۱۴۰۵/۵/۳۰
کامنت؛ از «آرمانهای عظما» تا پوشک بچه؛ آشفتهبازار حکومتی
۱۴۰۵/۶/۱۲
بابک اینو دیدی؟
یه سلامی علیکی چیزی.
دوستان سلام. به کامنت این هفته خوش آمدید. آخه هر هفته سر این سلام یه بحثی داستانی چیزی پیش میاد. من گفتم بیمقدمه برم سراغ اصل مطلب. حالا اینو دیدی؟
چی رو؟
اینو.
بنده در این فرصت به همهٔ کارکنان و مدیران فعال دستگاههای دولتی و بهخصوص رئیسجمهور صادق و دلسوز دولت چهاردهم تبریک و خداقوت میگویم خصوصاً با توجه به اقدامات شایستهای که صورت دادهاند.
دیدی؟ کلی قربون صدقه رئیسجمهور ناتراز نظام رفت. صادق و دلسوز و شایسته و. تازه بعد هم زرشکیان جوابشو داد. اون هم کلی پپسی براش باز کرد. اینا ها. پیام پرمهر و مدبرانه و رهبر عالی قدر و.
کجا؟
هیچی دیگه بریم دیگه. حرفی باقی نمیمونه که. بینندگان عزیز این هفته کامنت نداریم. دیگه نظام در اوج وحدت و وفاق و یکدستیه. دیگه چه خبری؟چه کامنتی؟
بابا صبر داشته باش. کجا؟ این شروع داستان بود. کینگ مجتبی یه آبی اولش به زرشکیان داد. بعد تیزی رو درآورد بد سری از خودش و دولتش برید:
ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیر سازد.
ای بابا. تو ولیفقیه هستی یا بوقلمون؟ این دستت به اون دستت میگه غلط اضافه نکن. بالأخره ما کدوم حرفت رو باور کنیم؟ اون رئیسجمهور دلسوزی رو که گفتی یا اینکه ضعفها رو میگه و دلها رو سرگردان میکنه؟
ولی بابک زرشکیان خودش قبلاً هم گفته بود که کارش اینه که تیرها رو بخوره تا تیرها به کینگ مجتبی نخوره. یعنی میخوام بدونی که زرشکیان حساب کار دستشه. این حرفها رو به جون خریده. ایناها:
من میگم اصلاً دولت فدایی رهبریه. هر دولتی. الآن آقای پزشکیان به من میگفت، من میگفت وایستادم مثل شیر. هر تیری باید به من بخوره. تیر نباید به رهبری بخوره.
پزشکیان برای کینگ مجتبی تیر بخوره؟ معلومه هنوز این موزمار رو نشناختی.
ئه. چیکار کرد مگه؟
هیچی یه لگد چرخشی با دوتا فیلیپینی. گذاشت تو منویات کینگ مجتبی و بابای به درک رفته اش.
ای بابا هرچی از دهنش دراومد که گفت. حرف مفت میزنه و عقل نداره و. چی شد پس؟ ولیفقیه مدبر و پرمهر بود که. فکر کنم داستان همون داستان امضائه اس. این هنوز پشتش به اون امضایی که پای تفاهمنامه انداخت گرمه. هنوز سوار یابوئه.
نه بابا امضا چیه؟ علتش ترس از لبه اس.
نباید کاری بکنیم آنهایی که مثلا با آن در حقیقت اگر فشار بهشان بیاید دیگر مردم الآن در لبهاند من یک فشار دیگر بیاورم ممکن است از لبه بیفتد پایین
چی گفت؟ مردم در لبه اند؟ مردم در کدوم لبه اند؟
حکایت همون مورچه اس که داشت غرق میشد گفت دنیا رو داره آب میبره. بابا مردم که سر جاشون. اونیکه لب پرتگاهه کینگ مجتبی و پزشکیانه:
خب از قدیم گفتن زدی ضربتی ضربتی نوش کن. مجتبی یه لگد زد. پزشکیان هم جوابشو داد دیگه تموم دیگه هان؟
تموووووووم؟ نخیر شروع. بعدش سخنگوی پزشکیان وارد شد.
مهاجرانی رو میگی؟
نه اون سخنگوی دروغهای شاخداره، یکی هست بهنام قائم پناه که سخنگوی جملات سیخدار به کینگ مجتبی ست:
این کلاً گفتمانش گفتمان بدیم بره اس. میگه بدیم بره. غنیسازی. موشکی همه رو بدیم بره.
الآن پزشکیان با حرفای این موافقه؟
پزشکیان که سهله پسر پزشکیان هم باهاش موافقه. ایناها. بلافاصله اومده پشتش میگه حیات ما غنیسازی وابسته نیست. غنیسازی نکنیم نمیمیریم.
ای بابا از انرژی هستهیی حق مسلم ماست رسیدن به اینجا؟!ولی بابک ببین بسیجیها تو سیرکای شبونه ساکت نمیشینن. اونا جواب اینو میدن.
بابا بسیجی چیه؟ سیرک شبانه چیه؟ الآن خود اصولگراها هم گیر کردن. بیا این مشاور قالیبافه. خیر سرش اصولگرا هم هست.
ای بابا اینکه اصولگرا بود. بعد چرا آرمانهای عظما رو گذاشت کنار پوشک بچه؟. خب این بسیجیها رو فشاری میکنه دیگه:
حق دارن. فشاری چیه؟باید سکته میکردن. آخه اگه این ریگی تو کفشش نبود چرا عظما رو با پوشک بچه مقایسه کرد؟ این همه چیز گرون شده. عدل تو باید پوشک بچه رو بگی؟ الآن هرکی بره سر قبر عظما یاد پوشک میافته.
این دقیقاً مسأله ذهنی بوفالوی ولایت هم شده.
ما شهادت با عظمت مقام معظم رهبری را ببریم با پوشک و قیمت پوشک کنار هم بگذاریم آخه این چرا اینجور حرف میزنند آخه؟
راست میگه. چرا اینجور حرف میزنن آخه؟
بابک: اینجا هم همون داستانه لبه اس. لبه پرتگاه. طوفان قیامی که تو راهه
خب بریم سراغ کامنت یه جمله ای.
کامنت یه جملهای نمیخواد. اون کلیپو پخش کن لطفا.
بفرما ما تو این برنامه به سبزعلی رضایی گفتیم فیلدمارشال. مجری تی وی ریش هم برگشت همون رو بهش گفت. من واقعاً به این دستاندرکارای تی وی ریش میخوام بگم کامنت رو نگاه نکنید بابا. ما اینجا به ریشتون میخندیم. بعد همینا رو برمیدارید خودتون هم به خودتون میگید؟ خب همین مسخره بازار میشه دیگه.
کامنت این هفته هم به پایان رسید و تا دیداری دیگه خدانگهدار همگی.
ممنون که با ما همراه بودید و خدانگهدار.
لینک های مرتبط:
حرف حساب ـ شماره ۲۰ ـ سانسور کینگ مجتبی در صدا و سیمای خودش
