تحقق پیام حنیف کبیر از شکنجهگاه اوین در شصت و یکمین سالگرد سازمان مجاهدین خلق ایران
۱۴۰۵/۶/۱۵
شصت و یکمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران
قسمت دوم
۶۱سال نبرد بیوقفه و بیامان با شاه و شیخ برای نخستین بار در تاریخ ایران
شصت و یکمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران با آرمان ضداستبدادی، ضداستعماری و ضداستثماری با رود خروشان خون شهیدان
تحقق پیام حنیف کبیر از شکنجهگاه اوین
در شصت و یکمین سالگرد بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران
پیام حنیف از شکنجهگاه اوین- بهار ۱۳۵۱
- انتظار دارم قبل از آنکه به بیان تنها عامل پیروزی خود که تنها ضامن پیروزی آرمانهای ملی است بپردازم از همهٔ رفقا و برادرانی که در جنبش مسلحانهٔ ما سهیمند، تقاضا کنم که بهخاطر حفظ نوامیس و ارزش غایی کلمات و از آنجا که پیوسته در معرض تمایلات و جملات نغزی بوده که سطور حاضر در قیاس با آنها چیزی شمرده نمیشود، به تشریح این نکته بپردازم که سوابق درخشان انقلابی گروه مجاهدین خلق دستآوردهای انقلابی فراوانی را فراهم کرده که با برخورداری از آنها و درک روح مفاهیم در پس کلمات میتوان بهخوبی در مسیر آرمانهای انقلابی گام برداشت و آنها را با پروسهٔ خلاق و دائمی تئوری ـ عملی روزبهروز غنیتر و غنیتر ساخت. بههرحال رمز پیروزی ما در حفظ وحدت دائمی سیاسی و تشکیلاتی گروه است که در مساعی زیر متجلی میگردد:
- ۱ ـ وحدت تشکیلاتی
- ۲ ـ وحدت استراتژیک
- ۳ ـ وحدت ایدئولوژیک
- به این ترتیب تنها ضامن پیروزی حفظ دقیق اصول راجع است به وحدت که تنها و تنها از طریق اصول
- ۱ ـ انتقاد و انتقاد از خود
- ۲ ـ اصل ادامهٔ بقای پیشتاز حفظ میشود.
- محمد حنیفنژاد
مسعود رجوی ـ نیمه شهریور ۷۸
وقتی که در نیمه شهریور ۱۳۴۴ سازمان مجاهدین خلق ایران توسط حنیف کبیر و یارانش بنیانگذاری شد، دوازده سال از کودتای ۲۸ مرداد علیه مصدق پیشوای (نهضت) ملی ما میگذشت، و از ۲۸ مرداد سال ۳۲تا شهریور سال ۳۹ بهمدت ۷ سال خفقان و اختناق کامل برقرار بود.
تا قبل از سال ۵۰ مجاهدین خوب هیچ اسم و رسمی نداشتند و این نخستین نیروی سازمانیافته انقلابی بود که در دوران سلطنت برای اولین بار توانست برای مدت ۶ سال در فاصله سالهای ۴۴ تا ۵۰ مبارزه مخفی بکنه، بهدور از چشم رژیم و ساواک ۶سال دوام آورد و آماده میشد برای ورود بهعمل، اما بعد از سال ۵۰ بود که طنین اسم مجاهدین، بعد از موج دستگیریهای اولیه و شکنجهها و شهادتهای آن دوران در ایران پیچید و در قلب جوانهای مسلمان و نیروهای آگاه و مبارز مخصوصاً دانشجوها و همه مشتاقان رهایی از ستم دیکتاتوری جا باز کرد، در آن سالهای ۴۹ و ۵۰ و بعدش مردم به عیان میدیدند که آگاهترین و فداکارترین فرزندان فدایی و مجاهد آنها که اگر میخواستند میتوانستند زندگی کاملاً مرفهی داشته باشند تمام هستی خودشان را در طبق اخلاص گذاشتند و بدون اینکه برای خودشان چیزی بخواهند برای رهایی میهن و برقراری آزادی و حاکمیت مردم، برای برابری و برای نفی بهره کشی مبارزه میکنند، بهرغم ترهات رژیم شاه که مجاهدین را تروریستهای مارکسیسم اسلامی میخواند، مردم از مجاهدین بهعنوان یک نیروی انقلابی، مسلمان؛ آزادیخواه و میهنپرست استقبال میکردند و بالاترین اعتمادها را هم نثار میکردند.
آن قدر که بسیاری از روحانیان و تقریباً همه آخوندهای خمینی چی بعدی، هژمونی سیاسی و ایدئولوژیکی مجاهدین را پذیرفتند.
مسعود رجوی ـ ۲۰شهریور ۱۳۸۹
سلام بر حنیف و سعید و بدیع زادگان ، سلام بر رزم بیامان بیوقفه ، لاینقطع ، خطیر با دریایی از خون و رنج و رزم از کجایش بگویم.
از حنیف تا سردار خیابانی، از اشرف تا مریم و زادگانش و یکایک شما از ضربه اول شهریور ۱۳۵۰ و جریان چپ نمای اپورتونیستی بگویم یا از مهیبترین بمبارانها الله الله.
از قتلعام زندانیانمان بگویم یا از شکنجههای اوین و کهریزک الله الله.
از ۱۷ ژوئن و حبس مریم و مشعلهای شعلهور و فروزان بگویم یا از ۶ و ۷ مرداد و عبور زرهپوش از روی بدنهای بیسپر و درآویختن مجاهدین با لودر و بولدزر و اعتصاب جانکاه ۷۲ روزه الله الله.
از جنگ ۸ساله و خمینی خواسته بگویم یا از پایداری شگفت مجاهدان اشرف و مریم در این سالیان الله الله.
از ۱۲ دولت و حکومت که در این سالها با رژیم و در استمالت و در اتحاد عمل با همین رژیم بر سر مان ریختند و از چیزی فروگذار نکردند بگویم یا از خط فروپاشی و متلاشی کردن محترمانه و نرم، با تیف و مزدورخانه الله الله.
از لیستهای مندرس و پاره پاره تروریستی بگویم یا ۱۰۰۱ پرونده و پروندهسازی و احکام آنچنانی که مجاهدین به پشیزی البته نخریدند و در برابرش خم به ابرو نیاوردند وَلاَ یرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَر وَلاَ ذِلَّة ، از شیخ و شاه و از ارتجاع و استعمار و اپورتونیسم تقریباً کسی باقی نماند، که شانس خودش رو علیه مجاهدین نیازموده باشد، بیمبالغه جای دهها و صدها کتاب است.
در مورد افراد و احزاب و جریانها و حکومتها و دولتهای مربوطه که یک به یک جای خودش رو دارد. از سیلاب اکاذیب دیوانهوار در ماورای تصور اجنه و اغیار علیه مجاهدین آتش زدن خانه خدا تا انفجار حرم امام رضا از کشتن کشیشان بیگناه تا قتلعام شیعه و کرد در عراق از برچسبهای تروریست، سکتاریست، بلانکیست تا کیش شخصیت و هزار و یک فتنه و فساد دیگر. راستی در تاریخ ایران کسی و گروهی هست که به این میزان در این حجم و در این ابعاد و با این تداوم و با این استمرار درباره او لجنپراکنی شده باشد؟ کسی هست که به این میزان از جمیع جهات؛ ایدئولوژیکی سیاسی تشکیلاتی شخصی فردی جمعی مورد حمله قرار گرفته باشد. الله الله
بله ما در همین مسیر راه آمدهایم و به انقلاب مریم تکیه کردیم حماسهای در ورای همه جانبازیها و پاکبازیها و حماسههای مجاهدین، شوریده بر دنیای فردیت و جنسیت ، فردیت و جنسیت ارتجاعی و بورژوازی شریک و همدست همین ارتجاع، حماسهای بزرگ و شگفت با زنان و مردانی شگفتتر ، حماسهای که هر روز و هر لحظه با تکتک مجاهدین و در تکتک مجاهدین هست و فروغش در یکایک مجاهدان حقیقی و واقعی هر روز شعله میکشد اونهایی که بعد از اینکه مریم مسئول اول شد برای سرنگونی، برای آرمان آزادی ، آزادی خلق و میهن ترک خانه و خانمان و زن و شوهر و فرزند گفتند ، روزه تاریخی و بیمانند جنسیت و فردیت بر شما گرامی و مبارک باد این رمز پیروزی است بر شما بشارت باد فبشر عباد.
سرچشمه ایستادگی و دارایی و توانمندی باطل السحر ارتجاع و بورژوازی و همه انواع لجنپراکنی ، آبشخور یاری و همیاری و حمایت خلق در زنجیر و حمایت نمایندگان بیشتر از یک میلیارد مردم دنیا وجدان بشری در برابر این مردان و این زنان ، در برابر گوهر بیبدیل و ناموس آرمانی سر به سجده می ساید و همین هم شایسته است الله الله
مجاهدین در تاریخ معاصر این میهن کلمه صدق است و فداگنجینه و گنج میهنی و آرمانی تضمین سرنگونی رژیم ضدبشری و حریت و آزادی ایران و ایرانی.
راستی که بدون این تاریخ معاصر ایران تا کجا سرد و خاموش بود ، تا کجا تیره و تار بود ، راستی که بدون این ایران و ایرانی به چه مینازید ، به زندانیان اشرفنشان بنگرید یکدست بر طناب دار و دستی دیگر قلم برگرفته رو در روی استبداد قهار سوگند میخورند و با سرود فتح و پیروزی میگویند که ما به صخرهای چنگ زدیم که هیچ طوفانی رو یارای کندنش نیست. و مینویسند که کماکان فطر رهایی مردم ایران یعنی محو شرک مجسم دوران، بدعت ولایت فقیه رو که ننگ اسلامیت و انسانیت هست خواستار هستند. و به اشرف درود میفرستند و به اشرف اقتدا میکنند و صبح آزادی و شادی ملت ایران رو نوید و بشارت میدهند بله این اشرف است که تکثیر شده تا اعماق زندانها به آخوندهای مرتجع باید گفت چه خواهید کرد ، چه خواهید کرد با این شجره طیبه و با رویش جوانه چه میکنید.
مسعود رجوی ـ ۲۷مرداد ۱۴۰۴
مجاهدین بیوقفه در میدانند یا که در زندان و تیرباران و سربدارانند
پیوند سیاست با شرافت همین است
مصدق در بیدادگاه نظامی شاه گفت: «به حس و عیان» میبیند که «این نهال برومند» به ثمر خواهد رسید. منظورش نهال برومند استقلال و آزادی بود که با خون «شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی» آبیاری شد. این عنوانی بود که مصدق پس از شهادت فاطمی به او داد.
بیتردید اگر آن کودتای سیاه نمیبود، تاریخ ایران و حیات یکایک ما، مسیر متفاوتی داشت و شیخ به جای شاه بر تخت ولایت نمینشست. اما بهای آزادی بسا گزافتر است. پیشوای نهضت ملی در ۳۰ تیر ۱۳۴۰ با اشاره به تجربهٔ ارتش آزادیبخش الجزایر، پیام خود را با صراحت به نسلهای بعد رساند و نوشت: «ملتی هم هست که در راه آزادی و استقلال از همه چیز میگذرد و دیگران هم اگر علاقه به وطن دارند باید از همین راه بروند و آن را انتخاب نمایند».
این وصیت تاریخی از همان درد وطن و غیرت ملی و میهنی مایه میگیرد و مصدق را از ورای حبس و حصر شاه با نسلهای بعــدی پیوند میزند. او بهخــوبی میدانست کــــه چنین انتخابی مستلزم فداکاری و از خودگذشتگی است. در همان یادداشت کوتاهش در مورد کتاب «الجزایر و مردان مجاهد» ادامه داد «باری، حرف زیاد است و مستمع به تمام معنی فداکار کم. چه میشود کرد، بلکه خدا بخواهد که این نقیصه در ما رفع شود و ما هم بتوانیم بگوییم مملکت و وطنی داریم و در راه آزادی و استقلال آن، از همه چیز میگذریم». و چنین شد.
چند سالی نگذشت که مجاهد و چریک فدایی به میدان آمدند. چنانکه پدر طالقانی گفت از خون حنیف و یاران و همسنگرانش سیلابها برخاست و دفتر حسابهای ارتجاعی و استعماری را در هم پیچید. خلقی برخاست و با پرداخت قیمت دیکتاتوری دستنشانده سلطنتی را سرنگون کرد.
حالا ۷۲ سال از آن کودتای سیاه گذشته که ۶۰ سال آن را مجاهدین بیوقفه در میدانند. یا هم که در زندان و تیرباران و سربدارانند. پیوند سیاست با شرافت همین است. شتابان با زورق جان در دریای خون به سوی آزادی روانند.
همچنانکه رئیسجمهور برگزیدهٔ مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت گفت: هدف شورای ملی مقاومت نه کسب قدرت بلکه انتقال آن به مردم ایران است.
خانم مریم رجوی
شورای ملی مقاومت به این تعهد وفادار است که هدفش نه کسب قدرت بلکه انتقال قدرت به مردم ایران است.
مسعود رجوی ـ شهریور ۱۳۸۰
حالا بعد از مصاف پرکشاکش و پر رنج و خون با دیکتاتوری مذهبی مثل روز روشن شده که در دل تاریخ ایران، در دل جامعه ایران، اصیلترین گوهر، اصیلترین ارزش، ماندگارترین، مقاومترین، پاکیزهترین گوهر، همین شجرهٔ طیبهٔ مجاهد خلق است و همسنگرانش در کل مقاومت ایران. اگر در بطن جامعه چیز دیگری میبود. چیز کاراتر، براتر و ارزشمندتری میبود قطعاً که خودش را بارز میکرد.
و خدا کنه که در دههها و سدههای آینده هم ، مجاهدین در برابر خدا و خلق و در برابر تاریخ ایران سرفراز و روسفید باشند و به وظایف تاریخی خودشان با توفیق و با سرشار بودن باز هم عمل کرده باشند و برای همیشه بهعنوان وفای مجسم به پیمان، با فدای بیکران ، در تاریخ ایران و در تاریخ اسلام انقلابی به ثبت برسند.
