پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس در آلمان : حمایت از راه‌حل دموکراتیک در ایران

پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس در آلمان :  حمایت از راه‌حل دموکراتیک در ایران

پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس در آلمان

۱۴۰۵/۶/۱۰

خانم مریم رجوی: جنگ اصلی بین مردم ایران و فاشیسم دینی است

آقای کارستن مولر، رئیس محترم کمیسیون قضایی مجلس فدرال آلمان،
دوستان گرامی، هم‌وطنان عزیز!
از برگزاری این کنفرانس و دیدار با شما خوشوقتم.
وقایع بزرگ یک سال گذشته، توجهات وسیعی را در همه دنیا به اوضاع ایران جلب کرد. تنش‌ها و پیامدهای این وقایع همچنان ادامه دارد و جهان سیاست و اقتصاد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این اوضاع، پرسش‌های مهمی را برانگیخته است؛ از جمله این‌که رژیم حاکم بر ایران سرانجام به کدام جهت خواهد رفت؟ و رویارویی و قیام مردم ایران با این رژیم در چه نقطه‌ای است و چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟
اوضاع فعلی را در این عبارت می‌توان خلاصه کرد که هرچند آتش جنگ خارجی مدتی است خاموش شده، اما جنگ اصلی که بین مردم ایران و فاشیسم دینی است، بدون توقف ادامه دارد.
از یک طرف، جنایت رژیم در سربه‌دار کردن اعضای مجاهدین و همچنین جوانان شورشگری است که در قیام‌ها شرکت کرده‌اند و از طرف دیگر، عملیات کانون‌های شورشی و اعتراض‌های مردم به‌جان‌آمده است که بی‌وقفه جریان دارد.

تشدید سرکوب با استفاده از فضای جنگ

کشتار و قتل‌عام بیش از چهار دهه است که در این رژیم ادامه دارد. این روزها مصادف است با سی‌وهشتمین سالگرد قتل‌عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷ که بیش از ۹۰ درصد آنان از مجاهدین بودند. اما شعله آزادی‌خواهی و نبرد هرگز خاموش نشده است. این جنگ از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ شروع شده و بیش از ۴۵ سال است که ادامه دارد. در واقع، جنگ خارجی که از ۹ اسفند شروع شد، پرانتزی است میان جنگ مردم ایران با رژیم.
قیام بزرگ دی ۱۴۰۴ و کشتار هزاران نفر از مردم قیام‌کننده توسط رژیم، جهان را تکان داد. در آن قیام و روزهای پس از آن، ده‌ها هزار نفر دستگیر شدند. از جمله، ۲ هزار نفر از اعضا و هواداران مجاهدین مفقود شدند.
با استفاده از فضای جنگ، رژیم عملیات کنترل و سرکوب را تشدید کرد. رئیس قضاییه اعلام کرد که قضاییه «آرایش کاملاً جنگی» به خود گرفته است. فرماندهان سپاه اعلام کردند برای هر کس که به اعتراض دست بزند، «حکم تیر» صادر شده است. اجرای این سیاست وحشیانه که همچنان ادامه دارد، گویای رویارویی حاد میان جامعه ایران با رژیم است.
از ۹ اسفند ۱۴۰۴ که جنگ شروع شد، حیاتی‌ترین اقدام تدافعی رژیم در برابر مردم به‌جان‌آمده، علاوه بر اعدام‌های وحشیانه، بسیج مزدورانش و نگه‌داشتن آن‌ها در خیابان‌هاست. این لشکرکشی خیابانی که شش ماه است ادامه دارد، برای مقابله با قیام‌های مردمی است. اخیراً عراقچی، وزیر خارجه رژیم، گفت: «به اعتقاد من خیابان واقعاً یک معجزه بود و آنچه که ما را نگه داشت…، غیر از موشک‌ها… همین خیابان‌ها بوده». این تجمع خیابانی به‌تنهایی هم موقعیت لرزان رژیم و هم جدیت خطر قیام‌ها را تأیید می‌کند.

استراتژی رژیم برای جلوگیری از سرنگونی

خلاصه کنم: استراتژی رژیم برای جلوگیری از سرنگونی عبارت است از: اعدام اعضای مجاهدین و دستگیرشدگان قیام، حفظ فضای جنگی و نگه‌داشتن مزدورانش در خیابان‌ها. اما در جبهه مردم و مقاومت ایران، به‌رغم تمام تلاش‌های سرکوبگرانه رژیم، مقاومت و اعتراض رو به گسترش است.
عملیات ضداختناق کانون‌های شورشی بی‌وقفه ادامه دارد و به مدار جدیدی ارتقا پیدا کرده است. زندانیان معترض در بیش از ۶۰ زندان کشور، هر سه‌شنبه با اعتصاب غذا، کارزار اعتراضی به نام سه‌شنبه‌های نه به اعدام را پیش می‌برند. کارگران، بازنشستگان، پرستاران و مردم غارت‌شده به اعتراض‌های خیابانی دست می‌زنند. آن‌ها شجاعانه فریاد می‌زنند: جنگ‌افروزی کافی است، سفره ما خالی است. و شعار می‌دهند: فقط کف خیابان به‌دست می‌آید، حقمون.
در حقیقت، رژیم در جنگ بقا دست‌وپا می‌زند و نمی‌تواند این موقعیت مرگ‌زده را تغییر دهد. بنابراین تلاش می‌کند آن را استتار کند.
رژیم سرنگون‌نشدن خود را به حساب قدرت ناداشته خود می‌گذارد، اما هر کس می‌تواند به‌روشنی ضعف بنیادین رژیم را، از جمله در رویکرد آن با یادداشت تفاهمی ببیند که در ۲۷ خرداد با آمریکا امضا کرد.
این تفاهم‌نامه منافع سیاسی و اقتصادی متعددی برای رژیم در نظر گرفته است. اما حکومت ولایت فقیه به حدی شکننده و فاقد ظرفیت است که حرکت با همین تفاهم‌نامه را موجب از دست رفتن قدرت خود می‌داند.
جنگ و جدالی هم که در ماه‌های اخیر در بالاترین سطوح هرم قدرت درگرفته و هفته‌به‌هفته خصمانه‌تر می‌شود، بروز این بن‌بست رژیم است. ولی‌فقیه جدید رژیم معتقد است پایان دادن به جنگ و تن دادن به توافق، قدرت رژیم را برباد می‌دهد. مقام‌های ارشد این رژیم می‌گویند بدون توافق، قادر به اداره رژیم نیستند. هر دو البته درست می‌گویند. این رژیم از هر سو که برود، قیام و سرنگونی انتظارش را می‌کشد.

دو عامل بازدارنده در برابر سرنگونی

در حالی که قیام‌های پی‌درپی و وجود شبکه بزرگ و سازمان‌یافته‌ای از کانون‌های شورشی و رزمندگان جان‌برکف، آمادگی اجتماعی و نظامی برای سرنگونی رژیم را اثبات کرده است، اما دو عامل در برابر جنبش مردم ایران برای سرنگونی رژیم نقش بازدارنده داشته است.
یکی سیاست‌های بین‌المللی، به‌ویژه اروپایی، است که نیروی اصلی تغییر در ایران را نادیده گرفته و در نتیجه هنوز از رویای کنار آمدن با این رژیم وحشی دل نکنده‌اند و استراتژی‌های اشتباهی در پیش می‌گیرند؛ و دیگری نقش بقایای دیکتاتوری شاه که با اخلال در قیام‌ها و تفرقه‌افکنی میان مخالفان و طرح شعارهای فاشیستی و درخواست حمله به شهرهای ایران، به سود رژیم عمل می‌کنند.
بچه شاه دیکتاتور، ورای صحنه‌سازی‌های تلویزیونی و مجازی، وزن و جایگاهی ندارد. چنان‌که یک بار روزنامه تاگس‌سایتونگ او را توصیف کرد، «بیشتر شبیه دلقک دربار است در حالی که حتی درباری هم ندارد». موجودیت او در بازسازی ساواک و جنجال‌آفرینی و حمله و هتاکی افرادش به مخالفان ایرانی و خبرنگاران خارجی است.
اما چنان‌که مسعود رجوی، رهبر مقاومت، گفته است: «درس بزرگ ۲ جنگ و یک قیام در ۱۴۰۴ این است که بازگشت به فاشیسم دست‌نشانده سلطنتی سرابی بیش نیست».

شعار صلح و آزادی

شورای ملی مقاومت ایران در شرایط پرتلاطم یک سال اخیر، با شعار صلح و آزادی و اعلام دولت موقت، سیاست مؤثری در پیش گرفت که از پشتوانه اجتماعی و حمایت وسیع ایرانیان در داخل و خارج کشور برخوردار شد.
تلاش‌های مجاهدین در داخل ایران در سال‌های گذشته توانسته ساختار اجتماعی و نظامی مستحکم مقاومت را در شهرهای ایران بنا کند؛ آن هم به قیمت دستگیری‌ها و سربه‌دار شدن اعضای فداکارش در داخل ایران.
در روزهای محدود قیام دی ۱۴۰۴، کانون‌های شورشی توانستند در ۶۳۰ رشته عملیات نظامی، ضربات زیادی به سپاه پاسداران بزنند، به‌خصوص در حمایت از قیام‌کنندگان در برابر سرکوب وحشیانه رژیم. به‌نحوی که سپاه پاسداران در اطلاعیه‌ای در ۴ مرداد امسال اعلام کرد مجاهدین همواره دشمنان قسم‌خورده نظام بوده و در قیام سال‌های اخیر، از جمله قیام دی‌ماه ۱۴۰۴، نقش مؤثر و پررنگی داشته‌اند.
هم‌چنان که مطلعید، پنج روز پیش از شروع جنگ نیز مجاهدین در عملیات بزرگی، اقامتگاه و ستاد فرماندهی خامنه‌ای را هدف تهاجم قرار دادند.
توانایی این مقاومت، به‌خصوص در تبدیل انرژی اعتراضی و انفجاری جامعه ایران به نیروی رزمنده و سازمان‌یافته، بارز شده است.

برنامه برای آینده ایران

شورای ملی مقاومت برای فردای سرنگونی رژیم، برنامه‌ای جهت انتقال آرام، منظم و دموکراتیک قدرت به مردم ایران دارد.
فرآیند انتقال قدرت، تشکیل یک دولت موقت به مدت حداکثر ۶ ماه است که وظیفه اصلی آن برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان است. بعد از آن، حاکمیت به نمایندگان مردم در این مجلس منتقل می‌شود.
وجود یک مقاومت سازمان‌یافته، برنامه انتقال قدرت، دولت موقت با مأموریت محدود، برگزاری انتخابات آزاد برای یک جمهوری دموکراتیک و طرح ده‌ماده‌ای، به نگرانی درباره خلأ قدرت پس از تغییر رژیم پاسخی روشن می‌دهد.
در پایان، از اتحادیه جوامع ایرانی در آلمان به خاطر برگزاری موفق این کنفرانس تشکر می‌کنم و به نمایندگان و شخصیت‌های برجسته عضو کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد درود می‌فرستم و از تلاش‌های این کمیته در حمایت از مقاومت برای آزادی و دموکراسی در ایران قدردانی می‌کنم.

 
لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط