کودکان زباله‌گرد؛ تصویری تکان‌دهنده از فقر و واقعیت زندگی مردم ایران

۱۴۰۵/۶/۱۱

وقتی فقر را انکار می‌کنند، کودکان برای یک لقمه نان در سطل‌های زباله جست‌وجو می‌کنند

وقتی به شهرهای ایران نگاه می‌کنید، زخم‌هایی می‌بینید که ذهن و ضمیر مردم ایران را آزرده کرده است. دیدن تصاویر کودکان کار، به‌خصوص کودکان زباله‌گرد، قلب آدم را به درد می‌آورد. اما آن‌هایی که در این حکومت هستند، این تصاویر را چگونه می‌بینند؟ پیمانکارهایی که از همین زباله‌گردی، در واقع حق منطقه می‌گیرند، این کودکان را چگونه می‌بینند؟ مأموران جنایتکار شهرداری رژیم که این کودکان را به باد کتک می‌گیرند، چه ذاتی دارند؟ یک نمونه از همین فجایع را با هم ببینیم.

«نگویید جامعه فقیر است! جامعه فقیر این‌همه مسافرت نمی‌رود و خرج نمی‌کند. در اروپا این‌قدر آیفون نداریم که من در ایران دیدم. شما می‌بینید، بهترین گوشی‌ها را ما داریم. جدیدترین تلویزیون‌های عالم، یخچال‌ها... شما برو تو اروپا ببین چند درصد مردم سایدبای‌ساید دارند. این نشانه رفاه است.

کاش بروید آمریکا و اروپا را ببینید. نظام جمهوری اسلامی خیلی کار کرده و سطح رفاه را بالا برده است. شما می‌دانید در معیارهای جهانی، زباله‌گردی نشانه پیشرفت یک کشور است؟ کشور فقیر اصلاً زباله ندارد که کسی برود زباله بگردد! زباله مال کشور پولدار است.

نکته دوم، شما به همین زباله‌گردها بگو ماهانه ۳۰ میلیون می‌دهیم، اگر آمد برای شما کار کند!»

زباله‌گردی نشانه پیشرفت نیست؛ نتیجه فقر و استثمار است

تحمل و شنیدن این صحبت‌ها واقعاً کار سختی است. هیچ کجا در دنیا زباله‌گردی نشانه پیشرفت نیست. اصلاً گفتن این بدیهیات کمی عجیب است؛ جز در فرهنگ این آخوندهای حکومتی که البته زندگی‌شان با مکیدن خون همین مردم تأمین می‌شود.

پیشرفت یعنی صنعت تفکیک زباله از مبدأ؛ یعنی جلوگیری از آلوده‌شدن طبیعت و محیط‌زیست؛ یعنی با انرژی کمتر و بازیافت، محصول را بازتولید کردن؛ نه اینکه انسان‌ها تا کمر در سطل‌های زباله فرو بروند و آشغال‌ها را کنار بزنند تا یک لقمه نان بخورونمیر برای خود و خانواده‌شان تأمین کنند.

در علم اقتصاد، زباله‌گردی نتیجه فقر، بیکاری، تورم، نابرابری در درآمد، نبود حمایت‌های اجتماعی و استثمار نیروی کار است. زباله‌گردی در همه‌جای جهان نشان‌دهنده این عوامل است، اما برای این آخوندهای حکومتی نشانه‌ای از پیشرفت است!

وقتی فقر، کودکان را به خیابان می‌فرستد

علاوه بر خطرات بهداشتی و جسمی، یکی از مهم‌ترین پیامدهای زباله‌گردی، آسیب‌های شدید روانی و اجتماعی است. کسی که باید در انظار عمومی سطل‌های زباله را هم بزند و با گونی خیابان‌ها را بگردد، چه احساسی در جامعه دارد؟ آیا احساس پیشرفت می‌کند یا هر لحظه برای او یک ضربه روحی محسوب می‌شود؟

مردم از سر فقر و ناچاری به چنین کارهایی دست می‌زنند. چند جمله از یک هم‌وطن را بشنویم:

«مسئولینی که سفره مردم را روزبه‌روز خالی‌تر می‌کنند! هر روز حداقل بالای ۵۰ نفر می‌آیند اینجا و می‌گویند: من ۶ ماه است گوشت نخورده‌ام، ۲ ماه است گوشت نخورده‌ام، یک سال است گوشت نخورده‌ام. نه دنبه می‌تواند بخرد، نه استخوان، نه تخم‌مرغ! مردم دیگر نمی‌توانند زندگی کنند. اصلاً بروید در مغازه‌ها ببینید چه به روز مردم می‌آید!»

بله، چند ماه و بعضاً یک سال است که گوشت نخورده‌اند و سرپرست خانواده یا کودکان را راهی خیابان‌ها برای زباله‌گردی می‌کنند.

شرایط واقعی مردم ایران بسیار متفاوت از آن چیزی است که این آخوندهای حکومتی با وقاحت تمام مطرح می‌کنند. این روزها حتی افراد شاغل هم که از صبح تا شب زحمت می‌کشند، به تأمین حداقل‌های زندگی نمی‌رسند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط