آیا پزشکیان آشکارا مقابل خامنه‌ای ایستاده است؟ اختلافات در رأس رژیم به کجا می‌رسد؟

۱۴۰۵/۶/۹

از هشدار درباره «انسجام» تا اعتراف به قرار داشتن در «لبه پرتگاه»؛ آیا شکاف در رأس رژیم از اختلافات معمول فراتر رفته و به جنگ بر سر بود و نبود نظام تبدیل شده است؟

گفتگو با مسعود امیرپناهی

روز شنبه مجتبی خامنه‌ای ولی فقیه تازه از راه رسیده رژیم در پیامی خواستار وحدت و انسجام باندهای متخاصم درون رژیم شد میخواهیم ببنیم این موضوع به کجا رسید و چشم اندازش چیه؟ همراه هستیم با آقای مسعود امیرپناهی تا به این موضوع بپردازیم

ابتدا اجازه بدین قسمتی از صحبتهای پزشکیان خطاب به جبلی رئیس صدا و سیمای رژیم رو بشنویم و بعد من سؤالاتم رو بپرسم:

پزشکیان: ببین آقای جبلی من اصلا میگم صدا و سیما رو وقتی من باز می کنم نمیدونم چی بگم الان اصلا نمیخوام نگاه کنم منی که نسبت به شما نسبت به انقلاب نسبت به نظام بالاخره همه زندگیمو میخوایم بذاریم این نگاه رو پیدا میکنم ببین مردم چه نگاهی پیدا میکنند حالا من نمیخوام اینقدر تلخی کنم ولی دیگه نگاه نمیکنم اوندفعه بهت گفتم الان دیگه اصلا نگاه نمیکنم ولش کردم می بینم اعصابم خراب میشه میگم ولش کن چکارش داری ؟ در نتیجه روند قضیه اینه که ما الان بیش از همیشه به وحدت و انسجام و یکصدایی نیاز داریم.

این صحبتهای پزشکیان مال چه موقع هست مال قبل از پیام کینگ مجتبی است یا بعدش؟

این صحبت‌های پزشکیان که گفت «نمی‌خواهم اوقات تلخی بکنم»، حرف‌هایش هم مال اول شهریور بود. آیا بعدش حرف‌هایش تغییر کرده یا نه؟ چه‌بسا که مجتبا خامنه‌ای به خاطر همین حرف‌ها چنین پیامی داده بود.

بله. بله، این مال اول شهریور است، ولی رسانه‌های رژیم، مثلاً همین چند تا از این رسانه‌هایشان، دیروز، این هشت شهریور، این را منتشر کردند که خب این هم نشان‌دهنده این است که در واقع می‌خواهند بازتابی از همان اختلافات درونی و این شقه‌های درونی خودشان را نشان بدهند.

این هم، همان‌طور که دیدید، در جلسه هیأت دولت بود. این هم در پاسخ به اعتراض جبلی به گزارشی بود که ظاهراً یکی از این وزرای دولت پزشکیان صحبتی کرده در رابطه با همین مذاکراتی که بین آمریکا و رژیم است و این مذاکرات؛ او اعتراض کرده و این هم این‌طوری به این شکل جوابش را داده.

البته همان‌طور که گفتیم، ببینید، این تغییری در صورت مسئله، یعنی این که زمانش را دارم می‌گویم، صورت مسئله یعنی بی‌اعتباری صحبت‌ها و پیام‌های مجتبا خامنه‌ای، ندارد.

شما ببینید، همان روزی که مجتبا خامنه‌ای این پیام را داد و گفت و ممنوع کرد، نمی‌دانم، هرگونه حرکتی که انسجام را به هم بزند، شبش همین پزشکیان رفت توی تلویزیون و حرف‌هایی زد که اصلاً این حرفی که الان شما پخش کردید در مقابلش، در واقع هیچ است؛ یعنی تماماً رودرروی آن صحبت کرد.

مثلاً گفت: «سیاه‌نمایی نکنید»، «ضعف را برجسته نکنید»، «این کارها را نکنید». این برگشت، همان شب گفت که در واقع ما در لبه پرتگاه قرار گرفتیم. یا آمد گفت: «حواستان باشد که به صلاح وضعیت اجتماعی را برسید» و نمی‌دانم «فشار به مردم نیاید».

این آمد شبش گفت که قیمت بنزین را می‌خواهیم ده هزار تومان بکنیم. یا مثلاً آن باند می‌گوید که در واقع تفاهم‌نامه‌ای که با آمریکا بسته‌اند، در واقع ذلت‌بار است؛ پزشکیان می‌آید می‌گوید که این یک دستاورد است. خب، این‌ها حرف‌هایی بود که همان شب زد.

چرا دستور مجتبی خامنه‌ای دیگر برای همه فصل‌الخطاب نیست؟

بنابراین این نشان می‌دهد که در بالای نظام اختلافات به نقطه‌ای، در واقع، بی‌سابقه رسیده، ولی همان‌طور که گفتین، «صابرین نیوز» وابسته به سپاه پاسداران هم گفت: «جناب پزشکیان، ظاهراً پیام رهبری به گوش شما نرسیده است.»

حتی به همین صحبت‌هایی که الان شما به آن اشاره کردید. خب، پس این‌طور که شما می‌گویید، یعنی پزشکیان صاف و صاف جلو مجتبا ایستاده. این قضیه به کجا می‌رسد؟

بله، همان‌طور که می‌گویید، صاف و صاف جلو مجتبا خامنه‌ای ایستاده. خب، این هم همان‌طور که گفتم، نشان می‌دهد که در بالای نظام به‌شدت این اختلافات به نقطه بی‌سابقه‌ای از نظر کیفی رسیده و دیگر از مدار خارج شده.

علتش هم در واقع تحصیل و بحثی است که اتفاقاً هر دو باند در آن اشتراک دارند. هر دو باند از قیام و قیام آتشینی که در پیش روست، به‌اصطلاح این وضعیت را به وجود آورده‌اند.

شما نگاه کنید، یکی از همین کارشناسان اقتصادی رژیم که معمولاً نظر می‌دهد و او را به نام «راخفر» می‌شناسیم، به صراحت آمده و گفته که نارضایتی‌هایی که الان وجود دارد، در پنج سال گذشته بی‌سابقه است. این حالا دارد از بُعد اقتصادی و نارضایتی می‌گوید.

همین الان خب می‌بینیم که قیمت هر دلار از دویست و نه هزار تومان دارد عبور می‌کند و بالاتر هم دارد می‌رود.

ببینید، یک اصلی هست، یک قانونی که می‌گوید هرچه فشار از پایین به بالا منتقل می‌شود، در بالای حاکمیت در واقع اختلاف می‌رود به سمت شقاق؛ یعنی محصولش می‌شود اختلاف و شقه در بالای حاکمیت.

وقتی دعوا بر سر «بود و نبود» نظام است، آیا دیگر فرمانی از بالا کارساز است؟

چون دیگر موضوع فراتر از اختلافات منافع و قدرت و این چیزهاست. موضوع دیگر، موضوع دعوا در واقع می‌شود بود و نبود رژیم.

بنابراین دیگر مثلاً فرض می‌گیرید با دستور مجتبا چیزی تغییر نمی‌کند. کسی به آن جدی نمی‌گیرد، چون موضوع از این فراتر رفته و دو سر طیف، یکی دیگر می‌گوید: «آقا، جنگ بکنیم، راه‌حل جنگ است»؛ آن یکی می‌گوید: «راه‌حل صلح است.»

یعنی دیگر خیلی با همدیگر اختلافات این‌چنینی و پایه‌ای دارند؛ آن هم سر بود و نبود نظام.

بله، گفتید شما بر اساس چه موضوعی می‌گویید که علتش ترس از جامعه است که موضوع به اینجا می‌کشد؟

ببینید، نفس خود این پیام مجتبی که می‌آید می‌گوید: «آقا، علنی نکنید، ممنوع، موضوعات...» خب از چی دارد می‌ترسد؟ می‌گوید که آقا بروید دروغ بگویید. می‌گوید صاف و صریح: بروید دروغ بگویید، واقعیت‌ها را منعکس نکنید. برای که دارد می‌گوید؟ برای آمریکا نمی‌گوید، برای هیچ‌جا نمی‌گوید؛ برای کجا دارد می‌گوید؟ از جامعه می‌ترسد، از قیام می‌ترسد.

و جالب این که اصلاً خود صحبت‌های مجتبی نشان می‌دهد که... ببینید، توی پنج شهریور همین اطلاعات سپاه آمد یک بیانیه منتشر کرد که سرتاسر این بیانیه تهدید کردن بود که «آخوند، مواظب باشین این کاره نکنین».

من دو تا جمله مشخص، مثلاً از چند جا جدا صحبت کردم. می‌گوید که «برهم زدن صف‌بندی و کاهش تاب‌آوری ملی»؛ یعنی می‌گوید یک عده می‌خواهند این را برهم بزنند.

یا می‌گوید «تشدید نارضایتی اجتماعی و احتمال وقوع اعتراضات خیابانی».

خب، تمام این اطلاعات سپاه آمده این هشدارها را دارد می‌دهد.

یا همین کاروان‌های خیابانی که مدت‌هاست توی خیابان دارند حفظش می‌کنند، برای چیست؟ رفتند نیروهایشان را ریختند توی خیابان فقط برای این که می‌خواهند جلوی قیام و قیامی را که خودشان هم بهتر می‌دانند هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد، بگیرند.

این راه‌حلی هم که در واقع گفتم، یکی می‌گوید برویم جنگ. خامنه‌ای می‌گوید برویم به سمت جنگ که با دست باز بتوانیم سرکوب بکنیم، با دست باز بتوانیم به‌اصطلاح اعدام بکنیم؛ آن یکی می‌گوید برویم به سمت صلح.

یعنی دو طرف مختلف. بنابراین هر دویشان هم برای حفظ نظام می‌گویند این حرف‌ها را.

بله، حرف‌های خودشان است. این‌ها حرف‌های خودشان است که در واقع می‌گویند ما از کجا داریم می‌ترسیم.

حالا من فاکت‌های زیادی دارم، ولی خب چون وقت نیست، فقط دو نمونه‌اش را اشاره کردم.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط