شجرهی پایداری، از خون تا آزادی؛ ۶۱ سال مبارزه مجاهدین خلق چگونه گذشت؟
از بنیانگذاری سازمان در سال ۱۳۴۴ تا شکنجه و اعدام، رویارویی با دیکتاتوری شاه و شیخ و شکلگیری ارتش آزادیبخش؛ سازمان مجاهدین خلق ایران چگونه این مسیر پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشت؟
سازمان مجاهدین خلق ایران روز ۱۵ شهریور، شصتویکمین سالگرد تأسیسش را پشت سر گذاشت. اما این مسیر چگونه و در چه فرازهایی طی شد؟
از خاک پرغبار استبداد، ریشهای جوانه زد؛ ریشهای که تشنه آزادی بود و سیراب از آرمان رهایی. این قصه، حکایت پرداخت قیمت است؛ قیمت سنگین ایستادگی در برابر ستم تا پیروزی و آزادی مردم، چون خورشید بر بلندای تاریخ بدرخشد.
از سال ۱۳۴۴ تا ۱۴۰۵، سازمان مجاهدین خلق ایران گامبهگام با ایمان و فدا این مسیر پرفرازونشیب را پیموده است. این سفر، سفر خون و مقاومت، سفر حماسههای باشکوه است.
در دهه ۴۰ خورشیدی، وقتی دیکتاتوری شاه بر جان و زندگی مردم چیره بود و راه هرگونه آزادی بسته بود، در ۱۵ شهریور ۱۳۴۴ سه تن از آگاهترین و متعهدترین فرزندان این میهن، با درکی عمیق از جهانبینی توحیدی و انقلابی، بذر سازمان مجاهدین خلق ایران را کاشتند؛ محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان. از همان آغاز، بنیانگذاران پاکباز، بنای سازمانشان را بر فدا و صداقت گذاشتند.
سال ۱۳۵۰، با دستگیری، شکنجه و زندان، بهای سنگین انتخاب آگاهانه خود را پرداختند و با خون پاکشان این شجره طیبه را آبیاری کردند.
سازمان در دهه ۵۰، با مبارزه مسلحانه، روشنگریها و سازماندهیهایش، نقش بیبدیلی در شعلهور ساختن قیام مردم علیه رژیم شاه ایفا کرد. در این سالها، ضربات و توطئههای ساواک علیه سازمان بیوقفه بود، اما اراده مبارزه برای آزادی، فراتر از ضربات، با پرداخت بهای سنگین، مبارزه را پیش میبرد.
چگونه مجاهدین از سختترین ضربات دهه ۵۰ عبور کردند؟
سال ۱۳۵۴، در بحبوحه زندانها و شکنجهها، اپورتونیستهای چپنما با خیانتی آشکار برای متلاشی کردن سازمان مجاهدین خلق ایران دست به جنایت زدند، اما سازمان مجاهدین خلق ایران با هدایت مسعود رجوی، این خیانت و جنایت را پس زد و با تمرکز بر مبارزه علیه دیکتاتوری، این سرفصل خطرناک را پشت سر گذاشت.
مجاهدین در کنار مردم و دیگر انقلابیون، نقش کلیدی در پیروزی انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷ ایفا کردند، اما خمینی بهسرعت آزادیهای مردم را مصادره و استبداد مذهبی را بر کشور حاکم کرد. سازمان مجاهدین در دو سال و نیم پس از انقلاب، با هوشیاری به افشای ماهیت ضدآزادی خمینی پرداخت و بر ضرورت دفاع از حق حاکمیت مردم پای فشرد.
در ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰، تظاهرات مسالمتآمیز ۵۰۰ هزار نفره مجاهدین در تهران، به فرمان خمینی آماج گلولهها قرار گرفت و خمینی هیچ راهی جز مبارزه مسلحانه باقی نگذاشت. هرچند پیش رو مسیری با بهای سنگین از دستگیری، شکنجه، اعدام و تیرباران بود، اما مجاهدین با فدا و پرداخت تمامعیار، بهای مبارزه برای آزادی را باز هم با بذل جان و خان و خانمان پرداختند.
در این مسیر، سازمان مجاهدین خلق ایران نهتنها صحنه مبارزه را خالی نگذاشت، بلکه هر روز فرازی بر دفترچه زرین مقاومت افزود. سال ۱۳۶۶، ارتش آزادیبخش ملی ایران در جوار خاک میهن تأسیس شد.
آیا عملیات چلچراغ و اعدامهای ۶۷ نقطه عطف دیگری در این مسیر بود؟
در خرداد ۶۷، در عملیات چلچراغ، شهر مهران تسخیر شد و خمینی را وادار کرد که در وحشت از استمرار این سلسله عملیاتهای درخشان، جام زهر آتشبس را سر بکشد و اینطور مجاهدین تنور جنگطلبی خمینی را که گفته بود جنگ را تا ۲۰ سال هم طول بکشد و تا یک خانه در تهران هست ادامه میدهیم، گل گرفتند.
خمینی جنایتکار حتی از زندانیان دستبسته و محاکمهشده هم نگذشت. در یک فتوای جنایتکارانه نوشت که «هر کس در هر مرحلهای اگر بر سر موضع هست، اعدامش کنید». خمینی میخواست سر موضع بودن را به عبرتی تبدیل کند که کسی جرأت تکرار آن را نداشته باشد، اما ۳۰ هزار زندانی مجاهد و مبارز، با بهای جان، سر موضع بودن را به افتخاری برای هر کسی که ایستادگی بر سر اصول و مبارزه برای آزادی را انتخاب کرده، تبدیل کردند.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
