وحدت یا جنگ باندها؟ پیام مجتبی خامنهای و اعتراف پزشکیان چه چیزی را لو میدهد؟
۱۴۰۵/۶/۷
وقتی ولیفقیه میگوید ضعفها را سانسور کنید و رئیسجمهور از «لبه» انفجار میگوید، شکاف رأس رژیم به کجا رسیده است؟
گفتگو با بابک رهنورد
روز گذشته مجتبی خامنهای، ولیفقیه مخفی رژیم، پیامی داد و پزشکیان هم سخنانی کرد. هر دوی اینها یک بار دیگر جنگ باندهای حکومتی را شعلهورتر کردند؛ در حالی که هر دو صحبت از وحدت و انسجام کردند. همراه هستیم با آقای بابک رهنورد تا به این موضوع بپردازیم.
اجازه بدین قسمتی از پیام مجتبی و صحبتهای پزشکیان رو بشنویم و بعد من سؤالاتم رو بپرسم.
پیام مجتبی خامنهای از تلویزیون رژیم ـ ۶ شهریور ۱۴۰۵
«ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ایبسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیر سازد.»
سیدمجتبی حسینی خامنهای
۶ شهریور ۱۴۰۵
مصاحبه پزشکیان با تلویزیون رژیم ـ ۶ شهریور ۱۴۰۵
«الان مسیر بسته است. ما کالا وارد نمیشود. یکی از این کالاها بنزین است. درآمد ما کم شده؛ یعنی ما باید بنزین بخریم. علاوه بر اینکه تولید میکنیم، در نتیجه حتی اگر راه باز باشد، پول را باید داشته باشیم بخریم.
مردم الان در لبهاند. من یک فشار دیگر بیاورم، ممکن است از لبه بیفتد پایین. باید کاری نکنم که او بیفتد پایین. حالا چه کار باید بکنم؟ باید همه به همدیگر کمک بکنیم تا بتوانیم این راه را برویم.»
سؤال اول اینه که آیا پزشکیان این حرفها رو قبل از پیام مجتبی گفته یا بعدش؟ چون خیلی حرفها در برابر هم بود؟
اتفاقاً همین سؤال شما وضعیت رژیم رو نشون میده. یعنی ولیفقیهشون میاد کلی تأکید که آقا واقعیتها رو نگید، سانسور کنید، نقصها رو نگید، ضعف ما رو برجسته نکنید، به دشمن روحیه ندید؛ بعد هنوز حرفهاش، به قول آخوندها، منعقد نشده، یعنی تموم نشده، رئیسجمهورش میاد ۱۸۰ درجه عکس حرف میزنه، زیر فشار واقعیتها میاد و گوشهای از اون رو میگه.
از این وضعیت میشه دو نتیجه گرفت.
اولین نتیجهگیری از این وضعیت، اوج شکاف در بالاترین سطوح حکومت آخوندی است.
تناقض این دو با هم، یکی پیام مجتبی خامنهای و صحبتهای پزشکیان، آینه تمامنمای شکاف درون رژیم است؛ یعنی همون دوراهی که رژیم توش گیر کرده. کینگ مجتبی میگه دروغ بگید، سانسور کنید تا جلوی قیام مردم گرفته بشه.
چند روز پیش توی تلویزیون حکومتی از سخنگوی پزشکیان پرسیدن خط فقر چقدره، گفت شعام گفته نگید. پزشکیان و باندش هم میگن که با دروغ و تبلیغات سراسر عاری از حقیقت تلویزیون که دست پایداریچیهاست، نمیشه جلوی قیام مردم رو گرفت.
پزشکیان بهصراحت میگه مردم در لبه هستن؛ یک فشار دیگه بیاریم، از لبه میافتن که در ادبیات آخوندی یعنی اینکه جامعه در آستانه انفجار است؛ هر لحظه ممکن است نظام را به زبالهدان تاریخ پرتاب کنن.
این جنگ و جدال را سخنگویانش با هم پیش میبرند؛ نقل از قائمپناه و محسن رضایی.
یعنی ما روزانه شاهد تک و پاتک روزانه مهرههای ریز و درشت این دو باند هستیم و هر کدوم به نوعی میخوان خط خودشون رو پیش ببرن.
مناظره ثابتی و پزشکیان مثال آورده شود: «تنگه مگر ارث باباته.»
صحبت مشاور قالیباف در مورد قیمت پوشک که میگه: «ما تا آخرین روزمون خونخواه رهبریم»، اما پوشک ۳۰۰ تومنی شده ۸۶۵ هزار تومان.
پشت شعار «وحدت» چه ترسی پنهان است؟ چرا هر دو باند از قیام مردم وحشت دارند؟
شما از دو نتیجهگیری صحبت کردید ولی دومی رو نگفتید. دومین نتیجهگیری چی بود؟
نتیجهگیری دوم این است که هر دو باند در وحشت از قیام مشترک هستند. هر دو باند جامعه را در آستانه انفجار نهایی میدونن و هر دو باند میدونن که تهدید اصلی رژیم، دشمن خارجی نیست.
اما اختلافشون در راهحل است. باند بهاصطلاح تندروها که مجتبی هم پای سنگینش آنجاست، میگه باید با نگهداشتن سایه جنگ و فضای جنگی، سرکوب کنیم و روزانه اعدام کنیم.
باند مقابل، همین پزشکیان و قالیباف، میگن از قضا این سرکوبها و اعدامها وضعیت انفجاری رو انفجاریتر میکنه و قیام محتوم مردم ایران رو آتشینتر میکنه و راه، چسبیدن به تفاهمنامه است.
حالا نه اینکه باند پزشکیان و قالیباف و اینها دلشون برای بیان حقایق و واقعیتها سوخته. اینها هم خودشون از سانسورچیهای قهارند. بلکه این نوک کوه یخ رو از واقعیتهای سرسختی که ناشی از ۴۷ سال تبهکاری حاکمیت آخوندی ولایت فقیه هست میگن تا مجتبی و باندش رو مجبور کنن زهر تفاهمنامه رو بخوره و فتیله جنگ پایین بیاد تا قیام نشه.
والا اگر به بیان واقعیتها باشه، که اینقدر ولیفقیه پنهانشده تأکید به سانسورش میکنه، جای سالمی در این رژیم نیست؛ نه معیشت مردم، نه محیط زیست، نه آموزش عمومی، نه اینترنت، نه آزادیهای اجتماعی، نه زندانها و شکنجهگاهها؛ در همهجا کارنامه این رژیم سیاهه.
ضمن اینکه در عصر آگاهی خلقها، هرچقدر هم که سانسور کنن یا واقعیتها رو بهصورت گزینشی برای اهداف سیاسی خودشون بگن، از هزار راه دیگه مردم بیان میکنن و نه از تاک نشان خواهند گذاشت و نه از تاکنشان.
اما جدال باندهای حکومتی در رأس نظام تا روز سرنگونیش باز هم بالاتر میگیره.
