فقر در ایران؛ چرا حتی آمار گرسنگی مردم هم امنیتی شده است؟

در حالی که نظام آخوندی بر طبل جنگ می‌کوبد، سخنگوی دولت از گفتن آمار فقر مردم منع شده است

در این شرایط که نظام آخوندی پیاپی بر طبل جنگ می‌کوبد، معیشت و زندگی مردم و فقر میلیون‌ها ایرانی چه وضعیتی پیدا کرده است؟

از آنجا که تصاویر صحنه‌های فقر مردم و گرانی کالاها در فضای مجازی جلو چشم همه است، بگذارید مستقیم برویم و ببینیم سخنگویان این نظام درباره آن چه می‌گویند.

گفتگو با فاطمه مهاجرانی ـ ۱۴۰۵/۰۶/۰۴

مجری: خب، ما الان می‌خواهیم بفهمیم چه تعداد از مردم ایران در فقر شدید هستند؛ یعنی اینکه غذا به آنها نمی‌رسد، آن‌قدری که باید. ما می‌خواهیم بفهمیم وضعیت مسکن مردم چه شکلی است. می‌فهمیم که دارد کم می‌شود؛ آنهایی که ماشین‌شان را فروخته‌اند، آنهایی که دیگر نمی‌توانند بخرند. می‌خواهیم بفهمیم وضعیت دندان‌پزشکی‌شان، سفر و اینها چگونه است. برای اینها عدد دارید؟

مهاجرانی: ببینید، یک‌سری از این عددها را من نمی‌توانم بگویم، به خاطر اینکه منعی از منظر امنیت و اینها وجود دارد. ولی...

مجری: یعنی مثلاً نمی‌توانید بگویید که چقدر از مردم ایران در فقر شدید هستند؟

مهاجرانی: جزء موضوعاتی است که طبیعتاً ترجیحم بر این است که منابعی که در این قضیه مجوز دارند، برای گفتن بگویند.

مجری: از کی باید بپرسیم؟

مهاجرانی: قاعدتاً شورای عالی امنیت ملی، یا اصطلاحاً شعام، باید مجوز گفتن برخی از موضوعات را بدهد.

مجری: خب، وضعیت خورد و خوراک را پس نمی‌توانید بگویید؟

مهاجرانی: ما در مورد دهک‌های یک، دو و سه، در پاییز سال گذشته شاهد بودیم که تعداد زیادی از این افراد دارند به سمت فقر شدید و مطلق می‌روند.

بله! آمارهای فقر مردم ایران چیزی است که کل نظام از بیان آن منع شده‌اند و مجتبی خامنه‌ای، در هراس از قیام مردم، به‌روشنی دستور داده که بیان این واقعیات جرم است.

چرا رژیم از انتشار آمار فقر و بحران‌های اجتماعی می‌ترسد؟

مجتبی خامنه‌ای روز ششم شهریور، در پیامی بر جلوگیری از بیان بحران‌ها و ضعف‌های نظام تأکید کرد و نوشت:

«ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست؛ ... گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است.»

او تأکید کرد:

«هرگونه سخن ناامیدکننده و تضعیف‌کننده انگیزه‌های ملی و عمومی ممنوع است.»

اما واقعیت فقر به حدی وحشتناک است که در جنگ و جدال داخلی نظام، ارقام آن گاه بیرون می‌زند.

مثلاً رسانه توسعه ملی، روز سوم شهریور همین امسال، با عنوان «پایه مزد طی ۱۰ سال از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار رسید» نوشت:

«در واقع در یک بازه زمانی ده‌ساله، «دستمزد واقعی طبقه کارگر» از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار تنزل یافته؛ یعنی دستمزد واقعی کارگران، ۱۰ سال پیش ۲.۷ برابر امروز بوده است.»

این رسانه در ادامه، زیر عنوان «کارگران و بازنشستگان رنگ گوشت را در سفره نمی‌بینند»، برخی از غارتگران نظام را از جناح مقابل جناح خود لو داد و نوشت:

«۱۰ سال اخیر یعنی از ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۵، یک درصدی‌ها، از تراستی‌ها گرفته تا دلالان ارز و بودجه‌خوران، سودهای کلان اندوختند و ابرمیلیاردر شدند، اما طبقه کارگر به شیوه‌ای بی‌سابقه در چاه فقر سقوط کرد و قدرت خریدش فقط در عرض ۱۰ سال، سقوط آزاد کرد و ناگفته پیداست که مسئول این سقوط بی‌قاعده و بدون سابقه کیست.»

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط