ابر‌تورم در ایران؛ وقتی سفره مردم آب می‌رود، رژیم تا کجا می‌تواند بحران را پنهان کند؟

اقتصاد ایران به لبه پرتگاه رسیده؛ آیا ابرتورم همین حالا زندگی مردم را بلعیده است؟

اقتصاد ایران این روزها دیگه فقط با آمار و ارقام پیچیده تحلیل نمیشه. آنچه مردم با آن مواجه هستند شتاب در کوچک شدن سفره‌ها و خالی شدن جیب‌هاست.

این گزارش به واکاوی این بحران و پیامدهای اون بر زندگی روزانه مردم ایران متمرکز هستش.

در ادبیات کلاسیک اقتصاد، ابر تورم به نرخ‌های ماهانه بالای ۵۰ درصد گفته میشه، نمونه‌هایی که در کشورهایی مثل ونزوئلا یا زیمباوه ثبت شده.

حالا فرشاد مومنی اقتصاددان حکومتی صراحتاً هشدار میده ابرتورم در ایران همین حالا رخ داده.

در گزارش خرداد ماه مرکز آمار رژیم راجع به تورم اعلام شده که در گروه‌های درآمدی پایین‌تر و در استان‌های محروم تبعات تورم خیلی بالاتر هستش.

فرشاد مومنی همچنین گفته همین حالا سر و کله تورم سه رقمی در برخی مناطق در همین گزارش‌های رسمی پیدا شده.

ابر‌تورم فقط یک عدد اقتصادی است یا دارد زندگی و آینده مردم را متلاشی می‌کند؟

این شرایط فراتر از یک تورم مزمنه و می‌تونه به گفته کینز یکی از برجسته‌ترین اقتصاددانان قرن بیستم تمام قراردادهای اجتماعی از قانون اساسی تا روابط خانوادگی رو متزلزل کنه.

همتی رئیس کل بانک مرکزی روز ۲۸ مرداد در گفتگو با شبکه خبر رژیم اعلام کرد که در این شرایط نفت ما صادراتش تقریباً قطع شده.

و یکی دیگه از اقتصاددانان حکومتی به اسم وحید شقاقی شهری گفته که تضعیف درآمدهای نفتی و مالیاتی ریسک اتکای بیشتر بودجه به منابع تورم‌زا رو افزایش میده.

حالا این منابع تورم‌زا چه منابعی هستن؟ یکی از اون‌ها چاپ پوله، که دیگه معلوم نیست روزانه چقدر پول می‌خوان چاپ کنند. اصلاً معلوم نیست که این انتقال کسری بودجه به متغیر پولی تا کجا ادامه داره و می‌تونه ادامه داشته باشه.

حالا به این وضعیت شرایط وخیم تحریم‌ها، محاصره و شرایط جنگ و بلاتکلیفی، مشکلات سیاسی و اقتصادی با کشورهای همسایه هم اضافه کنید.

وقتی سبد معیشت ۹۰ میلیون تومانی می‌شود، طبقه متوسط تا کجا دوام می‌آورد؟

پیامدهای این وضعیت مستقیماً بر زندگی مردم به خصوص اقشار آسیب‌پذیر تاثیر گذاشته.

قدرت خرید واقعی مردم در برابر جهش‌های مداوم قیمت کالاها تحلیل رفته و افزایش سالانه دستمزدها کاملاً بی‌اثر شده.

خبرگزاری حکومتی ایلنا از افزایش هزینه سبد معیشت به ۹۰ میلیون تومان خبر داده.

توی این روند چه اتفاقاتی می‌افته؟ طبقه متوسط برای حفظ سطح زندگی شروع به فروش دارایی‌هاش می‌کنه و به زیر خط فقر سقوط می‌کنه. طبقه فقیر هم از خط فقر به خط بقا می‌افته.

تو همین شرایط وزیر جهاد کشاورزی با وقاحت گفته که آمار کاهش مصرف سرانه صحت نداره. دروغی که رسانه‌های حکومتی هم نتونستن اون رو بپذیرند.

روزنامه حکومتی توسعه ایرانی نوشته که سرانه مصرف لبنیات از ۱۳۰ کیلوگرم در سال ۱۳۸۹ به حدود ۴۰ کیلوگرم در سال ۱۴۰۲ رسیده و مصرف گوشت قرمز در یک سال ۵۰ درصد کاهش یافته.

موضوع دیگه مسکنه که طرح نهضت ملی مسکن در برزخ بلاتکلیفی مونده و فشار سنگین اجاره‌بها و اقساط به علاوه گرونی‌ها شرایط رو به مرز انفجار رسونده. چون مردم اختلاف فاحشی بین آنچه که حکومت میگه و تجربه دردناک روزمره خودشون رو با تمام وجود لمس می‌کنند.

کفگیر به ته دیگ رسیده؛ آیا انفجار خشم اجتماعی مرحله بعدی این بحران است؟

واقعیت اینه که اقتصاد ایران در لبه پرتگاه ابرتورم و رکود عمیق قرار گرفته.

همه مسکن‌ها و راه‌حل‌های انتقال بحران به آینده رو هم رژیم آزموده و فرسوده و دیگه به قول سحاب معاون پزشکیان کفگیر بدجوری به ته دیگ خورده.

این مسیر جز مواجه شدن با خشم انفجاری جامعه، سرنوشت دیگه‌ای نداره.



لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط