سالروز میلاد پیامبر رحمت و رهایی حبیب خدا محمد مصطفی (ص) و میلاد امام جعفر صادق (ع)
۱۴۰۵/۶/۷
دعای مسعود رجوی در مرقد حضرت محمد ص در زیارت مدینه
پروردگارا ارادهٔ ما را صیقل زدهتر کن
خدایا! نور محمدی رو در ما زنده کن
و دشمنان او رو در ایران و در رأسشون
خمینی شیاد و پلید و دجال ریشه کن، کن
بارخدایا به عصمت پیامبرت قسم
مجاهدین خلق ایران رو رستگار کن
از سوی تمامی شهیدان
آنهایی که سر بر بالین گذاشتند
و اونهایی که اینجا رو زیارت نکردند
و آرزویش را داشتند
و اونهایی که دلشون در راه تو تپید
و اونهایی که تن به توحید سپردند
و سر به جانان سپردند
زیارت میکنم از جانب مردم ایران
مردم در زنجیر ایران
و زیارت میکنم از جانب مجاهدین خلق ایران
بار پروردگارا!
شب تیره و تار مردم ایران رو پایان ببخش
بار پروردگارا! به حق
رسول اکرمت ما رو رستگار کن
به نتیجهای که مشیت خودته برسون
مسعود رجوی ـ نشست اشرف ـ فروردین۱۳۶۹
در سلسله مراتب انبیا هم، یکی عشق خداست عشق است چون که پیامبر خاتم است، کلمه آخر است، چون بعد از آن دیگه دوران عوض میشه روزگار معجزات و وحی و اینها به سر آمده، کلمه خاتم یعنی کلمه سرآمد، یعنی آخرین محصول کارگاه تکامل یعنی که کلمه اول وکلمه آخر، کلمه آخر میباید که عشق باشه.
کلمه ختم کننده و خاتمه کلمه خاتم، پیامبر خاتم و سرآمد. چیزی جز عشق در متعالیترین مفهومش نمیتونه باشه که، والا به چه درد میخوره والا باید جزء داستانهای کهنه شده بایگانیش کرد.
با چنان عشقی است که میتوان امروز هم از بنیاد به ارتجاع زد، بت شکنی کرد و ریشهاش رو زد و هر کس که شناخت، یا پرتوی از او را دریافت و یا ذره ایش را گرفت طبعاً که مدهوش شد و چرا که نشه و وای بر سنگین دلان یعنی خمینی گرایان که میدونن این اون نیستند که او بود ولی نونش را میخورند نام او را میآورند اما کام خود را میجویند. کلمه خاتم کلمه عشق و رحمت است بنابراین، و این اون چیزیست که ارتجاع بویی ازش نبرده اصلاً بویی نبرده. در ارتجاع هر چه هست قساوت است و سنگدلی.
بالاترین گل شاخسار کون و مکان بشری
این آن کس است که خدا عزیزش داشت و سفارش کرد که عزیزش بداریم ،گرامیش بداریم. همیشه بعد از نام خودش نام او رو آورد و حتی در نحوه حرف زدن با اون در اون سوره حجرات گفت صداتونو بالای صداش بلند نکنینا.
عجب که بنیبشر بیآداب و بیترتیب بود که حالا باید خدا بیاد سفارش کنه که نگاه کن آی بنیبشر آی عرب یا عجم وقتی که داری با پیامبر من صحبت میکنی صداتو روی صدای اون بلند نکن، سادهترین درسهای ادب و اخلاق.
خوب! اگر این او اوست ،اگر دنیا آفریده شده دنیا و کون و مکان بشری که بالاترین گل شاخسارش، متکاملترین میوهاش، اون بوده است، اگر محمد حبیب است، یعنی عشق خدا، یعنی قلبش، ا دیگه این چیزا چیه؟ آوردنش توی قبر و دستگاه. خودمون چیه؟ قیاس کردن با خودمون چیه؟ چی رو باور کنیم ما از آخوندا؟ این همه سلام و صلوات رو به پیغمبر این رو بارو کنیم یا اینکه این حق رو هم در مورد او بهرسمیت نشناختن؟
یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَرْسَلْنَاک شَاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً ما تو رو شاهد، مبشر، بیم دهنده فرستادیم و وَدَاعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِیراً خواننده به سوی خدا به اذن خدا و چراغ درخشان ،آفتاب تابان ،این چراغ درخشان آفتاب تابان، اینکه إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی اینکه خدا و همه ملائکهاش بهش درود میفرستد کیه؟
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی همه بهش درود میفرستند خدا و همه ملائکهاش
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً
آی کسایی که مدعی ایمانین و چیز فهمین و جامه حیوانیت از تن به در کردین ،شما هم درود بفرستید وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً شمام تو دستش تسلیم، نرم نه خشک و تیغ دار و خار دار، وحشی بلکه منعطف و صبور و نرم باشین توی دستش
بلغ العلی بکماله، با اون علو، بزرگی، با کمال اون کمال یافته
کشف الدجا بجمیاله، تاریکی با چهره اون با سیمای اون کنار زده شده
حسنت جمیع خصاله، مگه خصلت بد، نفس بد، چیز بد، تمایل بد، توی اون هست؟
صلوات علیه و آله، خوب درود باید فرستاد به اون و هر که تو راه اونه و خاندانش خاندان عقیدتی و سیاسیش
هدف بالاترین گل شاخسار تکامل بوده است یعنی منتهای رهایی
نشست مجاهدین، اشرف ـ ۹ فروردین ۱۳۶۹
آن که عشق خدا بود در اعلی علییین اون بنا به توصیف قرآن چراغ تابان، خورشید درخشان، رحمهللعالمین، کلمه وحدت است برای همه جهانیان، نه کلمه نفرت.
لابد شما متوجه شدین که اینکه هیچ سوادی نداشت، خط بلد نبود، پس این حرفا و این داستانای تاریخی را از کجا آورده؟ بلد نبود بنویسه و بخوانه
با این حال هشتاد و سه نبرد رو شخصاً فرماندهی کرد، تقریباً هر دو ماه یک جنگ داشت، با تمام این احوال کلمه عشقه.
خورشید درخشان، چراغ تابان، دَاعِیاً إِلَی اللَّهِ، خواننده به سوی خدا و تا تونستن بهش زدن هم در حیاتش هم در مماتش، بعدش، اضدادش. ولی اون آرام و آرام به پیش رفته و میرود. میباید که خیلی کس باشد آنکس که خدا گفته برای چی اصلاً این افلاک رو بیافرینم، هدف که سنگ و خاک و چوب و آهن نبوده، هدف بالاترین گل شاخسار تکامل بوده، یعنی منتهای رهایی، اونقدر که باید آنچنان روح شفاف و زلالی داشته باشه که منعکس کنه خدا رو و وحی اون رو و حائلش نباشه و راهبندش نباشه.
مسعود رجوی ، نشست مجاهدین در اشرف ـ ۹ فروردین ۱۳۶۹
هنوز هنوز با سوءاستفاده از نام اوست که خمینیچیا میخورند ولی اون که نیامده بود برای دست و پا بریدن و سرکوب والا رحمه للعالمین نبود که، کلمه و پیام مجسم عشق بود.
چهرهای که آخوندها تصویر میکنند یه آخوند بزرگتری است مثل خودشون، اما چه انقلابی بزرگی باید باشه که دنیای کهن رو با امپراتوریها و ابر قدرتهاش از قیصر و روم گرفته تا کسری و ایران رو در هم بریزه حتماً که جای درستی انگشت گذاشته بوده و انرژی شگفتی آزاد کرده از بنیبشر.
بزرگترین فریب و دجالیت و خیانت ایدئولوژیکی آل خمینی در اینه که چهره او را هم مسخ میکنند و نمیگذارند که پیروانش بهش وصل بشوند.
قسمتی از ترانه رحمه للعالمین ـ با صدای خانم مرضیه
ای گوهر خدایی آیینه معانی
از روی تو شعاعی گر بر جهان بتابد
از آسمان برآید صد ماه آسمانی
غیر از گل سعادت بیروی تو نجویم
ایاک نعبد ای جان بینستعین نگویم
نور همه مجاهدینی یا محمد محمد
خورشید جاوید زمینی یا محمد محمد
رحمتاً للعالمینی یا محمد محمد
بر لوح عالم چون نگینی یا محمد
نور همه مجاهدینی یا محمد
خورشید جاوید زمینی یامحمد
رحمتاً للعالمینی یا محمد
بر لوح عالم چون نگینی یا محمد
رحمتاً للعالمینی یا محمد
بر لوح عالم چون نگینی یا محمد
میلاد امام جعفر صادق ششمین پیشوای تشیع انقلابی
ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام در ۱۷ربیعالاول سال ۸۳هجری، در دوران سلطنت عبدالملک مروان اموی و شهادت آن حضرت به دستور دومین خلیفه عباسی، منصور دوانیقی واقع شد. به این ترتیب همزمان با پایان دوران بنی امیه و آغاز حاکمیت بنی عباس بر اثر درگیری و جابهجایی دو خلافت جور دوران مناسبی ایجاد شد که حضرت صادق طی آن توانست به تدوین و بازآموزی اصول و مبانی آیین رهاییبخش اسلام محمدی و تشیع انقلابی بپردازد.
مسعود رجوی تبیین جهان ـ تهران- دانشگاه صنعتی شریف- ۱۳۵۸
حضرت صادق از این شرایط بالنسبه دموکراتیک و یا نیمه دموکراتیک دوران گذار اموی به عباسی استفاده کرد، با یک کار عظیم تئوریک به نسبت آن دوره، ۴ هزار مثلاً دانشجو را جمع کرد، اصول اسلام را تدوین کرد، اصول را از دستبرد غاصبها و منحرفین زمان، مصون کرد. و بدین گونه اصول مذهب جعفری، شیعه جعفری که اصول همان اسلام راستین است، پرداخته شد. یعنی عدل مشتق از توحید و امامت مشتق از نبوت.
تا به این ترتیب دیگر با این تأکیدات برای فتنهجوها جایی برای از کلیت انداختن و از شمول انداختن این قواعد اساسی بهجا نماند. برای چی؟ برای اینکه خلفا با نبوتِ که بر سر حقوق ائمه پافشاری نکند، درگیری نداشتند. بگذار بهصورت یک، پیغمبر هم که آمده و رفته است، بگذار بهصورت یک اصل بیآزار بگذار باشد.
و اینطور بود که اسلام راستین برای مشخص شدن مرزهایش، با اسلام خلفا، اسلام ستمکارها اسلام یزیدیها و به جهت تخصیص و مشخص شدن، شیعهٔ "جعفری"نام گرفت. کما اینکه امروز وقتی ما در اعلامیههای رسمیمان وقتی میگیم بعد از نام خدا نام خلق را میآوریم، این نیست که بخواهیم چیز جدیدی آورده باشیم و خلق را مثلا به جای خدا بنشانیم. تأکید و تصریح به این خاطره که نشان بدهیم خدای مورد پرستشمان خدای خلقهاست، خدای آزادی خلقها، خدایی که از قِبل احقاق حقوق خلقها میشود بهش رسید. نه خدای بیآزار، خدای باسمهای، در آن دور دستها، توی آسمان، که شاهان هم با همه شیطان صفتی شون مدعی پرستشش هستن و بودند.
طی ۳۴ سالی که امام صادق هدایت جنبش را برعهده داشت، میراث آرمانی و فرهنگی بسیار گرانبها و بیبدیلی با مجاهدت و تعالیم آن حضرت فراهم آمد. آثار مکتوب شیعه مربوط به دوران حضرت صادق به ۴۰۰ جلد بالغ میشود
از کلام آن حضرت است:
چهار ارزش اخلاقی در پیامبران وجود دارد،
نیکی، سخاوت، صبر و پایداری بر سختیهای راه
و قیام برای احقاق حقوق مردم.
قیام برای احقاق حقوق مردم
بر هزار حج کامل و درست برتری دارد.
همچنین از کلام آن حضرت است که خطاب بهیارانش گفت:
هیچکس را به اجبار به مذهب خود نخوانید
بر سر دین با مردم ستیزه نکنید
قطعه از نشست شورای مرکزی ـ ۲۳مهر ۱۳۷۰
قرارگاه بدیع ـ ۲۳ مهر ۱۳۷۰
شهادتها، فراغها، شکنجهها البته دردناک و جگرسوز هستن ولی در همین رابطه هم هست که ما خودمون رو آزمایش میکنیم؛ خودمون رو و خلقمون رو، اعتبارش رو اثبات میکنیم.
آنکس که تو را شناخت جان را چه کند؟ فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟ دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند؟
در منطق معمول شاید که این جانبازی و سرفرازی دیوانگیست اما اگر عشق و مهر رو شاخص قرار بدیم این منتهای عقل و خردوریست. نسل ما این رو برگزیده. اهدنا الصراط المستقیم به راه راست هدایتمون کن. عاری از اعوجاج. عاری از ننگ سازش و تسلیم. برای ما، برای مجاهدین، شاخص و سمبل این صراط مستقیم، امیرالمؤمنان حضرت علیست چه راهی مستقیمتر از او؟ راه جوانمردی پاکبازی و پاکباختگی، راه عشق و نثار کردن و نه طلبکاربودن و غرزدن بعکس، راه نیایش و صفا. غیر از این چگونه میشه اعتماد پرپر شدهٔ یک خلق رو بهش برگردوند. چگونه میشه جای جراحات تاریخی رو که خمینی باعثش شده پر کرد التیام بخشید جز با فدا و صداقت هر چه بیشتر.
صراط الذین انعمت علیهم. راه کسانی که به اونها نعمت دادی. عزیزشون داشتی. گرامیشون داشتی. اونهایی که بهشون نعمت داده شده در این جهان بر حسب قرآن چهار طایفهاند. کاشکی ما هم در ردیف اونها قرار بگیریم. انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین.
انبیا پیامهای رهایی رو آوردن از سرچشمهٔ یگانگیش. صدیقین شاخصها و سمبلهای صداقت و درستی هستند. صداقت در اوج مفهوم ایدئولوژیکیش. یعنی یگانگی درون و بیرون آدمی و یگانگی کلیت آدمی با وجود، با هستی، با بیرون از خودش، با خلقش، با میهنش، با آرمانهاش و با اصولش. صدیقین؛ اینگونه صدیقین البته که فضیلتشون در کنار و در شمار انبیاست در مرتبتی بالاتر از شهیدان.
بعد از انبیا و صدیقین نوبت به شهیدان میرسه. اونهایی که خودشون، وجودشون، خونشون و نفَسشون، نَفَسی که منقطع شده در راه آرمانشون، اینها گواهانی هستند برای حقانیت مسیری که رفتهاند. در این نظرگاه ایدئولوژیکی اینها نهفقط شایسته رقت نیستند بعکس. خدا بر سرشون منت گذاشته و نعمت بزرگی رو ارزانی اونها داشته.
صراط الذین انعمت علیهم مگر نعمتی بالاتر از این میشه که آدمی بهجای اینکه در سلک حیوانات قرار بگیره در شمار و همردیف انبیا و صدیقین قرار بگیره؟ بعد از شهدا نوبت صالحین هست یعنی کسانی که به کار شایسته دوران خودشون سینه سپر میکنن و قد علم میکنن. اونهایی که با موانع اصلی تکاملی یک خلق و یک میهن درمیستیزند اونهایی که بهقول شما با تضاد اصلی در میافتند. با مانع اصلی راه تکامل. این بزرگترین شایستهکاری زمانه ماست. هیچ کاری از این شایستهتر و صالحتر نیست. منهای این، منهای سینهسپرکردن و قد برافراشتن در مقابل سرکوب و ستم. پس زندگی آدمی چه ارزشی خواهد داشت؟ جز اینکه بخورد و بیاشامد، که انواع دیگر هم این کار رو میکنند. موجودات دیگر هم، جانوران دیگر هم این کار رو میکنن. پس ما رو به راه راست به راه امیرمؤمنان هدایت کن.
صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم و لاالضالین. نه راه اونهایی که به اونها خشم گرفتی و مورد غضب تو هستن. نه راه کفر و شرک و ارتجاع. نه راه دشمنان خلقها. نه راه خمینی ضدبشر. و براستی که چه نعمتیست آدم راه رو پیدا بکنه. هر چی که آینده بخواد بشه. در یک چیز ضمن یک دهه که به تجربه کشیده شده، جای هیچ تردیدی نیست و اون راه درستیست که این نسل طی کرد.
رودرروی دجال ضدبشر که لعنت خدا و خلق خدا بر او باد و غضب خدا تا ابد بر او خواهد بود و بر آل او و بر هر کس که در مقابل او بر ضدرزمندگان رهایی قدمی برداشت و یا قلمی. راه غضبشدگان، راهی که به دوزخ و به پلیدی و پستی راه میبره البته که شاخصش در دوران ما خط خمینیست و هر آن که با او در وحدت و در سازشه. و هر آن که میتوانه در مقابل اون فریاد کنه اما ساکت مینشینه.
غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین. و نه راه انحراف، نه راه ضد و نه راه انحراف. راه درست، راه صحیح، راه اصولی، مشخص میشه در مقابل راههای انحرافی و راه ضد. پس پیوسته ما در نماز بارها و بارها در هر روز این رو میخوانیم که از راه غضبشدگان و راه خمینی ما رو در امان بدار و از همهٔ راههای کج و انحرافی، راههای بیحاصل، همه دعاوییی که طی این دهسال سعی میشد بر سر این نسل کوبیده بشه. نسلی که گناهی جز فداش و جز قیامش نداشت. و چه نعمت بزرگیست که ما از اینها در امان موندیم. خدایا این نسل رو باز هم شایستهٔ این نعمت و شایستهٔ این رحمت بکن. بگذار تا اگر رنج و قربانیمون به اضعاف هم بیشتر بشه در صراط مستقیم امیر مؤمنان رودرروی دژخیمان پلید ضدبشر و عاری از اعوجاج و انحراف به راه خودمون ادامه بدیم. بیگمان خودت در روز بازپسین و در روز شمارش حساب خواهی کرد و همچنین تاریخ و خلقت. خدایا این شرافت و این افتخار رو باز هم به ما عطا کن که اگر باشیم در ردیف یاران شهیدمون، و در ادامهٔ راه و دنبالهٔ خط صدیقین و انبیا قدم برداریم، و کاری کن که مردمت، تاریخ، تاریخ ایرانزمین و خلقش و سبز و سپید و سرخ پرچمش، از ما و از کار و قدم و نَفَس و قلممنون به نیکی و به عزت یاد بکنه.
