهدیدها میان دو طرف ادامه دارد.
همزمان تردد کشتیها در تنگه هرمز در پایینترین سطوح ماههای اخیر باقی مانده، صادرات نفت ایران با محدودیت بیشتری روبهرو شده و بازار جهانی انرژی همچنان تحت تأثیر بحران قرار دارد.
خلاصه وقایع ۲۴ ساعت گذشته
مهمترین تحول شبانهروز گذشته، ادامه جنگ لفظی میان واشنگتن و تهران پیش از رونمایی بسته جدید تحریمهای آمریکا بود. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، تأکید کرد جزئیات «سختترین تحریمهای تاریخ» علیه رژیم ایران روز دوشنبه اعلام خواهد شد و همزمان مقامهای رژیم ایران از جمله علی عبداللهی تهدید کردند که هرگونه فشار جدید آمریکا با پاسخی «ویرانگر» روبهرو خواهد شد.
در حوزه انرژی، دادههای کشتیرانی نشان داد عبور کشتیها از تنگه هرمز همچنان در سطح بسیار پایینی قرار دارد و در برخی روزها به ارقام تکرقمی رسیده است. همزمان گزارش رویترز حاکی از آن است که صادرات نفت ایران به چین کاهش یافته و پالایشگاههای چینی به دنبال گزینههای جایگزین از جمله نفت عراق و برزیل هستند.
در جبهه اقتصادی، گزارشهای منتشرشده از سوی آسوشیتدپرس و دیگر رسانهها از افزایش فشارهای معیشتی بر خانوارهای ایرانی، رشد تورم، کاهش قدرت خرید و نگرانی از آثار دور جدید تحریمها حکایت دارد. در همین حال، امارات متحده عربی نیز روند محدودسازی فعالیتهای مالی و تجاری مرتبط با ایران را ادامه داده است.
در منطقه، تلاشهای دیپلماتیک قطر و عمان برای یافتن راهحلی جهت کاهش تنشها و بازگشایی مسیرهای دریایی ادامه دارد و مقامهای آمریکایی و اروپایی نیز تحولات تنگه هرمز را از نزدیک دنبال میکنند.
خبرهای مهمی که شنبه پیگیر آن هستیم
- جزئیات نهایی بسته تحریمی جدید آمریکا علیه رژیم ایران پیش از نشست دوشنبه وزارت خزانهداری
- وضعیت تردد کشتیها و نفتکشها در تنگه هرمز
- واکنش چین به تهدید آمریکا درباره شرکای تجاری ایران
- تحولات بازار جهانی نفت و تأثیر کاهش صادرات ایران
- نشستهای دیپلماتیک کشورهای خلیج فارس درباره بحران هرمز
- پیامدهای اقتصادی جدید بر بازار ارز، سوخت و معیشت در ایران
- ادامه تنشهای منطقهای در یمن، لبنان و عراق
- تحرکات آمریکا و ناتو درباره امنیت کشتیرانی در خلیج فارس
در پوشش زنده امروز همراه ما باشید:
قیمت نفت در یک هفته بیش از ۶ درصد افزایش یافت؛ نگرانی بازار از تداوم بحران هرمز
بهای نفت برنت و نفت خام آمریکا در پایان معاملات هفتگی با رشد همراه شد. نفت برنت با عبور از ۹۴ دلار در هر بشکه، دومین هفته صعودی متوالی خود را ثبت کرد.
در پایان معاملات هفتگی بازارهای جهانی انرژی، قیمت نفت به روند صعودی خود ادامه داد و هر دو شاخص اصلی نفت خام افزایش هفتگی قابل توجهی را ثبت کردند.
نفت خام برنت، شاخص بینالمللی قیمت نفت، با ۶۱ سنت افزایش معادل ۰٫۶۵ درصد، در سطح ۹۴٫۳۹ دلار در هر بشکه بسته شد. همزمان نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا (WtI) نیز با ۲۳ سنت افزایش معادل ۰٫۲۶ درصد، به ۸۷٫۰۶ دلار در هر بشکه رسید.
آمارهای معاملاتی نشان میدهد نفت برنت در مجموع هفته گذشته ۶٫۳۹ درصد و نفت خام آمریکا ۵٫۶۶ درصد رشد داشتهاند. هر دو شاخص در جریان معاملات روزهای اخیر به بالاترین سطح قیمتی خود از ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲ مرداد ۱۴۰۵) رسیدهاند.
رشد قیمتها در شرایطی رخ میدهد که بازارهای انرژی همچنان تحولات مربوط به تنگه هرمز، کاهش تردد نفتکشها، محدودیتهای صادرات نفت رژیم ایران و احتمال اعمال دور جدید تحریمهای آمریکا را دنبال میکنند. نگرانی از عرضه نفت در خاورمیانه از مهمترین عوامل حمایتکننده قیمتها در روزهای اخیر بوده است.
پزشکیان: جنگ هدف ما نیست؛ در اوج قدرت پای میز مذاکره نشستیم
پزشکیان ضمن دفاع از تفاهمنامه اخیر و ادامه مسیر مذاکره، گفت هدف دولت جنگ نیست بلکه اصلاح جامعه است. او تأکید کرد مذاکره به معنای تسلیم نیست و جمهوری اسلامی در «اوج قدرت» وارد گفتوگو شده است.
پزشکیان از تفاهمنامه اخیر دفاع کرد و گفت: «ما تفاهمنامه را وا ندادیم. در اوج قدرت رفتیم و نشستیم.» او مدعی شد در این توافق، بخش عمده خواستههای مطرحشده متوجه طرف مقابل بوده و موضوعاتی مانند رفع تحریمها، پایان محاصره و بازگرداندن منابع مالی ایران در مذاکرات مطرح شده است.
او تأکید کرد: «وقتی میگوییم مذاکره میکنیم، به این معنی نیست که میخواهیم تسلیم کسی بشویم.» پزشکیان گفت جمهوری اسلامی حقوق خود را در مذاکرات پیگیری خواهد کرد و ایستادگی مردم را پشتوانه این روند دانست.
پزشکیان در بخش دیگری از سخنان خود هشدار داد که پس از عبور از بحرانها نباید وحدت و مشارکت ملی فراموش شود و گفت نباید در زمان جنگ از همه سخن گفت اما پس از رسیدن به آرامش، جامعه دوباره به رقابتهای جناحی بازگردد.
سیبیاس نیوز: دبی به میدان اصلی جنگ اقتصادی آمریکا علیه رژیم ایران تبدیل شده است
شبکه CBS News گزارش داد موفقیت کارزار اقتصادی جدید دولت دونالد ترامپ علیه رژیم ایران تا حد زیادی به همکاری امارات متحده عربی و توانایی دبی در مسدود کردن شبکههای مالی، صرافیها و شرکتهای پوششی مرتبط با تهران وابسته خواهد بود.
شبکه CBS News در گزارشی به قلم Emmet Lyons نوشت که دبی طی سالهای گذشته یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی رژیم ایران به ارز خارجی، نقلوانتقال پول و تجارت بینالمللی بوده است و اکنون به کانون اصلی فشار اقتصادی دولت آمریکا علیه تهران تبدیل شده است.
در این گزارش، ملکی، از مقامهای پیشین وزارت خزانهداری آمریکا، گفته است حدود ۸۰ درصد مبادلات ارزی مرتبط با ایران از طریق دبی انجام میشود. به گفته او، فروش نفت به چین و انتقال بخشی از درآمدهای حاصل از آن از طریق شبکه صرافیها و شرکتهای مستقر در امارات، یکی از مسیرهای اصلی تأمین ارز برای رژیم ایران بوده است.
سیبیاس نیوز گزارش میدهد که وزارت خزانهداری آمریکا طی هفتههای اخیر چندین شرکت مستقر در دبی را به اتهام همکاری با شبکههای مالی و نفتی رژیم ایران هدف تحریم قرار داده است. در بیانیههای اعلامشده از سوی واشنگتن آمده است که برخی از این شرکتها در انتقال درآمدهای نفتی و تأمین مالی نهادهای وابسته به سپاه پاسداران نقش داشتهاند.
همزمان دولت امارات متحده عربی اعلام کرده است که مبادلات تجاری، مالی و اقتصادی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف میکند. افرا الهاملی، سخنگوی وزارت خارجه امارات، گفته است ابوظبی همچنان به حفظ سلامت نظام مالی بینالمللی متعهد است.
این گزارش همچنین به افزایش تنشهای امنیتی میان تهران و ابوظبی اشاره کرده و مینویسد که حملات اخیر به کشتیهای مرتبط با امارات و تنشهای دریایی در خلیج فارس از جمله عواملی بودهاند که بر تصمیم امارات برای تشدید محدودیتها علیه فعالیتهای مرتبط با رژیم ایران تأثیر گذاشتهاند.
سیبیاس نیوز به نقل از تحلیلگران مینویسد که اگرچه محدود کردن فعالیتهای رسمی مرتبط با ایران ممکن است امکانپذیر باشد، اما از بین بردن شبکههای مالی غیرشفاف، شرکتهای پوششی و سازوکارهای غیررسمی که طی دههها در دبی شکل گرفتهاند، چالش بسیار پیچیدهتری خواهد بود.
تاونهال: رژیم ایران بیش از یک دولت متعارف، شبیه یک شبکه سازمانیافته عمل میکند
ملاهای ایران یک رژیم گانگستری با اسلحهای [هدف گیری شده] به سمت سر جهان هستند
نویسنده: استروان استیونسون
لحظاتی وجود دارد که یک رژیم آخرین تظاهر به تمدن را از بین میبرد و خود را آنطور که واقعاً هست نشان میدهد. آخرین اعلامیه ایران یکی از این لحظات است. در ۱۶ اوت، سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش ایران، ۳۰ هزار دلار جایزه برای هر کسی که یک سرباز آمریکایی را بکشد یا دستگیر کند و او را به مقامات ایرانی تحویل دهد، اعلام کرد. حاتمی در یک بزرگنمایی عجیب و غریب گفت که اگر عامل یک زن ایرانی باشد، این جایزه دو برابر خواهد شد. رژیم حتی پیشنهاد داد که سلاح مورد استفاده در قتل را خریداری کرده و آن را در موزه قرار دهد. این اعلامیه به طور گسترده، از جمله توسط روزنامه تایمز، گزارش شده است.
این به سختی زبان یک دولت مسئول است. این زبان یک سازمان گانگستری است. تصور کنید اگر یک دولت غربی به جنایتکاران برای آدمربایی یا قتل سربازان خارجی پول پیشنهاد دهد، چه واکنشی نشان داده میشود. محکومیت جهانی، اخراجهای دیپلماتیک و درخواست پاسخگویی وجود خواهد داشت. با این حال، تهران ظاهرا معتقد است که میتواند برای سر نظامیان آمریکایی قیمت تعیین کند، در حالی که همچنان انتظار امتیازات دیپلماسی بینالمللی را دارد.
رژیم ایران دههها را صرف تکمیل این شکل عجیب از کشورداری کرده است: تهدید مستقیم، حمله غیرمستقیم، استخدام نیروهای نیابتی، استخدام جنایتکاران، گروگانگیری و سپس نشستن پشت میز مذاکره و درخواست امتیاز. این جایزه صرفاً آخرین نمونه آن است.
ایران شبکه گستردهای از نیروهای نیابتی مسلح را در سراسر خاورمیانه ایجاد کرده است. حزبالله در لبنان، حوثیها در یمن، حماس و جهاد اسلامی فلسطین، به همراه شبهنظامیان شیعه متعدد در عراق و سوریه، از ایران سلاح، بودجه، آموزش یا پشتیبانی لجستیکی دریافت کردهاند. سرویس تحقیقات کنگره ایالات متحده وسعت این شبکه را مستند کرده است، در حالی که مقامات ضد تروریسم ایالات متحده همچنان حمایت ایران از گروههای مسلحی را که به منافع آمریکا، اسرائیل و غرب حمله میکنند، شناسایی میکنند.
ترفند مورد علاقه تهران، واگذاری خشونت به پیمانکاران است. ملاها میتوانند موشک و پهپاد ارسال کنند، اما در مواقع مناسب میتوانند ادعا کنند که برخی از شبهنظامیان ظاهراً مستقل به ابتکار خودشان عمل کردهاند. آنها میتوانند تروریستها را مسلح کنند در حالی که وانمود میکنند دیپلمات هستند. آنها میتوانند مخالفان را در خارج از کشور تهدید کنند در حالی که اصرار دارند ایران به حاکمیت سایر کشورها احترام میگذارد. شواهد این واگذار کردن مجرمانه، غیرقابل چشمپوشی شده است. در ژوئیه ۲۰۲۵، بریتانیا به ایالات متحده، کانادا و متحدان اروپایی پیوست و عملیات اطلاعاتی ایران را با هدف قتل، آدمربایی و آزار و اذیت مردم در اروپا و آمریکای شمالی محکوم کرد. بیانیه مشترک به طور خاص هشدار داد که سرویسهای اطلاعاتی ایران به طور فزایندهای با سازمانهای جنایی بینالمللی برای هدف قرار دادن روزنامهنگاران، مخالفان، شهروندان یهودی و مقامات سابق همکاری میکنند.
اتحادیه اروپا پا را فراتر گذاشته است. در سال ۲۰۲۵، شبکه زیندشتی را تحریم کرد و آن را به عنوان یک سازمان جنایی مرتبط با وزارت اطلاعات و امنیت ایران شناسایی و آن را به ترور و سایر اقدامات سرکوب فراملی متهم کرد. بریتانیا متعاقباً شبکه تبهکاری فاکستروت مرتبط با ایران را تحریم کرد و به استفاده رژیم از باندهای تبهکار برای تهدید مردم در سراسر اروپا اشاره کرد.
در ژوئیه ۲۰۲۶، بریتانیا دوباره پا را فراتر گذاشت و سپاه پاسداران (IRGC) را تحت اختیارات جدید تهدید دولتی قرار داد و جنبش اسلامی اصحاب حق، یک سازمان مرتبط با ایران که متهم به حملاتی در بریتانیا است را تحریم کرد. این مشخصه یک دولت گانگستری است: وقتی عوامل خودش خیلی آشکار هستند، به دنیای زیرزمینی تبهکاران دست میبرد و از خدمات اراذل و اوباش، قاچاقچیان، قاچاقچیان مواد مخدر و آدمکشها استفاده میکند.
سپس تجارت گروگانگیری وجود دارد. برای تهران، حبس بارها به یک ابزار چانهزنی تبدیل شده است. اتباع خارجی و افراد دارای تابعیت دوگانه به اتهامات مشکوک دستگیر شدهاند، تحت بازداشت خودسرانه قرار گرفتهاند و سپس برای مذاکرات دیپلماتیک به پول نقد انسانی تبدیل شدهاند. پارلمان بریتانیا به صراحت نگرانیهای خود را در مورد بازداشت خودسرانه افراد دارای تابعیت دوگانه توسط ایران و عدم دسترسی عادی کنسولی ثبت کرده است. پیام به طرز تکاندهندهای ساده است: با مسئولیت خودتان به ایران بیایید، رژیم را در هر کجای دنیا به چالش بکشید، ممکن است هدف قرار بگیرید؛ با آن مخالفت کنید، ممکن است بستگانتان به اهرم فشار تبدیل شوند.
اکنون رژیم، مشوق نقدی آشکاری برای قتل یا ربودن سربازان آمریکایی اضافه کرده است. و این در حالی است که تهران همچنان به رویارویی خود بر سر تنگه هرمز ادامه میدهد. ایران اصرار داشته است که به تنهایی تصمیم میگیرد چه زمانی این آبراه استراتژیک باز شود، در حالی که امارات متحده عربی نیروهای ایرانی را به حمله به کشتیهای تجاری مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی، گروه انرژی مستقر در ابوظبی، متهم کرده است. این تنگه پیش از درگیری تقریباً یک پنجم نفت قابل تجارت جهان را حمل میکرد، و تلاش تهران برای تسلیحاتی کردن این آبراه را به تهدیدی تبدیل کرد که بسیار فراتر از ایالات متحده امتداد داشت.
غرب بالاخره باید این الگو را تشخیص دهد. حاکمان ایران کمتر مانند یک دولت متعارف و بیشتر مانند سران یک سازمان جنایی عظیم رفتار میکنند. سپاه پاسداران به عنوان بازوی اجرایی عمل میکند. نیروی قدس در خارج از کشور فعالیت میکند. شبهنظامیان نیابتی، سربازان پیاده یکبار مصرف را فراهم میکنند. شبکههای جنایی، قاتلان قابل انکار را فراهم میکنند. گروگانها ارز چانهزنی را فراهم میکنند. سازمانهای تروریستی عمق استراتژیک را فراهم میکنند. دیپلماتها ظاهری محترمانه ارائه میدهند. و دولتهای غربی همچنان با این ظاهر طوری رفتار میکنند که انگار واقعیت است.
دیگر بس است. دولتی که برای سربازان آمریکایی جایزه تعیین میکند، از سازمانهای تروریستی حمایت میکند، باندهای جنایتکار را برای قتل و آدمربایی مخالفان به کار میگیرد، اتباع خارجی را گروگان میگیرد و کشتیرانی بینالمللی را تهدید میکند، هرگونه ادعایی برای رفتار دیپلماتیک عادی را از دست داده است. قرار است روابط دیپلماتیک همزیستی مسالمتآمیز بین کشورهای متمدن را تسهیل کند. آنها هرگز نباید به پوششی محافظ برای گانگستریسم تحت حمایت دولت تبدیل شوند. بنابراین پاسخ باید روشن باشد.
دموکراسیهای غربی باید روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کنند، مأموران اطلاعاتی را که خود را به عنوان دیپلمات جا میزنند اخراج کنند، مراکز نفوذ رژیم را ببندند، تحریمها علیه سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات را تشدید کنند و هر جنایتکاری را که مسئول سرکوب فراملی است، تحت پیگرد قانونی قرار دهند. مهمتر از همه، دولتها باید از پاداش دادن به گروگانگیری دست بردارند و از تظاهر به اینکه دور دیگری از مذاکرات مودبانه به نوعی جمهوری اسلامی را به یک دولت عادی تبدیل میکند، دست بردارند. جایزه ۳۰ هزار دلاری نقاب را کنار زده است. رژیم ایران فصل آزاد را برای سربازان آمریکایی اعلام کرده است. جهان متمدن باید با اعلام پایان مصونیت دیپلماتیک ملاها از عواقب، واکنش نشان دهد.
