۶۱ سال مبارزه؛ آیا کانونهای شورشی وارد مرحله تازهای از تهاجم شدهاند؟
۱۴۰۵/۶/۱۴
از ۶۱ عملیات آتشین تا شکستن دیوار اختناق؛ پیام کانونهای شورشی در سالی که «سال سرنوشت» نام گرفته چیست؟
گفتگو با احمد افشار
ما در آستانه شصتویکمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران هستیم و لحظاتی پیش تصاویری از فعالیتهای کانونهای شورشی در سراسر میهنمان را به همین مناسبت دیدیم. همراه هستیم با آقای احمد افشار تا نگاهی داشته باشیم به این موضوع.
اجازه میخواهم که سلام کنم به همه هممیهنان و بهخصوص به پویندگان راه حنیف کبیر، سعید محسن و اصغر بدیعزادگان و همه شورشگران و کانونهای شورشی و بهخصوص زندانیان سیاسی مقاوم که همان راه و همان آرمان را امروز در پیش گرفتهاند و سرفرازانه ادامه میدهند.
بله. آقای افشار، لحظاتی پیش تصاویری از ۶۱ عملیات آتشین کانونهای شورشی را به مناسبت شصتویکمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین دیدیم. پیام این عملیات از نظر شما چیست؟
خب، اجازه میخواهم یک توضیح ابتدایی در مورد پیام اصلی و پیامهایی که این صحنههای شکوهمند ۶۱ عملیات کانونهای شورشی داشت، بدهم.
توضیح این است که مناسبت ۱۵ شهریور، بنیانگذاری سازمان، در واقع در ۶۱ سال گذشته انجام شده است. آنچه این مناسبت را ویژه میکند، تلاقی آن با نیمه سال سرنوشت است که رهبر مقاومت، آقای مسعود رجوی، در ابتدای سال اعلام کردند. سال، سال سرنوشت است و با ۱۵ شهریور، ما به نیمه این سال، در واقع رسیدیم و ارتقا پیدا کردیم به یک نقطه و یک سکوی پرش.
همواره نقاط تلاقی، ماهیتها و ویژگیهای پدیدهها را رونمایی میکنند. وقتی دو منحنی با هم تلاقی پیدا میکنند، آن پدیده در نقطه تلاقی، ویژگیهای خاص خودش را که در شرایط عادی بارز نیست، بارز میکند.
الان ما در یک صحنه، یک مسیر ۶۱ سالهای داریم که در آستانه ورود به شصتودومین سال آن قرار گرفتهایم، با همه بالا و پایینهایش؛ و گزارشی که در گزارشهای سیمای آزادی هم شاهدش بودیم، یک طرف قضیه است. این نیروی انقلابی و این سازمان انقلابی به این نقطه از حیات خودش رسیده است.
از طرف دیگر، آن منحنی دیگر، منحنی رژیم ۴۷ سالهای است که الان در حضیض خودش، در ضعیفترین نقطه خودش، البته با تمام ستمگری و جلادی و جلادمنشی و جنایتکاریاش، قرار گرفته است.
خب، اینها در این نقطه به هم پیوند میخورند و بنابراین ما شاهد این وضعیت هستیم؛ وضعیت مقاومت ایران و وضعیت رژیم؛ رژیمی که الان میبینیم مشکل یک جهان شده و تمام جهان، حتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، همانطور که شما گفتید، میخواهد آن را به سازمان ملل ببرد. رژیم تحت فشار و در انزوای بیسابقهای قرار گرفته است.
به لحاظ منطقهای، ائتلافهایی که علیه آن شکل گرفته، این وضعیت منطقهای است. حتی کشورهای بهاصطلاح عربی منطقه که به شکلی در حالت عادی به سر میبردند، آنها هم الان همه علیه این رژیم شدهاند. کسی دیگر نمانده جز همین نیابتیهایی که اینور و آنور دارد. کشور دیگری نمانده در برابر این رژیم.
از آن طرف، ما میبینیم که چه حمایتی از مقاومت ایران میشود؛ چه اکثریت پارلمانی کسب میکند، که جلوههایش را مثلاً در حمایت در پاریس امسال، در جلسات ایتالیا دیدیم و همین هفته قبل هم که ۲۸۰ شخصیت عربی از مقاومت ایران حمایت کردند.
خب، این دوتا اینجا تلاقی کردهاند. اما در پاسخ به سؤال شما، خواستم اول توضیح بدهم که این ۶۱ عملیات در چه نقطه تلاقیای صورت میگیرد: بنیانگذاری سازمان و نیمه سال سرنوشت.
آیا کانونهای شورشی از عملیات پراکنده عبور کردهاند؟
اولین پیام اصلی این است که اقدامات عملیاتی و قهرمانانه کانونهای شورشی، از یک عملیات پراکنده تبدیل شده به تهاجم سازمانیافته شهری.
این یک جایی است که کانونها در واقع با ضربات پیدرپیشان به بنیادهای سرکوب و مراکز سرکوب، دیوارهای اختناق را هدف قرار میدهند و در واقع این عملیات، اراده سرنگونی را عملیاتی میکنند و نشان میدهند که چه کار باید کرد برای سرنگونی.
این پیام اولش است.
پیام دوم اینکه این عملیات خیلی خوب، در این مناسبت و با عدد خودش، با شصتویکمین عملیات، نشان میدهد که ادامه سرخ شش دهه مجاهدین هست؛ از آن دادگاههای بیدادگاههای دهه ۵۰ تا اعدامهای سال ۶۷ و تا نسلی که سرموضع بودند و از سلولهای زندانها به کف خیابانها آورده شدهاند.
آیا ابزار ترس و اعدام دیگر نمیتواند خشم جامعه را مهار کند؟
و پیام آخر و پیام نهایی این است که ابزارهای اصلی ترس و وحشتآفرینی رژیم، یعنی همان اعدامها، که رژیم با آنها میخواهد خشم جامعه را مهار کند، بیاثر شدهاند.
چگونه میخواهد خشم جامعه را مهار کند؟ این عملیات دارد آن ابزارها را کماثر میکند. آتش عملیات، بنبست سکوت را میشکند؛ همان سکوتی که رژیم میخواهد بر جامعه اعمال کند.
