بهسوی پیروزی؛ شصت و یکمین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران؛ قسمت اول
۱۴۰۵/۶/۱۳
از ۱۵ شهریور ۱۳۴۴ تا امروز؛ ۶۱ سال مبارزه برای آزادی ایران چگونه طی شد؟
از سه جوان تا یک مسیر ۶۱ساله؛ آیا سفر مجاهدین به سوی پیروزی به مقصد نهایی نزدیک شده است؟
سلام به آزادیخواهان و آزادیپویان ایرانزمین! با ویژهبرنامه «بسوی پیروزی» در شصتویکمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران، از سیمای آزادی در خدمت شما هستیم و امیدواریم فرصت همراهی با ما را داشته باشید.
من هم خدمت شما بینندگان عزیز سیمای آزادی سلام عرض میکنم و خیلی خوشحالم که در سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین با این ویژهبرنامه میهمان شما عزیزان هستیم.
ما در برنامه «بسوی پیروزی» قصد داریم از سفر شکوهمندی بگوییم که شصتویک سال ادامه داشته و حالا در آستانه رسیدن به مقصد و تحقق آن هدف تابناک است؛ هدفی که در ایران آزاد و آباد خلاصه میشود.
همراه با شما عزیزان به مرور فرازهایی از تاریخچه مقاومت ایران خواهیم پرداخت؛ با سرودها و نغمههای مقاومت همراه میشویم و در خلال برنامههایمان گفتگوهایی هم با مجاهدین خواهیم داشت که هر کدام از این سفر شصتویکساله، گفتنیهای بسیار دارند.
«بسوی پیروزی» را با کوبش طبلهای مقاومت و شورشگری آغاز میکنیم که برای همه رهروان این مسیر، طنینی آشنا و پرمعنا دارد.
شصتویک سال پیش، درست در همین روزها، سه جوان دست در دست هم گذاشتند و مسیری را آغاز کردند که حالا به یگانه راه آزادی و استقلال ایران تبدیل شده. مسیری که اگرچه دشوار و پرفراز بود، اما دستاوردهای بسیار گرانبهایی داشت.
محمد حنیفنژاد به همراه یاران پاکبازش، سعید محسن و اصغر بدیعزادگان، در روز ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴، سازمان مجاهدین خلق ایران را تأسیس کردند و بذرهای مبارزهای شگفت را در خاک ستمزده میهن ما کاشتند. آن بذرها حالا به جنگلی رویان تبدیل شدهاند و آن مبارزه دامنهای جهانی پیدا کرده است.
یاد بنیانگذاران کبیر سازمان مجاهدین خلق ایران را گرامی میداریم و با فرازی از همان گام نخستین همراه میشویم.
سی خرداد ۶۰؛ چرا این روز به خط سرخ میان تسلیم و مقاومت تبدیل شد؟
وقتی کتاب تاریخچه مجاهدین را ورق میزنیم، با فصلهای بسیاری مواجه میشویم. بدون شک یکی از مهمترین و درخشانترین فصلهای این کتاب، فصل مربوط به سی خرداد است.
بله، سی خرداد همان روز تاریخی و بینظیری است که به یک سرفصل تبدیل شد و خط سرخی بین تسلیم و مقاومت ترسیم کرد. مجاهدین از روز پیروزی انقلاب ضدسلطنتی تا سرفصل سی خرداد ۱۳۶۰، تمام تلاششان را کردند تا در جریان یک مبارزه مسالمتآمیز دو و نیم ساله، آزادیهای برآمده از انقلاب ضدسلطنتی را حفظ کنند و مانع از برخورد قهرآمیز شوند.
در این مسیر کتکها خوردند... سرها و چشمها و دستها از دست دادند... بیش از پنجاه تن از اعضا و هواداران مجاهدین شهید شدند، اما مجاهدین در یک انضباط تشکیلاتی شگفتانگیز، مقابلهبهمثل نکردند تا امکان مبارزه مسالمتآمیز همچنان باقی بماند.
وقتی تظاهرات ۵۰۰ هزارنفره به گلوله بسته شد، چه راهی باقی ماند؟
اما وقتی خمینی تظاهرات پانصدهزارنفره مردم تهران را به گلوله بست، دیگر آخر خط بود. از آنجا به بعد دو راه بیشتر در برابر مجاهدین وجود نداشت: یا تسلیم و تن دادن به دیکتاتوری ولایت فقیه، و یا مبارزه و مقاومت تمامعیار
