از خیابانهای آلمان تا دادخواهی برای ایران؛ صدای اعدامشدگان خاموش نمیشود
۱۴۰۵/۶/۱
اشرفنشانها چرا دوباره به خیابان آمدند؟ از اعتراض به اعدامهای امروز تا دادخواهی قتلعام ۶۷
گفتگو با مهندس محمدعلی مهرابی
اشرفنشانها در روزهای اخیر در بعضی از شهرهای آلمان آکسیونهای مختلفی را برگزار کردند. در این بخش از برنامه همراه هستیم با آقای مهندس محمدعلی مهرابی تا این فعالیتها را کمی بررسی بکنیم.
درود میفرستم به قهرمانانی همچون علیاکبر اکبری و همهی آنهایی که با خون خودشان این نهالِ قدرتمند انقلاب رو آبیاری کردند..
اگه میشه برامون کمی توضیح بدید که موضوع این آکسیونهایی که در شهرهای مختلف آلمان برگزار شد چی بود و به چه مناسبتی این تجمعات برگزار شد؟
بله. عرض به حضورتون در روزها و هفتهی اخیر، اشرفنشانها در شهرهای مختلف آلمان از جمله مونیخ و برلین، آکسیونها و تجمعات مختلفی برقرار کردند و موضوع این فعالیتها هم روشن بود: اعتراض به اعدامهای کنونی در ایران، اعتراض به سرکوب مردم و در کنار اون، دادخواهی برای هزاران زندانی سیاسی که در سال ۱۳۶۷ اعدام شدند. امکان داره بعضیها بپرسند چرا اینهمه آکسیون؟
چرا مرتب به خیابون میآییم و پلاکارد و عکس و شعار با خودمون میبریم؟ آیا بعد از چند ساعت، این تجمعات واقعاً چیزی تغییر میکنه؟ بله. یعنی این واقعیتِ که ما فقط برای چند ساعت ایستادن تو خیابون نیستیم. تو خیابون میآییم که صدای مردم ایران را به گوش دیگران برسونیم؛ هم به گوش مردم کشورهای محلِ زندگیمون و هم به گوش سیاستمداران که ما در اونجا زندگی میکنیم، به گوش رسانهها و نهادهای حقوقبشری و یکی از موضوعات مهمی که ما در این آکسیونها داریم، دادخواهی برای قتلعام زندانیهای سیاسی سال ۶۷ که سالگردش هم هست که به خاطر دارید هزاران زندانی دردمند در اون سال در در واقع بیدادگاههایی محکوم به اعدام شدند و خانوادههاشون هنوز سالهاست که در جستجوی حقیقت و عدالت هستند.
یعنی برای ما گذشتهی زمان به معنای فراموش کردنِ این جنایت نیست. اتفاقاً برعکس، هرچی زمان میگذره، وظیفهی ما برای زنده نگه داشتنِ یاد این شهدا و پیگیری دادخواهی آنها بیشتر میشه و در کنار این موضوع تاریخی، ما با واقعیتی روبرو هستیم که نمیتوانیم به اون بیتفاوت باشیم. اعدامها همچنان ادامه داره؛ یعنی ماشین کشتار این جنایتکارها با تمام این تفاصیلی که با تمام تضادهایی که دارن، یک چیزی برقراره و اون این ماشین کشتار اینهاست. یعنی انسانها به دلیل فعالیتهای سیاسیشون، اعتراض یا مخالفت با حکومت در معرض زندان و اعدام قرار میگیرن. اینها چیزهایی هست که ما رو میکشونه واقعاً به خیابون و وظیفهمون هست و این کار مطمئناً نتیجه هم داره و از هموطنانمون میخوایم که واقعاً گوش به زنگ باشن که ما فراخوان میدیم، حتماً به ما بپیوندن. بله، در خدمتتونم.
از اعدامهای امروز تا قتلعام ۶۷؛ چرا گذشته هنوز یک پرونده باز است؟
بله. شما خودتون هم صحبتِ خودتون هم گفتید تو تصاویر میشد مشاهده کرد که خیلی از فعالیتها متمرکز هست روی هم موضوع نه به اعدام یا توقف اعدامها و همچنین تصاویر زیادی از اعدامشدگان ۶۷ رو توی خیلی این از این آکسیونها گذاشته بودید و نشون میدادید به دنیا. به نظر شما طرح این مطالبههای تاریخی و حقوقبشری در کنار اعتراض به اعدامهای کنونی چه پیامی رو مشخصاً هم به رژیم ایران و هم به مجامع بینالمللی ارسال میکنه؟
ببینید پیام اصلی ما اینه که مسئله فقط اعدام امروز نیست، مسئله یک چرخهی طولانی از سرکوب، اعدام و بیپاسخ موندنِ جنایتهاست. یعنی وقتی جنایتهای گذشته فراموش بشن، عاملانِ آنها هیچ پاسخگویی نداشته باشن، زمینه برای ادامه ادمِ همان روشها در امروز هم فراهم میشه. پس وقتی ما دادخواهی برای قتلعام ۶۷ رو در کنار اعتراض به اعدامهای امروز مطرح میکنیم، در واقع میگیم که این دو موضوع اصلاً از هم جدا نیستند. ما میخوایم این چرخه شکسته شه؛ چرخهای که تو اون حکومت میتونه مخالفانش رو همینجوری سرکوب بکنه و اعدام کنه، بعد هم تصور کنه که با گذشت زمان همهچیز فراموش خواهد شد.
ببینید جنایت فراموش نمیشه. زمان به معنی مصونیت همیشگی نیست. نام قربانیها باقی میمونه، خانوادههای دادخواه باقی میمونن، اسناد، شهادتها باید حفظ و پیگیری بشن. دادخواهی یعنی همین؛ یعنی نذاریم حقیقت دفن بشه و ما این آکسیونهایی که میذاریم به واقع بیدار کردنِ وجدانِ وجدانِ این جماعت هم هست، این ملت هم هست، این نیست که، بعد در واقع یک یادآوری به سیاستمدارانی هم هست که هنوز که هنوزه ما میبینیم که اون اقدامی که باید بشه انجام نمیدن. پیاممون به جامعهی جهانی هم خب روشنه. اگه واقعاً میخواید اعدام و سرکوب در ایران متوقف بشه، نباید فقط به اتفاقات امروز نگاه بکنید، باید ریشهی این فرهنگِ سرکوب و بیپاسخ موندنِ این جنایتها مورد توجه قرار بگیره.
نمیشه درباره اعدام امروز حرف زد اما درباره جنایتهای گذشته و مسئلهی مصونیت از مجازات سکوت کرد. در واقع مطالبهی ما فقط نه به اعدام نیست، هرچند که همین مطالبهی خاصِ فوری و خیلی انسانیه، خواستِ عمیقترِ ما اینه که چرخهی اعدام و سرکوب و مصونیت از مجازات پایان پیدا بکنه. به هر حال، این دادخواهی همچین همچین یک پیام امید برای خانوادههای قربانیان و مردم ایران هم داره که ما به آنها میگیم که عزیزان شما فراموش نشدن و ما با چنگ و دندان و تمامِ ما اعلام کردیم که تا آخرین نفس در این مسیر فعال خواهیم بود، اقدام خواهیم کرد و یاد آنها رو زنده خواهیم کرد.
زنده باد زنده باد. خیلی ممنونیم از شما آقای مهرابی و سرمشقِ فعالیتهاتون و همچنین از طریق شما خسته نباشید و خداقوت میگیم به همهی یاران و دوستانِ دیگری که در این فعالیتها شرکت دارند. از اینکه در این گفتگو همراه ما بودید، از شما خیلی سپاسگزارم.
