آیا رژیم با بازداشت معلم و دانشجو میتواند جلوی انفجار خشم جامعه را بگیرد؟
۱۴۰۵/۶/۶
موج تازه احضارها و بازداشتها؛ نشانه قدرت رژیم یا هراس از پیوند اعتراضات اقشار مختلف؟
گفتگو با مهندس ژیلا عندلیب
این روزها خبرهای احضار و بازداشت از فعالان صنفی گرفته تا معلمها و دانشجویان شاهد هستیم که به رسانههای حکومتی هم کشیده شده و به اون صریحاً اعتراف میکنند. در این قسمت از برنامه همراه هستیم با خانم مهندس ژیلا عندلیب از دانشگاه کانتیکت تا نگاهی به این پدیده داشته باشیم. سلام دارم خدمت شما خانم عندلیب. تشکر از اینکه دعوت ما رو پذیرفتید.
با سلام به شما و به بینندگان عزیز سیمای آزادی در سراسر دنیا. ممنونم که فرصت دادید درباره این موضوع صحبت کنیم.
بله خانم عندلیب، سوال اولم این هستش که بازداشت کسانی که برای احقاق حقوق صنفی خودشون فعالیت دارن، خب به هر حال در این رژیم بوده و ادامه هم داشته، چون رژیم حقی قائل نیست برای اعتراضات مردم. حالا ولی در واقع به نوعی در طول حیات خودش این رژیم این پاسخ این مطالبات رو با همین دستگیریها داده. سوال اینه که این موج جدید بازداشتها که از معلمها تا اصناف و حتی تا دانشجویان هم بوده حاکی از چه شرایط جدیدی هست؟
بله ببینید، به نظر من این فقط چند بازداشت پراکنده نیست. وقتی این خبرها رو کنار هم میذاریم میبینیم که رژیم به شدت از وضعیت جامعه و از شکلگیری قیام دیگه نگرانِ. بازداشت معلم، دانشجو، کارگر یا فعال صنفی، همونطور که خودتون هم گفتین، در این رژیم موضوع تازهای نیست. اما این موج جدید یک تفاوت مهم داره. بازداشتها گستردهتره، همزمانتر، بیشتر حالت پیشگیرانه داره. به نظر من این وضعیت سه تا واقعیت رو نشون میده.
رژیم چرا به جای حل بحران، مطالبهگرها را بازداشت میکند؟
اول اینکه رژیم به یک بنبست کامل مدیریتی رسیده. توان پاسخ دادن به سادهترین خواستههای مردم رو نداره. وقتی معلم از حقوق خودش میگه، کارگر دستمزدش رو میخواد، بازنشسته به شرایط زندگیش اعتراض میکنه، حکومت واقعاً هیچ پاسخ قانعکنندهای نداره به اینها بده. بنابراین به جای حل مشکل، خود مطالبهگر رو بازداشت میکنه. یعنی مطالبهای رو که کاملاً طبیعی و صنفیه تبدیل میکنه به یک مسئله امنیتی. فشارهای اقتصادی، فشارهای تازه اقتصادی آمریکا که از ۲۴ اوت شروع شد هم در کنار فساد و غارت و سوءمدیریت خود رژیم شرایط زندگی مردم رو دشوارتر کرده و نارضایتی رو در جامعه بیشتر خواهد کرد.
دوم اینکه ما در آستانه بازگشایی مدارس و دانشگاهها هستیم. دستگاه امنیتی خوب میدونه که معلمان و دانشجویان همیشه نقش مهمی در گسترش اعتراضات داشتن. به همین دلیل تلاش میکنه قبل از شروع سال تحصیلی افرادی رو که توان احضار، توان سازماندهی و تاثیرگذاری دارن، اینها رو احضار و تهدید و اخراج و بازداشت کنه. مثلاً همین روزها اگه نگاه کنید معاون دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف بود که تایید کرد که برای شش تا دانشجو در ارتباط با اعتراضات دانشجویی حکم اخراج صادر کردن. این دیگه فقط یک گزارش غیررسمی نیست، یکی از مسئولان خود دانشگاه اونو تایید کرده. بنابراین اقدامات رو باید نوعی سرکوب پیشدستانه که پیشدستی دارن میکنن، اینو بدونیم. رژیم میترسه با باز شدن دانشگاهها در مهرماه جرقهای زده بشه، فعالان دانشجویی دوباره به میدان بیان و اعتراض از دانشگاه به بخشهای دیگه منتقل بشه.
چرا بازگشایی دانشگاهها برای رژیم به یک کابوس تبدیل شده؟
سومین مسئله هم اینه که بزرگترین ترس رژیم وصل شدن اعتراضات اقشار مختلف همدیگهست. قبلاً ممکن بود یک اعتراض معلمان فقط درباره حقوق و مزایا باشه، یا یک اعتراض دانشجویی در محدوده دانشگاه باقی بمونه، اما امروز این مرزها هم خیلی کمرنگ شده. امروز وقتی معلم درباره حقوقش حرف میزنه بحث کرامت، آزادی و آینده فرزندان کشور هم مطرح میشه. وقتی دانشجو اعتراض میکنه فقط درباره یک تصمیم دانشگاه صحبت نمیکنه، کل ساختار رو زیر سوال میبره که آینده یک نسل رو نابود کرده. رژیم هم میدونه اگر خشم اقشار مختلف با نیروی آگاه دانشجوها و معلمها و فعالان جامعه پیوند بخوره، مهارش خیلی براشون دشواره. به همین دلیل هم دستپاچه شده میخواد این ارتباطها رو قبل از شکلگیری قطع کنه. پس این بازداشتها نشونه قدرت نیست. حکومتی که از یک بیانیهی معلمان یا یک تجمع دانشجویی یا یک مطالبهی سادهی صنفی میترسه، حکومت قدرتمندی نیست. این رفتار بیشتر از هر چیز ترس رژیم از جامعه و آینده خودش رو نشون میده.
بله خانم عندلیب، شما روی سه مقوله بسیار مهم انگشت گذاشتید از نظر من در رابطه با پیشرفت به نوعی شرایط این خشم مردم و این بشکه باروت. جا به جا هم تصریح میکردید که این اقدامات پیشگیرانهست. حالا سوالم اینه که به نظر شما به هدفش که پیشگیری هست میرسه یا نمیرسه؟
ببینید اگر منظور ایجاد ترس برای مدت کوتاهی باشه شاید در بعضی موارد موفق بشه. بالاخره وقتی کسی رو بازداشت میکنند، خانوادهاش رو تحت فشار میذارن یا دانشجو رو وقتی اخراج میکنند هزینه اعتراض رو به خیال خودشون بالا میبرن. اما اگر منظور خاموش کردن جامعه و جلوگیری از قیام باشه، به نظر من پاسخ کاملاً روشنه؛ نه. رژیم میتونه یک معلم رو بازداشت کنه اما نمیتونه علت اعتراضات معلمان رو بازداشت کنه. میتونه دانشجو رو اخراج کنه اما نمیتونه خشم یک نسل را از بین ببره. میتونه فعال صنفی رو زندانی کنه اما نمیتونه نارضایتی عمیق مردم از کل این نظام رو پشت میلههای زندان بذاره.
اگر سرکوب جواب میدهد، چرا مقاومت حتی پشت میلههای زندان ادامه دارد؟
روی آوردن گسترده رژیم به اعدام هم دقیقاً از همین ترس میاد. اعدام فقط کشتن یک زندانی نیست، رژیم میخواد با هر اعدام کل جامعه رو بترسونه و بگه هزینه اعتراض میتونه مرگ باشه. اما همین سیاست هم نتیجهای که رژیم میخواد نمیده. کارزار سهشنبههای نه به اعدام وارد صد و سی و پنجمین هفتهاش شده اگر اشتباه نکنم و به ۶۱ زندان گسترش پیدا کرده. تازهترین تحولش هم این بود که جمعی از زندانیان زندان شهرستان نور در استان مازندران هم به این کارزار پیوستند. یعنی حتی داخل زندان جایی که قرار بوده صدای اعتراض کاملاً خاموش بشه مقاومت ادامه داره. در بیرون زندانها هم نقش کانونهای شورشی بسیار مهمه.
