قتلعام زندانیان سیاسی: راز گشوده؟؛ ارتباط مستقیم
۱۴۰۵/۶/۲
۳۸ سال پس از قتلعام ۶۷؛ نبرد بر سر حقیقت هنوز ادامه دارد
میهمان برنامه: دکتر سنابرق زاهدی مسئول کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران
اجازه بدید پیش از شروع برنامه ارتباط مستقیم، از دو فرمانده دلیر و پاکباز مجاهد خلق و از دو فرمانده ارتش آزادیبخش، خواهران مجاهد نسرین شهابی (اکرم) و مژگان مهدوی، دو عضو شورای مرکزی و شورای ملی مقاومت ایران یاد کنیم، که در روزهای اخیر از میان ما پرکشیدند.
دو نمونهی درخشان زن رزمندهی ایرانی با بیش از چهار دهه جنگاوری در نبرد با دیکتاتوری آخوندی، که از همهی مواهب و امکانات و مدارج تحصیلی خودشون گذشتند و همه را در طبق اخلاص و مبارزه برای آزادی ایران و ایرانی گذاشتند. یاد و راهشون تا پیروزی میدرخشه
۳۸ سال از قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ میگذره. جنایتی که رژیم خمینی تلاش کرد اونو تو سکوت و خفا به انجام برسونه و آثار و ابعاد اون را از مردم ایران و جهان پنهان کنه. اما بعد از نزدیک به چهار دهه هنوز بر سر حقیقت این جنایت یک نبرد جدی جریان داره.
قتلعام ۶۷؛ جنایتی که قرار بود برای همیشه در سکوت بماند
قتل عام چرا و با چه هدفی انجام شد؟
آیا اونطور که گاه گفته میشه واکنش به عملیات فروغ جاویدان بود؟ چرا اکثریت بزرگ قربانیان اونو مجاهدین تشکیل میدادند؟ چرا زنان مجاهد حتی زنانی که حکم زندان داشتند در برابر هیئتهای مرگ قرار گرفتند؟ و اگه هدف صرفاً ایجاد رعب در جامعه بود، چرا این جنایت در نهایت اختفا انجام گرفت؟ و حالا امروز چه کسانی و با چه هدفی در صدد تحریف واقعیت این جنایت بیسابقه هستند؟
برای بررسی این موضوع در برنامهی ارتباط مستقیم این هفته دعوت کردیم از آقای دکتر سنابرق زاهدی، مسئول کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران، وکیل دادگستری و زندانی سیاسی دوران شاه که با ما همراه باشند. خوش آمدید دکتر زاهدی به برنامهی ارتباط مستقیم.
متشکرم از دعوت من به این برنامه که همواره علاقهمندم در مورد این موضوع بحث کنم و بحث کنیم. و اجازه بدین که قبل از شروع بحث، من هم به نوبهی خودم ابراز در واقع ستایش و تمام فهم خودم رو یا بخشی از فهم خودم رو از دو خواهر بزرگوارمون که اخیراً به جاودانهفروغها پیوستند، خدمت بینندگان عزیز و شما ابراز کنم.
چرا مجاهدین هدف اصلی قتلعام بودند؟
به نظرم اون چیزی که در سالیان پیش رهبر مقاومت آقای رجوی گفتند که تعبیر کردند از وجود تاریخی جدید زن رزمنده و موحد مجاهد خلق، در واقع این دو خواهر بزرگوار ما سمبل والای این ارزش جدید بودند و فکر میکنم در عین حال یک تعبیر دیگهای هم در قدیم من یادم هست در نامهای که یا در مطلبی که باز نوشته بودند در اون زمانهایی که اشرف شهیدان به شهادت رسید، نوشته بودند که اشرف در واقع محضر تودهها رو درک کرده بود. من به نظرم این تعبیر بسیار تعبیر گویایی برای بیان شخصیت این دو خواهر مجاهد هست که فیالواقع تمام شخصیتشون نشون میداد که درک محضر تودهها رو کردند و در واقع به عنوان رزمندگان بسیار عالیقدر و فرماندهان بزرگ مقاومت ایران، ولی بسیار خاکسار و متواضع که هر انسانی رو در واقع بسیار به ستایش وامیداشت، این ارزشها رو نمایندگی میکردند.
بنابراین فقط یک احساس دارم که فکر میکنم انسان دلگیر میشه از اینکه خواهران ما به خصوص دختران جوان ایرانزمین تا به حال محروم شدند از اینکه بتونند به طور مستقیم با چنین ارزشهایی، با چنین فرماندهانی یا با چنین رهبرانی در واقع بتونند ارتباط برقرار کنند و بفهمند که دنیایی که بهرهکشی رو نفی میکنه، چه ویژگیهایی داره. بنابراین امیدواریم که و بی تردید ارزشهاشون در همهی مجاهدین و هوادارانشون و در همهی کانونهای شورشی زنده و جاوید خواهد موند.
بله. خب دوستان عزیز تصاویر رو با هم میبینیم و بعد گفتگومونو با آقای دکتر زاهدی آغاز میکنیم.
خب اگه موافق باشید در شروع ببینیم چه واقعیتهای پایهای حول بحث قتل عام این جنایت بیسابقه در سال ۶۷ وجود داره و به نظر شما بعد از گذشت چهار دهه چه حقایقی به اثبات رسیده و چه حقایقی مورد مناقشه است؟
۳۸ سال گذشت؛ چه چیزی درباره یک جنایت بیسابقه به اثبات رسیده است؟
بله. عرض شود خدمت شما که بعد از گذشت در واقع ۳۸ سال هم که شما میگین نزدیک چهار دهه، به نظرم برجستهترین حقیقت این هست که این واقعه یا این فاجعه، نمیدونم با چه تعبیری میشه در یک کلام اسمش رو گذاشت، همون قتل عام، در واقع این از یک سو با یک دید در واقع به عنوان یک ذخیرهی تاریخی برای مردم ایران، برای خلق ایران، برای اینکه مشخص باشه که برای آرمان آزادی و استقلال و دموکراسی چه بهایی پرداخت شده، و البته از طرف دیگه برای نشون دادن ماهیت و هویت جنایتکارانهی رژیم آخوندی که متاسفانه هنوز هم در ایران بر سر کاره، این هر بار که راجع به این صحبت بشه بخشی از این حقیقت عیان و برجسته میشه.
ولی همین تعبیری که شما گفتین به نظرم تعبیر خوبییه که ببینیم که طی این سالیان چه اتفاقی افتاده. خب ببینید مقولهی قتل عام در واقع کشتار مجاهدین یا به عبارتی نابودی مجاهدین، این از روزهای اول در واقع در برنامهی کار خمینی بوده. خمینی به زودی درک کرد که به قول معروف مجاهدین رو نمیشه به تسلیم واداشت و اونها آماده نیستند که در مقابل دیکتاتوری آخوندی سر خم بکنند و اون چیزی که خودشون میگفتند ولایت فقیه، این هم روشن بود بخاطر اینکه اساساً همهی دستگاهش رو رد کردند. به همین خاطر تصمیم قاطع گرفته بود که مجاهدین رو از بین ببره.
