سالروز رحلت پیامبر رحمت و رهایی و شهادت گوهر برگزیده رسول خدا امام حسن مجتبی؛ ۲۸صفر

۱۴۰۵/۵/۲۰

۲۸ صفر سالروز رحلت پیامبر رحمت و رهایی و شهادت گوهر برگزیده رسول خدا امام حسن مجتبی خصم معاویه و خلافت ارتجاع

آزادی فلسفهٔ انقلاب

سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران

۲۰ دی ۱۳۵۸

مگر پیامبران برای چی آمدند، جز برای گسستن زنجیرها، جز برای واژگون کردن همه سدهای راه کمال و حریت بشری و باز کردن قید و بندهای اسارت‌بار، همونهایی که صفوف متحد و یگانه بشری رو از هم جدا کردند، انبیاء سلف از ابراهیم خلیل تا موسی و عیسی مسیح و محمد و همه انقلابیون.

بگذارید شاهد بیارم، از انبیاء بنی‌اسرائیل، مگر روزه‌ای که من می‌پسندم این نیست که بندهای شریرت و رذیلت را بگشایید و بارهای گران را سبک کنید و ستمدیدگان را آزاد سازید و یوغها را بشکنید، کدام یوغها، بگذارید مسیح رو به‌شهادت بطلبیم اونجا که گفت حقیقت شما را آزاد خواهد کرد. پس اون چیزی حقیقته که آزاد بکنه و اینهم پیامبر اسلام، رسول امی، همون نگار مکتب نارفته و خط نانوشته‌ای که مسأله‌آموز صد مدرس شد. یأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکرِ وَیحِلُّ لَهُمُ الطَّیبَاتِ وَیحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کانَتْ عَلَیهِمْ. تا اونها رو امر بکنه به خیر، به معروف به زیبایی و پاکی و بازشون بداره از زشتی، بدی و روا بداره بر اونها پاکیزگی‌ها رو و حرامشون بکنه پلیدی رو و باز کنه از اونها بندها رو و قیدها رو و سنگین‌باریها رو و زنجیرهایی رو که بر اونهاست، کدوم زنجیرها؟ زنجیرهای استبدادی، استعماری و استثماری که در طول تمام تاریخ، بشریت رو آزرده و فرسوده کرده، مگر انبیاء برای این نیومدند که بشریت رو به شوریدن به قیام برای قسط برانگیزند، یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ بسیار قیام‌کننده باشید به قسط و قسط چیست؟ جز استقرار جهانی آزاد، یگانه، متحد، بسامان، موزون، فوق عادلانه، جهانی که در بنیاد و در فطرتش در خود یگانه‌ست و ما بایستی با خود هم یگانش بکنیم، یعنی نفی بیگانگیها، نفی بیگانگی‌های جهالت‌بار در جامعه و حصول به وحدت اجتماعی و توحید اجتماعی که تنها در متنی از وحدت اجتماع و طبیعت همراه با اوج ترقی و پیشرفت و آزادی مادی و معنوی میسر و امکان‌پذیر هست. پس انقلابیون تاریخ حق داشتند که تاریخ بشری رو در یک‌کلام سیر مداوم از قلمرو ضرورت به قلمرو آزادی تفسیر کنند. بله بگذارید آزاد باشند، پس شهدای ما چه به‌حق بودند که با آزادی شروع می‌کردند.

آزادی و قسط آرمان انبیاء

سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران

۱۰ بهمن ۱۳۵۸

قطعه‌ای رو از قول پدر طالقانی بخونم. فکر می‌کنم که در این سرما همه‌مون رو گرم خواهد کرد‌.

«گروهها و جمعیتها چه می‌خواهند، چه می‌گویند، غیر از عدالت، غیر از قسط، غیر از آزادی، بین مسلمانان یک خدا، یک مبدأ یک معاد و یک قرآن حاکم است، گروه‌های غیرمسلمان هم قسط می‌خواهند، عدالت می‌خواهند. نفی استثمار می‌خواهند، مگر قرآن موافق استعمار و استثمار است، آیاتی که من در مجالس و مجامع گاهی خواندم.

و لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. قسط یعنی چه، قسط یعنی حق هر کسی را به او دادن، قسط یعنی هر کسی را در موضع خود قرار دادن، قسط یعنی ثمره کار و فکر هر کسی را به خودش برگرداندن، قسط یعنی نفی استثمار و استعمار، یعنی نفی بهره‌کشی انسان از انسان که بدترین پدیده جوامع بشری از ابتدای تاریخ است».

پدر که منافق نبود، التقاطی هم نبود، بشری که خدا او را مختار و متفکر و آزاد آفرید. جرأت ندارند بگن والا می‌گفتن،

«بشری که خدا او را مختار و متفکر و آزاد آفرید تا از منابع طبیعی بهره‌مند شود. همین بشر افراد خودش را استثمار می‌کند‌، یعنی بهره‌کشی انسان از انسان، این پست‌ترین و بدترین پدیده‌یی است که در تاریخ پیش آمد و هنوز در دنیا ریشه دارد». می‌پرسیدند ناظرهای خارجی چرا مردم ایران این‌قدر پدر طالقانی را دوست دارند. برای این‌که پیامش هنوز ما رو می‌لرزونه، برای این‌که جدا می‌کنه اسلام‌پناهی کاذب و ریاکارانه رو از اسلام انقلابی. «ما سه شعار داریم، کیست که این سه شعار را قبول نداشته باشد، نفی استعمار، نفی استبداد به هر صورت، نفی استبداد به هر صورت، نفی استثمار. شما برادران، شما فرزندان آیا غیر از این سه اصل که اساس حرکت اجتماعی و انقلاب ماست، مطلب دیگری هم دارید؟».

چه باید کرد؟

سخنرانی مسعود رجوی در امجدیه

امجدیه تهران  ۲۲ خرداد ۱۳۵۹

از قول پدر طالقانی مستقیماً می‌خونم: همان پیامبری که آمد همه آنچه را که ادیان گذشته تحریم کرده بودند از طیبات به مردم حلال کند، قیدها را بردارد و آنچه خبیث است حرام کند

و آیه: یضع عنهم اصرهم بارهای سنگینی که به دوش بشر بوده است بردارد و پلهایی که فکر و اندیشه مردم را و زندگی و حیات مردم را بسته بود بگشاید، این هدف پیامبر بود. یعنی آزاد کردن مردم. آزاد کردن از تحمیلات طبقاتی. آزاد کردن از اندیشه‌های شرکی که تحمیل شده بود. آزاد کردن از احکام و قوانینی که به سود یک طبقه بر دیگران تحمیل شده بود این رسالت پیامبر شما بود. ما هم باید دنبال همین رسالت باشیم. این شهدا دنبال همین رسالت بودند در مقابل فرهنگ تحمیلی، اقتصاد تحمیلی، قوانین تحمیلی، در برابر محدودیتهای پلیسی که گاهی به اسم دین بر مردم تحمیل می‌شد، که از همه خطرناکتر بود. یعنی آنچه را که احبار و رهبان و همکاری آنها با طبقات ممتازه بر مردم تحمیل کرده بودند و به نام دین. این خطرناک‌ترین تحمیلات است. یعنی آنچه که از خدا نیست از جانب حق نیست آنها به اسم خدا به دست و پای مردم ببندند و مردم را از حرکت حیاتی باز دارند، حق اعتراض به کسی ندهند، حق انتقاد ندهند حق فعالیت آزاد به مردم و مسلمانها و مردم آزاده دنیا ندهند، دعوت به اسلام دعوت به رحمت و آزادی است.

ترانهٔ عربی 

مژده‌ای که قلبها را می‌لرزاند

ای خدا با رحمت هدایت شده

و فرستادگان و پیامبران

بنای عظیمی که پروردگار آسمانها خالق آنست

و محمد در قله آن

. . درود خدا بر محمد فرستاده خدا (۳)

 

مسعود رجوی ـ نشست مجاهدین ـ اشرف ـ ۹ فروردین ۱۳۶۹

… آن‌که عشق خدا بود در اعلی علییین اون بنا به توصیف قرآن چراغ تابان، خورشید درخشان، رحمه للعالمین، کلمه وحدت است برای همه جهانیان، نه کلمه نفرت.

با این حال هشتاد و سه نبرد رو راه انداخت و شخصاً فرماندهی کرد، تقریباً هر دو ماه یک جنگ داشت، با تمام این احوال کلمه عشقه.

می‌گویند که این محمد حبیب، إة… . گیس داشت تا اینجا و قبل از آن‌که بیاید بوی عطرش می‌آمد، همه عطرها رو یکجا با هم داشت و در منتهای قدرتمندی و اقتدار در برابر ارتجاع زمان، بیخودی که مکتبی و جامعه‌یی رو پی نیافکنده، هنوز هنوز با سوءاستفاده از نام اوست که خمینی‌چیا می‌خورند ولی اون که نیامده بود برای دست و پا بریدن و سرکوب والا رحمه للعالمین نبود که، کلمه و پیام مجسم عشق بود…… .

چهره‌ای که آخوندها تصویر می‌کنند یه آخوند بزرگتری است مثل خودشون، اما چه انقلابی بزرگی باید باشه که دنیای کهن رو با امپراتوریها و ابر قدرت‌هاش از قیصر و روم گرفته تا کسری……

اینا رو در هم بریزه حتماً که جای درستی انگشت گذاشته بوده و انرژی شگفتی آزاد کرده از بنی‌بشر.

بزرگ‌ترین فریب و دجالیت و خیانت ایدئولوژیکی آل‌خمینی در اینه که چهره او را هم مسخ می‌کنند و نمی‌گذارند که پیروانش بهش وصل بشوند. دیشب یکی گفت که ما رهبری پاکی داریم، هرگز این را نگویید، بهتر است که به جای این حرفا راه رو برای یکی دیگر باز کنیم. خمینی خودشو می‌زنه به پاکی می‌شینه جای امام زمان، در نتیجه همه رو قطع می‌کنه از سرچشمه فیض، از چراغ تابان، از ماه درخشان، از رحمه للعالمین، چونکه خودشو جای اون می‌نشونه. در آن سر طیف به‌قول مریم یعنی معکوسش، ضدش، نه، بهتره ما بپذیریم که رهبری معصومی در کار نیست، بهتره بپذیریم که و حق هم همینه که از قضا ما بشرهای معمولی گناهکار و خطاکاری هستیم ولی به جانب کس دیگر می‌رویم و راه کس دیگری رو طی می‌کنیم، رد پای اون رو می‌گیریم. چون خمینی می‌گه من تالی معصومم دیگه، نشسته بر جای معصوم، امام معصوم، ما می‌گوییم که نه، ما نباید و نمی‌توان آن‌چنان پاک و پاکیزه و معصوم باشیم، این دجالیته، نیازی هم به این نیست، ما کافیه راه رو برای کس دیگری، برای اصل کاری، برای صاحب عله اصلی، باز کنیم……

نشست مجاهدین -اشرف ۹ فروردین ۱۳۶۹

اونروز عید رفته بودیم مرقد حضرت علی، مریم می‌گفت که چطور خمینی هیچ وقت صحبت از حکومت علی نمی‌کنه، چون دست خودش رو می‌شه، دقیقاً آخوندها حواسشون هست. امجدیه چرا عصبانی شد خمینی؟ من به جمعیت گفتم الله اکبر بکشند و یادآوری کردم که اگر حضرت علی در حکومتش…… خلخال رو از پای، سربازای معاویه اونم، دختر یهودی درآورده بودن جزش در آمده بود. من این داستان رو یادآوری کردم و گفتم پس تو چه کاره‌ای این‌طوری مجاهدین دارند می‌کشند؟ پس مسئول خودتی، برای این جیغ خمینی در اومد.

این طایفه خمینی مدعی اسلام و فلان و اینها هستند، تصویری رو هم که از محمد حبیب می‌دند لابد بزرگ شده خودشونه دیگه، آگران دیسمان عکس خودشونه، واقعیت که این نیست. لابد که هر چی بوده یکرنگی و صمیمیت و صفا و پاکیزگی بوده والا که جاذبه‌ای نداشت. ولی همین اُمی بی‌سواد و درس نخونده جهان رو مبهوت کرد و پیامش رو پایدار کرد، وَ تَرَکنَا عَلَیهِ فِی الْآخِرِینَ، راهش رو آینده‌دار کرد، چون کلمه ختم کننده و خاتم، کلمه خاتم، پیامبر خاتم و سرآمد، چیزی جز عشق در متعالی‌ترین مفهومش نمی‌تونه باشه که والا به چه درد می‌خوره؟ والا باید جزو داستانهای کهنه شده بایگانیش کرد. با چنان عشقی است که می‌توان امروز هم از بنیاد به ارتجاع زد، بت‌شکنی کرد و ریشه‌اش رو زد و هر کس که شناخت یا پرتوی از او رو دریافت و یا ذره‌ایش رو گرفت طبعأ که مدهوش شد و چرا که نشه؟ و وای بر سنگین دلان، یعنی خمینی‌گرایان، که می‌دونند این… اون نیستند که او بود ولی نونشو می‌خورند، نام او را می‌آورند اما کام خود را می‌جویند. کلمه خاتم، کلمه عشق و رحمت است بنابراین، و این اون چیزی است که ارتجاع بویی ازش نبرده، اصلاً بویی نبرده، در ارتجاع هر چی هست قساوت است و سنگدلی… .

محمد یا رسول‌الله محمد یا رسول‌الله محمد یا رسول‌الله محمد یا رسول‌الله

یا حبیب‌الله یا امین الله یا نبی الله یا حبیب‌الله یا حبیب‌الله یا حبیب الله

 

 سالروز رحلت پیامبر رحمت و رهایی و شهادت گوهر برگزیده رسول خدا امام حسن مجتبی؛ ۲۸صفر؛ ۲۰مرداد۱۴۰۵ ؛ کلیپ۲

امام حسن مجتبی گوهر برگزیده رسول خدا در آزمایشی سنگین‌تر از عاشورا

سخنرانی برادر مسعود در نشست مجاهدین ـ اشرف ۱۲ دی ۱۳۷۷

حضرت حسن در سال سوم هجری به‌دنیا آمد. ۱۵ رمضان، در سال ۵۰ هجری، در ۴۷ سالگی به‌وسیله معاویه و به‌تحریک اون مسموم شد و به‌شهادت رسید. به سال شمسی می‌شود ۴۵ سال و دو، سه هفته، کل عمرش.

حسن بن علی هدفی ست برای رگباری از ناجوانمردانه‌ترین اتهامات و دروغها

در بیست و یکم رمضان سال ۴۰، امام حسن که اون موقع ۳۷ ساله بود، به خلافت نشست. از این تاریخ یعنی از بیست و یک رمضان تا ربیع الاول، حدود شش ماه، شش ماه قدری کمتر، دورهٔ بسیار پرفتنه‌ای است، چون حضرت حسن به‌شدت تلاش می‌کنه که یک سامان جنگی پدید بیاره یک دستگاه جنگی و کار حضرت علی رو تمام کنه با معاویه، در این شش ماه فراز و نشیب خیلی زیاد هست. درگیریها خیلی زیاده، حوادث خیلی زیاده، چند تلاش هست برای ترور خود امام حسن به تحریک معاویه

اون شش ماه، شش ماهی بود که سراپا امام حسن برای جنگ تلاش می‌کرد،

اگر که در ما اصالتی هست، لابد که غباری از قدم پیشوایان آرمانی مثل امام حسن و امام حسین رو جسته‌ایم و در خود گرفتیم. درس صداقت و فدا، درس ایستادگی درس سر خم نکردن در برابر شرایط بغرنج، درس آزادی، همه درسهایی که امروز همه شما در انقلاب مریم آموخته‌اید. درست به‌همین دلیل، به‌دلیل "گوهر بی‌بدیل که برجسته‌ترین و بارزترین و مهمترین تفاوت این روزگار با اون روزگار هست، می‌شود گفت که پس از قرون و اعصار پس از سالیان انگار که در تاریخ می‌خواد روی پاشنه‌ای با شما، از طریق شما و خلقتون بچرخه.

خمینی فکر می‌کرد با کشتار با سرکوب با قتل‌عام با زجر، با شکنجه از پس شما و نسل شما برخواهد آمد، این‌بار لازم نبود که منتظر قرنها بشویم، نه، سالیانی اندک توی یک نسل بسیاری چیزها رو روشن و روشن‌تر کرد.

دو اسلام متضاد

سخنرانی مسعود رجوی ـ عید فطر ۱۳۷۶

لاجرم بین مجاهدین و خمینی مردم ایران قضاوتشون رو کرده‌اند. بین این دو نوع اسلام با پیشینه هر کدوم از زمان حضرت علی تا همین امروز تاریخ قضاوت کرده و باز هم قضاوتش رو خواهد کرد. بین دو دیدگاه دو تفسیر، سراپا متضاد یکی مبتنی است بر جهل و اجبار، دیگری، اولی، اصلی، بر آزادی و اختیار. یکی خصلت ویژه خودش رو، نه از موضع فرصت‌طلبانه، بلکه از خشیه خداوندی از خشیه خدا دینامیزم و پویایی می‌داند و قیمت اون رو هم می‌ده بالاترین، سنگین‌ترین، پرفشارترین تا اون گوهر بی‌بدیلی رو که می‌خواد، ابتدا در خودش در زنان و مردان خودش، محقق کنه و دیگری بر مفتخواری و ستم و استثمار و سرکوب یکی پیام‌آور ظلمات است و دیگری پرچمدار آزادی و یگانگی و رهایی. جنگ بین این دو که در عین‌حال جنگ سرنوشت برای مردم و تاریخ ایران هم هست و یکی از مهمترین حلقات قدر انسانیت معاصر هم هست، پیوسته بالا می‌گیره بین شما و بین دشمن غدارتون، دشمن مکارتون، چه‌کسی دیگری رو از دور خارج خواهد کرد و پشتش رو به‌خاک خواهد مالید. لاجرم. این وعده حقه. إِنَّک لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ والا که زمین جولانگاه ددان و دیوان می‌بود تا ابد.

موجی که نمایش فیلم سنگسار در کشورهای مختلف ایجاد کرده جای خاص خودش رو داره فیلمی که مجاهدین تونستند برای اولین بار از صحنه سنگسار در داخل ایران به‌دست بیاورند و در کشورهای مختلف جهان نشان بدهند. از دید خمینی و رژیمش و آخوندهای خمینی‌صفت اسلام یعنی اون، بگذریم که این سنگسار به نسبت شکنجه‌های مجاهدین و به‌خصوص زنان مجاهد خلق، در مقایسه چیزی نیست. ولی کیست که این فیلم رو ببیند، غیرایرانی ها! و در خود نپیچد. وای بر سنگدلان و سنگین دلان. این تازه چیزیست که بیش یا کم خود رژیم هم می‌گذاره که اینطرف و اونطرف به‌هرحال فیلمبرداری بشه. اما از شکنجه‌های مجاهدین که در شکنجه‌گاههای رژیم فیلمی بیرون نیامده. با این‌همه خودش به اندازه کافی گویا هست از طینت این رژیم پلید.

عجب موجودات رذل و پلیدی هستند از یکطرف نون تشیع و اجتهاد رو می‌خورند. اجتهاد برای چیست مگر؟ برای انطباق احکام با شرایط. تضمین کننده پویایی و دینامیزم اسلام و قرآن. والا دیگه چه نیازی بود به باب اجتهاد و رساله و تقلید؟ احکام کلی و نحوه خوندن نماز و چیزهایی که روزه رو باطل می‌کنه که از قبل مشخص بود و چیز جدیدی بهش اضافه نشده. از یکطرف پس نون اجتهاد را می‌خورند و اصلاً دکان دستگاه مربوطه روی این سوار است اگر که اجتهاد نبود دیگه چرا تقلید و مرجع تقلید؟ از طرف دیگر به اینجاها که میرسه انگار نه انگار که احکام و به‌خصوص حقوق جزا و جزائیات اسلام هم دینامیزم داره.

اولین چیز در اسلام انقلابی، در تشیع انقلابی در اسلام مجاهدین پویایی و دینامیزم آن هست و نه یک شریعت خشک و منجمد اگر مربوط است به هزاره‌های پیشین خوب ولش کنین. پس از یک‌طرف اجتهاد از یکطرف سوره قدر، از طرف دیگر سنگسار.

و به جهان گفته‌اند و به خودشون بفرمائید این اسلام عجبا اسلام اینه؟ پس بفرمائید ارتجاع چیست؟ پس بفرمائید جاهلیت چیست؟ پس تعریف کنید قساوت و سنگدلی رو و یک نمونه بیاورید که این کار رو پیغمبر کرده باشه و یک نمونه از حضرت علی، چونکه تاریخچه و سابقه سنگسار که اصلاً مجازات اسلامی نیست بسیاری از مجازاتهای اون روزگار ریشه در قانون تلموت داره

وانگهی چطور که آخوندها از آخرین دست‌آوردهای فنی علمی و حرفه‌یی و تخصصی روزگار استفاده می‌کنند چرا دنبال موشکهای میان‌برد و دوربرد هستید؟ لابد برای بقاء حاکمیتشون ضروریست، چرا دنبال تسلیحات شیمیایی و اتمی و میکروبی هستید؟ و البته خیلی‌ها در جهان چشم روی هم می‌گذارند به آخوندها که میرسه از دول غربی میگم، چرا دنبال اینا هستید؟ پس چرا دنبال همون چرخ و چاه و اسب و قاطر نیستید؟ از یکطرف از آخرین پیشرفتهای فنی و تخصصی در خدمت بقاء رژیمشون استفاده می‌کنند البته از کیسه ملت ایران. یعنی از تولیدات پیشرفته صنعتی که مربوط است به فازهای پایانی دوران رشد سرمایه‌داری، از طرف دیگه از بابت سنگسار و سرکوب و دست بریدن تابع جزائیات هزاره‌های پیشین کدوم رو باور کنیم.

سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور

مسعود رجوی ـ۳۰ دی ۱۳۸۸

اگر انقلاب و دین و مذهب و اسلام و مسلمانی همین است که خمینی یا خامنه‌ای به ما نشان دادند،  نخواستیم، نمی‌خواهیم و هرگز نخواهیم خواست

گفتم دعوا با خمینی، بر سر حاکمیت آخوند ارتجاعی به‌جای حاکمیت مردم بود.

در همین راستا خمینی، با مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران، سر برداشته از دورانهای کهن، بر آن بود تا انقلاب ایران را بمیراند و بسوزاند و خاکستر کند. او نیروهای آزاد شده در این انقلاب ضدسلطنتی را یا سر بُرید و سرکوب کرد یا به تنور جنگ ریخت. به‌خاطر ماهیت ارتجاعی قادر نبود این نیروها را به جانب آزادی و توسعهٔ و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی هدایت کند، پس باید هر طور شده آنها را به بند می‌کشید و نابود می‌کرد.

در چنین وضعیتی، چند میلیون ایرانی که در میان آنها، بسیاری از دانشمندان، استادان، متخصصان، کارشناسان، اطبا، هنرمندان و قهرمانان ورزشی هم بودند، ناگزیر جلای وطن کردند و مصیبت آواره شدن در اینسو و آن‌سوی جهان را به جان خریدند. براستی بیش از این نمی‌شد آن تکان عظیم انقلابی را تا این حد عقیم و بی‌بهره کرد و به عقب برد. اگر انقلاب و دین و مذهب و اسلام و مسلمانی، همین است که خمینی یا خامنه‌ای در این ۳۰ سال به ما نشان دادند، نخواستیم، نمی‌خواهیم و هرگز نخواهیم خواست.

حالا اگر از من بپرسید که مجاهدین چه کردند؟ در یک‌کلام می‌گویم، انقلاب را، نه به‌معنی واژگونه و مجازی آن، بلکه به‌معنی حقیقی آن، با مقاومت و ایستادگی خودشان و با ضرباتی که از هر سو به این رژیم زدند، با رزم و رنج و رود خروشان خون شهیدان، با تشکیلات مجاهدین خلق ایران، و با برپایی ارتش و جایگزین سیاسی، زنده و رویان نگهداشتند والا مانند حملهٔ مغول، با یک دوران طولانی از خود بیگانگی مواجه بودیم که سده‌های متوالی بطول می‌انجامید. آخر این همه کشتار و اعدام و شکنجه و دجالیت و ابتذال و ریا و ذبح همهٔ کلمات و ارزشها و رجالّه گری که چیز کمی نیست. همه چیز دروغ و پوچ و واهی می‌شود. همهٔ معیارها در هم می‌شکند. شرایطی ایجاد می‌شود که حضرت علی (ع) آن را دربارهٔ امثال معاویه و یزید و همین خمینی و خامنه‌ای، چنین توصیف کرده است:

«هیچ خانه گلین و هیچ خیمه پشمینه‌یی باقی نمی‌ماند مگر آن‌که ستم ایشان وارد آن شده و فساد و تباهکاریشان آن را فراگرفته و سوء رفتارشان اهل آن‌را پراکنده سازد. آن‌قدر که مردم به دو دسته گریان تقسیم می‌شوند. یکی به‌خاطر وضعیتش در دنیا می‌گرید و گرینده‌ای به‌خاطر دین و مرامش.

خدمتگزاری برای آنان، هم‌چون رابطه برده با ارباب است که در حضور ارباب، اطاعتش می‌کند، و در غیاب او به بدگویی می‌پردازد.

 استراتژی قیام و سرنگونی-۱۰ بهمن ۸۸  ـ قسمت ششم

حالا برمی‌گردم به داخل مجاهدین و اعضاء و هوادارانشان پس از ضربه اپورتونیستی بعد از سال ۱۳۵۴.

در آنزمان، چون ما ضربه را از چپ نماها خورده بودیم پس به‌طور خودبه‌خودی تهدید اصلی می‌باید آنها باشند. همانها که مجاهد خلق مجید شریف واقفی و شماری دیگر را کشته و حتی جسد مجید را هم سوزانده بودند.

نحوهٔ کشتن و سوزاندن مجید توسط اپورتونیستهای چپ نما، طوری بود که خون آدم بجوش می‌آمد و واکنش خودبه‌خودی آن هم نیازمند ذکر نیست. مثل همین امروز که می‌گوییم اگر دین و مذهب و اسلام و مسلمانی، همین است که خمینی یا خامنه‌ای به ما نشان دادند، نخواستیم، نمی‌خواهیم و هرگز نخواهیم خواست، آن روز هم حرف این بود که اگر سوسیالیسم و مارکسیسم و پرولتاریا همین است که اپورتونیستها به ما چشاندند، نخواستیم و نمی‌خواهیم. واقعاً در آن فشار سه جانبه و هماهنگ از سوی ساواک و آخوندها و اپورتونیستها علیه مجاهدین پس از متلاشی شدن سازمان، شرایط ما بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود.

در آنجا تقریباً یک‌سال طول کشید تا همهٔ مجاهدین و هوادارانشان در اوین و سایر زندانها، که بطرق مختلف ارتباط برقرار می‌کردیم ، قانع شوند که هر چند ضربه را از چپ نمایان خورده‌ایم ولی برایمان در چنین شرایطی به‌طور قانونمند تهدید اصلی از راست، از جانب ارتجاع و همین آخوندهایی است که بعداً سران و سردمداران رژیم خمینی شدند.

«ترانه عربی شیما»

تنها خدا او را کافی است

ای دعوت کننده! چقدر شجاع هستی!

ای راهبر! چه با شکوه هستی!

قریش را به ره‌یافتگی فراخواند

تکبرشان مانع شد که حرفش را بشنوند

هم‌پیمان شدند

تا با یک هجوم دسته‌جمعی او را بکشند

او را تنها و بی‌سلاح یافتند

اما تنها خدا برای او کافی بود

در سیاهی شب خزیدند

در اقامتگاهش به کمین نشستند

وحی آمد و آگاهش ساخت

او را استوار کرد و جرأتش داد

قلعه و باروی او یاسین بود

و سپر و زره‌اش نفوذ ناپذیر

بر دیدگان دشمنانش پرده‌ای افکنده شد

هر یک مکان خویش را گم کرد

و او از میان جمع آنها عبور کرد

زیرا تنها خدا برای او کافی بود

و جعلنا من بین ایدیهم سداً و من خلفهم سداً فاغشیناهم و هم لایبصرون

علی ابن ابی طالب!

چه کسی تو را به این محل خواب محمد آورده است؟

جستجویش کنید!

برخیزید و جستجو کنید

سکوت شب را با هیاهو در هم بشکنید

برخیزید و جستجو کنید

سکوت شب را با هیاهو در هم بشکنید

کشتنش را اراده کرده اید

اما خدا بر او گشایش داد

گمان کردید بین شماست

چه شد؟ چگونه خارج شد؟

کجا رفت؟ چگونه رفت؟

کی رفت؟ آیا رفته است؟

ای گروه شر! بازگردید

که دیگر صبحگاه بردمیده است

او در فاصله یک گامی شماست

به غار تاریکی پناه برده است

عنکبوت تار تنیده است

شما را در گمراهی سرگردان کرده است

دو کبوتر آشیانه ساختند

تا گشایش را نظاره‌گر باشند

آری نجات یافت نجات یافت

پرودگار ما اجابت کرد

دعا و آرزویمان را

آری نجات یافت نجات یافت

مژده به همه مؤمنان

پیامبر نجات یافته است

آری نجات یافت نجات یافت

 

آزادی گوهر حقیقی اسلام

مریم رجوی – رمضان ۱۳۹۱

کنفرانس بین‌المللی عربی اسلامی افطار ماه مبارک رمضان

پیامبر ما، محمد (ص) هنگامی که برانگیخته شد، پیام‌اش ساده و کوتاه بود: قولوا لااله الاالله تُفلحوا

بگو نیست خدایی جز او تا رستگار و آزاد شوید.

این پیامی است که امروز نیز همه را فرامی‌خواند: بگو دیکتاتورها سرنگون می‌شوند

بگو فاشیسم ولایت فقیه شکست می‌خورد

و بگو مظاهر ستم و بندگی فرو می‌ریزند تا رستگار شوید.

خواهران و برادران عزیز

دین ما دین پیامبری است که خدا درباره او گفته است که برای باز کردن‌ِ زنجیر از دست و پای مردم آمده است: وَیضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کانَتْ عَلَیهِمْ.

باز کردن زنجیر از دست و پای مردم یعنی آزادی از جبر و تحمیل،

یعنی آزادی از اختناق

یعنی آزادی از هر گونه ستم و بهره‌کشی.

در حقیقت مهم‌ترین وجه تمایز اسلام حقیقی با تلقی بنیادگرایانه از اسلام همین است.

یک طرف اسلام مدافع ستم و تجاوز و استثمار یک‌طرف اسلام مخالف بهره کشی و استبداد.

آری، اسلام دین آزادی است. خدای ما خدای آزادی است.

در انسان‌شناسی توحیدی آدمی با آگاهی و آزادی شناخته می‌شود. انسان موجودی است مختار و از حق آزادی و انتخاب برخوردار است.

همبستگی علیه بنیادگرایی

مریم رجوی-۱۳خرداد ۹۶

همان‌طور که همه شما می‌دانید، اسلام، در سرچشمه‌اش پرچمدار آرمان برادری در جهان بشری است. این آن واقعیت اسلام است و واقعیت اسلام واقعی. و حضرت محمد (ص) مردم را به‌همزیستی مسالمت‌آمیز با صاحبان عقاید و ادیان دیگر موظف کرد.

او به ایمان‌آورندگان آموخت که اختلاف میان خود را نوعی رحمت بدانند.

بر این اساس ما می‌گوییم دعوا میان شیعه و سنی، مسلمان و مسیحی نیست. جنگی میان تمدنها در کار نیست.

بلکه کشاکش و جنگ اصلی میان استبداد و بنیادگرایی است از یک‌طرف و آزادی و دموکراسی از طرف دیگر است.

نفی هر گونه اجبار در دین هم‌چنین برای اصل جدایی دین و دولت راه باز می‌کند، و جایی برای استبداد تحت نام خدا و تبعیض مذهبی باقی نمی‌گذارد.

به‌قول مسعود، رهبر مقاومت ایران، «شکوفایی واقعی اسلام در عدم استفاده از هر گونه تبعیض و امتیاز

و اجبار سیاسی و اجتماعی میسر است».

بله، ما‌ می‌توانیم بر سر یک اصل اساسی با هم وحدت داشته باشیم اصلی که تار و پود اسلام از آن سرشته شده است؛ و آن نفی اجبار دینی است.

روح اسلام از هر چه اجبار، اکراه و ممنوعیت تحمیلی بیزار است.

از حجاب اجباری تا واداشتن مردم به روزه و نماز آن هم با شلاق و ارعاب تا جلوگیری از احداث مساجد اهل سنت

و به‌خصوص حکومت تحمیلی با سوء‌استفاده از نام خدا و اسلام.

ترانهٔ عربی

ای پروردگارم درود و سلام پیوسته و همیشگی ات را

بر حبیب خود بفرست که بهترین خلق تو است

ای پروردگارم درود و سلام پیوسته و همیشگی ات را

بر حبیب خود بفرست که بهترین خلق تو است

محمد ای سرور دو جهان و ثقلین (کتاب و عترت)

محمد ای سرور دو جهان و ثقلین (کتاب و عترت)

و از گذشته‌های ما در گذر ای کرم گستر

او عشقی است که امید شفاعت و یاریش می‌رود

او عشقی است که امید شفاعت و یاریش می‌رود

در هر حالتی که انسان در سختی قرار می‌گیرد

ای پروردگارم درود و سلام پیوسته و همیشگی ات را

بر حبیب خود بفرست که بهترین خلق تو است

خداوندا درود جاودان خود را

بر حبیب خود بفرست که بهترین خلق توست

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط