«اغتشاش» دوباره ورد زبان رژیم شده؛ آخوندها از چه چیزی می‌ترسند؟

۱۴۰۵/۶/۱۲

چرا هم‌زمان با تشدید بحران‌های رژیم، تهدید علیه مردم و جوانان با اسم «مقابله با اغتشاش» بالا گرفته است؟ جنگ و سرکوب چگونه به ابزار حفظ نظام تبدیل شده‌اند؟

این روزها یک‌بار دیگه واژه «اغتشاش» و مقابله با اغتشاش مجدداً ورد زبان کارگزاران رژیم شده و پیامدش هم تهدید مردم و به‌خصوص جوانان رواج یافته. موضوع چیه؟ و چرا این زمان؟ همراه هستیم با خانم شهرزاد علوی تا این موضوع رو مورد بررسی قرار بدهیم.

قالیباف: «یعنی ما الان با یک جنگ ترکیبی روبه‌روییم که در آن محاصره دریایی خودش به معنای یک جنگ نظامی است و جنگ اقتصادی محور اصلی آن‌هاست و عملیات روانی پیچیده‌ای هم در حقیقت ضمیمه آن کرده‌اند. هدف دشمن از این جنگ ترکیبی این است که در داخل کشور اغتشاش و آشوب بخواهد درست کنه.»

آخوند اژه‌ای در نشست با شورای عالی قضایی: «اگر در داخل کشور بخواهند احیاناً امنیت ایران را به هم بزنند، همه در مورد امنیت ایران یک‌صدا هستند. اگر باز فکر خطایی به ذهنشان خطور کند و یک محاسبه غلطی داشته باشند که بخواهند آشوبی، اغتشاشی در ایران راه بیندازند، مطمئن باشند که پاسخ بسیار قوی و محکمی از ناحیه هم نیروهای انتظامی، امنیتی، اطلاعاتی و هم از طرف قوه قضاییه، برخورد بسیار قاطعی و قاطع‌تر از همه دوره‌های گذشته با آن‌ها انجام خواهد شد.»

همان‌طور که دیدیم، هم قالیباف، رئیس مقننه رژیم، و هم آخوند اژه‌ای، رئیس قضائیه رژیم، هر دو روی اغتشاش انگشت گذاشتند و بقیه کارگزاران رژیم هم سر اغتشاش ابراز نگرانی می‌کنند. اتفاقاً سر همین هم با هم اختلاف دارند. این به چه صورته؟

شهرزاد علوی: «همان‌طور که خودتان اشاره کردید، ابراز نگرانی از اغتشاش، که درواقع ترس و نگرانی از قیام هست، توسط تعداد زیادی از عوامل رژیم در باندهای مختلف آن مطرح می‌شود، ولی در رابطه با نحوه مقابله با آن اختلافات جدی دارند و به یکی از موضوعات مهم در جنگ گرگ‌ها تبدیل شده.

اما اختلاف چطوری است؟

جنگ یا مذاکره؛ گرگ‌های نظام برای نجات رژیم چه راهی را انتخاب کرده‌اند؟

باند پایداری و دارودسته کینگ مجتبی، در ترس از قیام، جنگ را راه‌حل می‌دانند، چون برای مقابله با قیام، جنگ و اعدام برای آنها مکمل یکدیگر است. چون جنگ سپر سیاسی و روانی است. فضای جامعه رو امنیتی می‌کنه. هر اعتراضی رو همراهی با دشمن و بحران اقتصادی رو هم به گردن جنگ می‌اندازه. و البته شکاف‌های درونی رژیم رو هم تا حدی می‌پوشاند. اعدام و بازداشت و سرکوب، ابزارهای داخل همین فضای امنیتی است و به همین دلیل اینها نمی‌خواهند و نمی‌گذارند که جنگ متوقف شود.

برای این جماعت، مثل خمینی ملعون، جنگ نعمت الهی است. چون یک اهرم کنترل جامعه است و دست آنها را در سرکوب و خفقان و کشتار بازتر می‌کند. و همان‌طور که می‌بینید، خیابان‌ها را از اراذل و اوباش حکومتی و با انواع حرکات مبتذل و چندش‌آور پر می‌کنند که هیچ حرکتی برخلاف نظر آنها شکل نگیرد. اینها بقای خودشون رو در جنگ و سرکوب می‌بینند و جنگ رو سپری در برابر قیام کرده‌اند.

باند دیگر، یعنی قالیباف و پزشکیان، که تا قبل از جنگ مستمراً زیرآب همدیگر را می‌زدند و روی هم پنجه می‌انداختند. البته در اساس رقابتشان بر سر قدرت و چپاول و سهم هر باند هست، اما در برابر قیام و سرنگونی، این اختلافات فرعی شده و برای مهار جامعه انفجاری در مقاطعی به هم نزدیک شده‌اند.

این یک پرانتز بود و ادامه می‌دهم:

این گروه راه‌حل جلوگیری و مقابله با قیام را در برقراری رابطه با آمریکا و برداشته شدن تحریم‌ها و حل مشکلات اقتصادی مطرح می‌کنند. اینها حرف از معیشت می‌زنند، ولی مذاکره و تفاهم برای اینها وسیله‌ای برای عقب‌نشینی حساب‌شده و حفظ رژیم هست و نه مسیری برای تأمین مردم. تکرار مسئله معیشت مردم بیشتر از آنکه از سر دلسوزی باشد، ناشی از ترس آنها است که سفره خالی مردم به قیام تبدیل بشود.

گرگ‌ها در رابطه با سرکوب و کشتار و چپاول هیچ اختلافی با هم ندارند. اختلاف فقط در شیوه و نوع چپاول و غارت است. و تحریم‌ها برداشته شود، شک نداریم که سرمایه مردم صرف تجهیز نیروهای امنیتی و نیابتی‌ها و انگل‌زاده‌ها خواهد شد؛ چنانچه سال‌ها همین بوده و تا این رژیم هست، خواهد بود.

اخیراً پزشکیان گفت از ۲۰ میلیون بشکه نفت فروختیم، پولش را مستقیماً برای ساخت موشک به سپاه دادیم. اون هم در این وانفسای مشکلات و مصائب اقتصادی مردم.

اگر قیام کابوس مشترک همه باندهاست، اختلافشان دقیقاً بر سر چیست؟

پس اگر بخواهم خلاصه کنم:

دارودسته کینگ مجتبی، جنگ را برای فضای امنیتی بیشتر، یعنی فرصت سرکوب بیشتر و خاموش کردن اختلافات و حفظ اهرم‌های نظامی و قدرت و چپاول بیشتر می‌خواهد. خود مجتبی هم پای اصلیش سمت جنگ‌خواهان هست.

دارودسته پزشکیان و قالیباف، ادامه جنگ را ویرانی بیشتر اقتصاد و بیشتر شدن احتمال قیام می‌دانند و می‌خواهند با مذاکره و کاهش فشار، زمان بخرند.

البته هر باند هم می‌ترسد که در نتیجه جنگ یا تفاهم، قدرت و منافع مالی نصیب رقیبش شود و شکست به گردن او بیفتد.

پس اختلاف اصلی بر سر صلح و معیشت یا جنگ و دفع متجاوز نیست؛ بر سر شیوه نجات رژیم و سهم هر باند از قدرت بعد از بحران است.»

اینکه شما می‌گید مجتبی گفته جنگ اولویتش هست، اما گفته بود من به اکثریت شعام گردن می‌گذارم. این رو چی می‌گید؟

شهرزاد علوی: «من با اشاره به عملکردهای مجتبی به شما جواب می‌دهم. مجتبی هنوز جوهر امضای تفاهم با آمریکا خشک نشده بود که گفت من علی‌الاصول موافقت کرده بودم و با این علی‌الاصول، جنگ گرگ‌ها رو در مدار بسیار بالایی کلید زد.

در جنازه‌گردانی خامنه‌ای، انتقام رو توسط عناصر خودش مطرح کرد.

دبیر شعام که ذوالقدر بود را با محسن رضایی که بلندگوی جنگ‌طلب مجتبی است عوض کرد.

سایت صدای ایران که سایت رسمی بیت خامنه‌ای است نوشت که کلان‌ایده جنگ باید به تمام شئونات کشور حاکم باشد. کلان‌ایده جنگ یعنی روح و نگهدارنده این رژیم و حل مشکل بقای این رژیم، جنگ است.

و در ادامه توضیحاتی که در پاسخ به سؤال اول شما دادم، رژیم برای مقابله با مقاومت سازمان‌یافته و کانون‌های شورشی و جامعه انفجاری، به فضای امنیتی جنگ برای کنترل و سرکوب و اعدام افسارگسیخته‌اش نیاز دارد.

جنگ و سرکوب کلید بقای رژیم است.»

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط