اگر بنزین را گران کنید، ایران سراسر آتش؛ پیام عملیاتهای کانونهای شورشی چیست؟
۱۴۰۵/۶/۹
در روزهای گذشته شاهد شصت پاسخ آتشین و انفجاری کانونهای شورشی به طرح گران کردن بنزین بودیم؛ عملیاتی که یک پیام روشن برای رژیم دارد: ایران بدون صاحب نیست و سرنوشت آن را مردم ایران خواهند نوشت.
گفتگو با میثم ناهید
میپردازیم به ادامه برنامه. در روزهای گذشته شاهد شصت پاسخ آتشین کانونهای شورشی به گران کردن بنزین بودیم که کانونهای شورشی خطاب به رژیم اعلام کردند: «اگر گران کنید، مانند ۹۸ ایران تماماً آتش.»
منتخبی از تصاویر این شصت پاسخ آتشین را ببینیم. در ادامه بیشتر به این موضوع میپردازیم.
ولی فقط آتشین نبود؛ انفجاری و آتشین بود. حتی بهاصطلاح فاز و دوز انفجاری بالاتر از آتشین بود و میبینیم که انفجارها دارد بیشتر و بیشتر میشود.
بله، خب میخواهیم راجع به همین صحبت کنیم که پیام این عملیاتها چه هست؛ آن هم در این شرایط مشخص و با وجود همه اقداماتی که رژیم دارد میکند، در این شرایط برای این که مانع فوران شعلههای قیام بشود.
فکر میکنم عملیاتی که روز پنج شهریور، شامگاه پنج شهریور، انجام شد، منتخبی از تصاویر شصت عملیات، یک پیام خاص داشت که در اعلامیهای که خود کانونهای شورشی کرده بودند، برجسته بود. آن هم این بود: «اگر خطاب به مجتبی و رژیمش و پزشکیان، اگر بنزین را گران کنید، ایران سراسر آتش.»
و یک پیام عام و تاریخی هم داشت که من بعد به آن میپردازم.
اما پیام خاص، منظور چیست؟
چرا کانونهای شورشی دقیقاً روی «بنزین» دست گذاشتند؟
اگر بنزین را گران کنید، خب خیلی هوشیارانه کانونهای شورشی انگشت گذاشتند روی نقطه درد. یک اصطلاح در علم بیزینس هست و مسئله دیگر، روی درد رژیم؛ درد امروز رژیم که آن هم موضوع بنزین است.
بنزین برآیند وضعیت بحرانی رژیم، چه از نظر اقتصادی، چه از نظر اجتماعی، چه از نظر بینالمللی و چه از نظر داخلی است.
ببینید، کشوری که دومین دارنده نفت در جهان هست، الان با چنان بحران بنزین روبهروست که رسماً میآیند میگویند کفگیر به ته دیگ خورده و هشدار پشت هشدار.
این از جنبه اقتصادی است. از جنبه اجتماعی، هشدار پشت هشدار که آبان ۹۸ در انتظار است. بعضیهایشان همان دفعه قبل که ما صحبت کردیم، سایت جماران رژیم، هشدارش بود که کدام آبان ۹۸؟ ای کاش آبان ۹۸ در انتظارمان باشد؛ بسا فراتر از آبان ۹۸، قیامی در انتظارمان است که فرقش با آن موقع این است که این دفعه سازمانیافته و مسلحانه است.
خب، از آن طرف میبینیم که این وضعیت یک دومینو در رژیم ایجاد کرده؛ یک چرخه بحران که از اقتصاد شروع میشود، به بنزین راه میبرد و بنزین هم میرود به مسئله اجتماعی.
و مسئله اجتماعی هم که همین خروجیاش بحران قیام است، راه میبرد به جدال شدید و بیسابقه درون رژیم.
آیا بحران بنزین به شکاف در رأس رژیم دامن زده است؟
اکنون روزها میبینیم که پزشکیان عملاً روبهروی مجتبا ایستاده. مجتبا میآید پیام میدهد که با هم دعوا نکنید؛ پزشکیان شب بعد میرود توی تلویزیون رژیم و به اسم تأیید حرف مجتبا، روبهروی حرف مجتبی میایستد و مخالفت میکند با حرفها و راهبرد او.
این چرخه، اگر دقیق کنیم، میبینیم که نهتنها رو به پایین رفتن نیست، بلکه رو به تضاد، رو به افزایش و رو به تشدید است.
بنابراین کانونهای شورشی بسیار هوشیارانه انگشت گذاشتند روی همین نقطه ضعف جدی رژیم.
و الان رژیم اگر برای گرانی بنزین باید ده بار فکر میکرد، با این عملیات، با این هشدارها، باید بیست بار فکر کند.
اما من یک اشاره هم کردم؛ میروم به پیام تاریخی.
پیام تاریخی کانونهای شورشی چیست؛ ایران را چه کسی باید اداره کند؟
ببینید، به نظر من پیام تاریخی این عملیات کانونهای شورشی و عملیاتهای کانونهای شورشی و اصلاً خود پدیده کانون شورشی و ارتش آزادیبخش، الان یگانهای ارتش آزادیبخش، این است که ایران بدون صاحب نیست.
گذشت، گذشت آن زمانهایی مثل انقلاب مشروطه، کودتای ۲۸ مرداد و انقلاب ضدسلطنتی که شیخ و شاه با پشتیبانی استعمار مینوشتند سرنوشت را برای ایران.
الان سرنوشت ایران را کسی دیگر مینویسد؛ مردم ایران هستند که با رفتن به کمبودهای آن انقلابها و فرصتها و بزنگاههای گذشته که میتوانستند ایران را به یک دموکراسی هدایت کنند، و آن نقیصه نداشتن یک تشکیلات، یک سازمان، یک آرمان و آرمان پیشتاز، آن نقیصه رفع شده است.
و الان سازمانی دارند، تشکیلاتی پولادین دارند که دارای یک ارتش آزادیبخش در سراسر ایران است که ماحصل و خروجیاش همین عملیاتهای آتشین است.
و این سازمان است که در پیوند با جامعه ایران، جامعه منفجر ایران، سرنوشت ایران را خواهد نوشت.
ما بهتازگی سالروز کودتای ۲۸ مرداد را داشتیم. خیلی دردناکه، ولی من واقعاً هر گوشهاش را که میخوانی، آدم حسرت میخورد؛ آکنده از درد است.
یک نمونهاش روزولت، فرمانده عملیات سیاه در تهران برای همین عملیات، به قول خودشان «آژاکس»، کودتای ننگین ۲۸ مرداد، میگوید سیا برای من برای عملیات یک میلیون دلار فقط بودجه گذاشت که من فقط ۶۰ هزار دلار آن را خرج کردم.
برای چی؟ برای همین شعبان بیمخ و آن اراذل و اوباش و کاشانی، آخوندهایی مثل کاشانی و اینها.
و من با ۶۰ هزار دلار تونستم این کار رو انجام بدم؛ طوری که وقتی برگشتم واشنگتن، به من میگفتند چطور تونستی این عملیات رو انجام بدی؟ با خنده این رو میگفت.
چرا؟
دکتر مصدق بعد گفت یک نقیصه بود؛ نقیصه همین کانونهای شورشی، همین ارتش آزادیبخش، همین سازمان و تشکیلات انقلابی که این عملیات را تمام کرده.
که گذشت آن زمان.
