جنگ شریعتمداری و قالیباف؛ دعوای باندی یا ترس از یک انفجار بزرگ؟

وقتی اختلاف‌ها علنی می‌شوند، آیا این همان نشانه‌ای نیست که رژیم دیگر راهی برای پنهان کردن بن‌بست خود ندارد؟

گفتگو با خسرو شکراللهی

نامه سرگشاده حسین شریعتمداری، نماینده خامنه‌ای در روزنامه کیهان به محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ارتجاع، که چند لحظه پیش گزارش اون رو شنیدیم، موج جدیدی از جنگ و نزاع باندی رو در درون حاکمیت راه انداخته. حسین شریعتمداری در نامه سرگشاده‌اش به قالیباف هشدار داده که جریان غرب‌گرا پایگاه اجتماعی تو رو نشانه گرفته. قالیباف هم در جواب شریعتمداری به باند رقیب حمله کرده و گفته اون‌ها به کمین نشستن تا هر دستاورد تیم مذاکره‌کننده رو خیانت بخوانند. به دنبال این نامه‌نگاری‌های سرگشاده، حملات متقابل رسانه‌ها و مهره‌های هر دو جناح، از روزنامه‌هایی مثل هم‌میهن و آرمان ملی گرفته تا نوبنیاد و کیهان، نشان از ابعاد خفه‌کننده این بن‌بست داره. همراه می‌شیم با خسرو شکراللهی تا ابعاد این تحولات و بحران در رأس حاکمیت آخوندی را بررسی کنیم. 

خب صحبت‌مون در رابطه با همین نامه‌ای هستش که اخیراً منتشر شد و جنگ و جدال‌هایی که بالا گرفت. علت واقعی این نامه‌نگاری‌ها در علن بین شریعتمداری و قالیباف چیه؟ چرا در شرایط کنونی جدال رسانه‌ای و خلاصه سیاسی باندهای درونی رژیم به چنین سطحی رسیده، یعنی اینقدر شدید که علنی هم می‌کنند؟

خسرو شکراللهی: بله، اون چیزی که ما، همچنان که شما تاکید کردید، در صحنه علنی در درون رژیم می‌بینیم و بحرانی که در رأس حاکمیت این چنین به سطح رسانه‌ای کشیده میشه و همه اون رو مشاهده می‌کنند، به باور من، فراتر از حتی جنگ و جدال باندی بر سر سهم‌خواهی از قدرت و یا اتخاذ سیاست‌ها و راهکارهایی که منافع این یا اون باند رو بخواد تامین بکنه، این هست اما فراتر از اون هست و اون هم بحث بر سر بود و نبود رژیم هست.

ببینید واقعیت اینه که تمامیت این حاکمیت، از سپاه و اطلاعاتش بگیرید تا ولی فقیه و همه جناح‌هاش، مجلس و دولتش، این‌ها با یک بحران، با یک مسئله روبرو هستند و اون هم یک جامعه انفجاری هست که انفجار این خشم و انفجار این جامعه، جامعه‌ای که زیر بار فشارهای معیشتی، زیر بار فقر و ناداری و به اعتراف خود رسانه‌ها و مهره‌های رژیم و کارگزاران رژیم، زیر بار گرسنگی حتی، این چنین وضعیت انفجاری گرفته و چشم‌انداز یک قیام بنیان‌برکن... یک قیام سرنگون‌کننده رو در چشم‌انداز همه اعضا... اجزای این حاکمیت قرار داده.

اما دعوای اصلی چیست؛ سهم‌خواهی یا راه فرار از قیام؟

حالا این وسط دعوا بر سر چی هست بین این باندها؟ بر سر اینکه چطوری این قیام رو و این جامعه انفجاری رو مهار کنیم و این قیام در چشم‌انداز رو به تاخیر بندازیم؟ و از اونجایی که رژیم با چنین بحران بود و نبود روبرو هست، این چیزی نیست که بتونه مهارش کنه و یا بتونه مخفیش بکنه و این خیلی سریع به صحنه سیاسی میاد.

یک جناحی از حاکمیت، یک باندی در درون این حاکمیت، که به سرکردگی مجتبی خامنه‌ای با همه اون اشاره‌هایی که تا حالا کرده، روشنه که راه مقابله با این وضعیت رو در تداوم این وضعیت جنگی و وضعیت... و ادامه این سیاست جنگ‌افروزی می‌دونه، به این گمان که تا موقعی که شعله‌های یک جنگ خارجی زبانه بکشه، جامعه فرصت قیام و فرصت خیزش پیدا نمی‌کنه و می‌تونه به این وسیله این چشم‌انداز هولناک سرنگونی توسط قیام مردمی رو به تاخیر بندازه. این یک باند رژیم.

دو راهی مرگبار رژیم؛ جنگ‌افروزی یا خریدن زمان؟

باند دیگر که همین چیزهایی هستن که تحت عنوان شورای عالی امنیت رژیم و پزشکیان، قالیباف، این‌شئام، عراقچی، این‌ها، در مقابلش این‌ها می‌گن که ادامه این وضعیت ورشکستگی اقتصادی، این انسداد اقتصادی که درش دچار شدیم، ادامه این وضعیت و تداومش نامیسره و این همون انفجار رو برای ما به دنبال خواهد داشت، همون انفجار اجتماعی رو. بنابراین باید با استیصال، از سر استیصال، گرفتن حتی شده امتیازهای اقتصادی مقطعی و سیاسی باشیم در عین حفظ تمام منافع غارتگرانه همه باندهای رژیم، از سپاه و اطلاعات و همه، باشیم تا بتونیم به این وسیله جامعه رو مهار کنیم و از انفجار این خشم عمومی جلوگیری کنیم.

خب وقتی ماجرا اینه و وقتی که اینطوری می‌زنه به بالا در صحنه سیاسی و به قول شما خیلی علنی میشه، یک نتیجه میشه ازش گرفت که رژیم در بن‌بست استراتژیک برای تصمیم‌گیری بر سر این دو راهی قرار داره و اینقدر این فرسایشی شده، این بن‌بست استراتژیک و این فلج رژیم در تصمیم‌گیری بر سر این دو راهی اینقدر فرسایشی شده که هر روز به شکلی در رأس حاکمیت می‌زنه بیرون. یک روز در حمله باندهای رژیم به پزشکیان و مسئله رادیو تلویزیون رژیم، این روزها در شکل این نامه‌نگاری‌هایی که سران این دو باند با همدیگه می‌کنند، شریعتمداری و قالیباف و حرف‌هایی که علیه همدیگه می‌زنند. این بیانگر این علنیت، اولاً بحران رو نشون میده که بحران، بحران بود و نبوده و بر سر چی هست و بعد ضعف رژیم و ناتوانی و فلج رژیم رو در تصمیم‌گیری بر سر این دو راهی نشون میده.

 

 
لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط